احکام پزشکی / جراحی زیبایی آیت الله مکارم

1- حکم عمل جراحی زیبایی
عمل های جراحی که برای زیبایی است مانند عمل بینی چه حکمی دارد؟
اشکالی ندارد ولی باید از طریق هم جنس بوده باشد مگر این که لمس صورت نگیرد
2- حکم شرعی جراحی زیبایی
نظر شما در مورد عمل جرّاحى زیبا سازى که بعضى انجام مى دهند چیست؟ قابل توجّه این که این عملیّات گاهى براى از بین بردن زشتى مادرزادى است و گاهى براى از بین بردن زشتى است که مادرزادى نیست مثل زخمها و جراحاتى که بعداً عارض مى شود و گاهى اصلا براى از بین بردن زشتى نیست، بلکه براى زیباتر شدن است؟
در صورتى که آمیخته با حرام دیگرى نباشد در هیچ صورت اشکال ندارد و در صورتى که مستلزم حرامى باشد (مانند نظر و لمس نامحرم) تنها در صورت ضرورت، جایز است.
3- عمل لیزیک بر روی پوست
من می خواهم بر روی صورت عمل لیزیک انجام دهم برای زیبایی و نه درمان اما تا دو یا سه هفته نباید آب به آن بزنم. آیا با علم به این موضوع که مانع وضو و غسل است می توانم این عمل را انجام بدهم؟ در این مدت چگونه باید وضو و غسل را انجام دهم؟
در مورد عمل جراحی، در صورتى که آمیخته با حرام یا ضرر مهمّ دیگرى نباشد ذاتاً اشکالى ندارد، ولى چنانچه مستلزم حرامى باشد (مانند لمس و نظر حرام) تنها در صورت ضرورت جایز است.
در مورد وضو و غسل نیز در صورت جواز غسل و وضوی جبیره ای می کنید.

احکام پزشکی - آزمایشات مطابق نظر ایت الله مکارم

1- آزمایش داروهای جدید بر روی انسان
لطفاً به سؤالات زیر پیرامون آزمایش و پژوهش روى افراد پاسخ دهید:
الف) آیا مى توان از انسانها براى آزمایش داروها استفاده کرد؟ براى مثال معمول است که در آزمایش داروها از گروه شاهد (گروه سالم) استفاده مى کنند، و برخى مى گویند: اگر اثر داروى مورد مطالعه مشخّص نباشد مى توان گروه شاهد را انتخاب کرد، ولى در مواردى که اثر درمانى داروى مورد مطالعه حتمى است، یا عدم تجویز آن سبب خطراتى مى شود تعیین گروه شاهد صحیح نیست. نظر شما چیست؟
ب) آیا از نظر اخلاقى تجویز دارونما اشکالى ندارد؟
برخى مى گویند استفاده از داروى کاملاً بى اثر (Placebo) اشکال دارد، و در مقایسه یک دارو باید آن را با داروى قدیمى مقایسه کرد; ولى اگر داروى قدیمى موجود نباشد، مى توان از دارونما استفاده کرد. البتّه دارونماىِ کاملاً بى اثر «مثل تزریق مایع نمکى داخل رگ به جاى دارو» باید به اطّلاع و موافقت بیمار باشد. آیا بیماران چنین مسأله اى را مى پذیرند؟ بیمارى که به بیمارستان مراجعه مى کند براى درمان است نه براى آزمایش، و پیدا شدن افراد داوطلب که بیمار هم باشند
مشکل است.پس راه حل چیست؟آیا مى توان بدون اطّلاع بیمار به او دارونما داد؟
ج) آیا استفاده از کفّار، اسرا و محکومین به مرگ، براى آزمایش و پژوهش مجاز است؟ این روش را هیتلر روى یهودیها، و آمریکائیها روى سیاه پوستان انجام مى دادند.
استفاده از داروهایى که خطر مرگ یا بیماریهاى مختلف دارد جایز نیست، مخصوصاً با عدم اطّلاع بیمار. و استفاده از داروهاى بى اثر اگر جنبه درمانى، هرچند از طریق تلقین داشته باشد، در فرض نبودن داروهاى واقعى مانعى ندارد.
2- استفاده از گیاهان و حیوانات برای تحقیقات پزشکی
آیا براى انجام تحقیقات پزشکى، ضرر رساندن به حیوانات یا گیاهان جایز است؟
در مورد گیاهان اشکالى ندارد. و در مورد حیوانات، هرگاه تحقیقات براى منظور مهمّى باشد جایز است.
3- آزمایشات طبی خطرناک بر روی انسان
معمولاً براى کسب اطّلاعات بیشتر پزشکى در جهت تشخیص امراض و درمان آن روى انسانها، آزمایشهاى طبّى گوناگونى که گاه خطرناک هم هست انجام مى دهند، در این مورد به سؤالات زیر پاسخ فرمایید:
1. اگر بیمار یقین داشته که چنانچه خود را در معرض چنین آزمایشاتى قرار دهد به استقبال خطرات جانى براى خود رفته است، ولى از طرفى هم به پیشرفت علم پزشکى و به معالجه و مداواى جامعه مسلمانان در آینده کمک نموده است. آیا قرار گرفتن در معرض چنین آزمایشاتى جایز است؟
2. اگر ضرر جانى محتمل، ولى کمک به علم پزشکى فوق الذّکر قطعى باشد، آیا در این صورت بیمار مى تواند خود را در معرض آزمایش قرار دهد؟
3. اگر هیچ گونه علمى به ضرر جانى براى خود نداشته باشد، و فایده آزمایش هم براى کمک فوق الذکر محتمل باشد، چه حکمى دارد؟
4. اگر فایده آزمایشات فوق الذکر به سود تمامى افراد بشر باشد، در معرض قرار دادن در صورت علم به ضرر، یا احتمال ضرر، یا عدم علم به ضرر چه حکمى خواهد داشت؟
5. در صورتى که آزمایشات مورد بحث براى اهداف فوق الذکر هیچ گونه ضررى براى انسان بیمار نداشته باشد، آیا طبیب بدون اطّلاع و کسب اجازه از بیمار مى تواند چنین اقدامى نماید؟
6. چنانچه در صورت ضرورت انجام چنین آزمایشاتى جایز باشد، منظور از ضرورت چیست؟
1. جایز نیست.
2. اگر احتمال آن قوى باشد مشکل است.
3. اشکالى ندارد.
4. تنها در صورتى که ضرر ضعیف باشد مى تواند اقدام کند.
5. اگر آزمایشها، جزئى از معالجه بیمار یا مقدّمه درمان او باشد مانعى ندارد; در غیر این صورت نیاز به اجازه دارد.
6. در صورتى که نجات جان مسلمانان بستگى به آزمایش روى این شخص داشته باشد، و این شخص راضى باشد اشکالى ندارد.
4- کتمان نتیجه آزمایش ازدواج توسط پزشک
جوانى جهت ازدواج براى آزمایش به پزشک مراجعه مى کند. پزشک وى را دچار بیمارى مسرى مى یابد، و یا متوجّه مى شود که معتاد است. در اینجا، اگر واقعیّت را براى دیگران، که منتظر نتیجه آزمایش هستند بگوید، پرده از روى راز پنهان بیمار برداشته مى شود، که قطعاً براى بیمار تبعات سوئى به دنبال خواهد داشت. و اگر نگوید همسر آینده وى دچار بیمارى مسرى شده، و گرفتاریهایى پیدا مى کند، و ممکن است براى طبیب هم مشکل ساز شود. تکلیف طبیب چیست؟
با توجّه به اینکه این گونه آزمایشها نوعى مشورت با طبیب است، کتمان کردن واقعیّت،خیانت درمشورت محسوب مى شود،و باید واقعیّت را بگوید.

