27 جمادل الثانی روز رحلت عبدالمطلب
حضرت عبدالمطلب عليه السلام
عبدالمطلب فرزند هاشم ، و پدربزرگ پیامبر بود. نام او شيبه*، کنيهاش ابوالحارث (حارث بزرگترين پسر او بود )، و مادرش سلمي بنت عمر از قبيله خزرج بود. عبدالمطلب در بين مردم به «فياض» (بخشنده) شهرت داشت.
او بخشي از کودکي خود را در قبيله مادرش در شهر مدينه سپري کرد و پس از آن توسط مطلب ، عموي خود، بر اساس سفارش هاشم به مکه بازگردانده شد. هاشم در هنگام مرگش به مطلب گفته بود « پسرت، شيبه، را درياب.»
و چون مطلب او را سرپرستي مي کرد، و مردم او را غلام مطلب ميدانستند، عبدالمطلب ناميده شد.
پس از مطلب، عبدالمطلب مهمانداري از حاجيان کعبه را به عهده گرفت و براي سهولت در آبرساني به حاجيان، چاه زمزم را، به کمک پسر بزرگش، حارث، بازسازي کرد. هنگام کندن چاه، دو مجسمه آهوي زرين و چند شمشير به دست آمد که به حکم قرعه، دو شمشير به عبدالمطلب رسيد و دو آهو از آن ِکعبه شد.
عبدالمطلب از دو شمشيرش دري براي کعبه ساخت و دو آهو را بر آن نصب کرد.
هنگام کندن چاه، به دليل کارشکنيهاي قريش نذر کرده بود چنانچه خداوند ده پسر به او عطا کند، به شکرانه آن، يکي از آنها را براي خدا در پيشگاه کعبه قرباني کند، و سالها بعد، قرعه به نام عبدالله دهمين پسر او و پدر پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم، افتاد، ولی با فشار مردم و سران قريش، عبدالمطلب ناچار شد راه حلي براي اين مشکل بيابد و سرانجام به جاي عبدالله، صد شتر قرباني کرد.
زماني که ابرهه پادشاه يمن براي انهدام کعبه به مکه لشگر کشيد، عبدالمطلب به عنوان بزرگ قريش به ديدار او رفت اما فقط از او خواست دويست شتري را که از او غارت شده بود، بازگرداند. ابرهه گفت:« چرا به اين خواسته کوچک اکتفا ميکني، در حالي که من براي خراب کردن کعبه آمده ام.»
عبدالمطلب گفت:« من صاحب شتران قريش هستم و کعبه، پروردگاري دارد که خود، از آن نگاهباني مي کند.»
عبدالمطلب اولين کسي بود که در ماه رمضان به کوه حراء ميرفت و در تنهايي به عبادت ميپرداخت.
او ده پسر به نامهاي عبدالله، عباس، حمزه، ابوطالب زبير، حارث، حجل، مقوم، ضرار، ابولهب داشت و شش دختر به نامهاي صفيه، ام حکيم، عاتکه، اميمه ،أروي و بره.
عبدالمطلب همانند ديگر اجداد پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم از آيين توحيد و دين حضرت ابراهيم پيروي ميکرد و از شرک بيزاري ميجست.
پس از مرگ عبدالله، سرپرستي پيامبر به عهده عبدالمطلب قرار گرفت. وي محمد صلي الله عليه و آله و سلم را بسيار گرامي ميداشت و او را فرزند خود مي خواند.
هنگامي که پيامبر هشت ساله بود، عبدالمطلب در صد و بيست سالگي از دنيا رفت. چون در سر او موهاي سپيد ديده مي شد، او را شيبه (سپيدمو) مي ناميدند.
منابع:
· بحارالانوار، ج15، ص119
· السيرةالنبويه، ج1، ص 150-155-160-113-178
· فروغ ابديت، ج1، ص117
· اسدالغابه، ج1، ص22
· تاريخ الطبري، ج1، ص 501-503
· بحارالانوار، ج15، ص144 ح76 --- کمال الدين
· الکامل، ج1، ص456