احکام پزشکی - زایمان

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي) س 1255: 1 - آيا براى زنى كه سالم است، جلوگيرى از باردارى بطور موقت از طريق بكارگيرى وسايل و موادى كه از انعقاد نطفه جلوگيرى می ‏كنند، جايز است؟
 2 - استفاده از يكى از دستگاههاى جلوگيرى از باردارى كه چگونگى جلوگيرى از حاملگى توسط آن تا به امروز معلوم نشده، ولى به عنوان وسيله‏اى براى جلوگيرى از باردارى شناخته شده است، چه حكمى دارد؟
 3 - آيا جلوگيرى دائم از حاملگى براى زنى كه از خطر باردارى خوف دارد، جايز است؟
 4 - آيا جلوگيرى دائمى از باردارى براى زنانى كه زمينه مساعدى براى به دنيا آوردن فرزندانى معيوب يا مبتلا به بيماريهاى ارثى جسمى و روانى دارند، جايز است؟
 
ج: 1 - اگر با موافقت شوهر باشد، اشكال ندارد.
 2 - اگر موجب از بين رفتن نطفه بعد از استقرار آن در رحم شود و يا مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، جايز نيست.
 3 - جلوگيرى از باردارى در فرض مذكور اشكال ندارد بلكه اگر حاملگى براى حيات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن بطور اختيارى جايز نيست.
 4 - اگر با يك غرض عقلائى صورت بگيرد و ضرر قابل توجهى هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد، اشكال ندارد.

 
 س 1256: بستن لوله هاى منى مرد براى جلوگيرى از افزايش جمعيت چه حكمى دارد؟
 
ج: اگر اين كار با يك غرض عقلائى صورت بگيرد و ضرر قابل ملاحظه‏اى هم نداشته باشد، فى‏نفسه اشكال ندارد.
 
 س 1257: آيا زن سالمى كه حاملگى براى او ضررى ندارد، جايز است از طريق عزل يا دستگاه ديافراگم يا خوردن دارو و يا بستن لوله هاى رحم، از باردارى جلوگيرى كند، و آيا جايز است شوهرش او را وادار به استفاده از يكى از اين راهها غير از عزل نمايد؟
 
ج: جلوگيرى از باردارى فى‏نفسه به طريق عزل، اشكال ندارد و همچنين استفاده از راههاى ديگر هم اگر با يك غرض عقلائى صورت گيرد و ضرر قابل ملاحظه‏اى هم نداشته و با اجازه شوهر بوده و مستلزم لمس و نظر حرام نباشد، اشكال ندارد ولى شوهر حق ندارد همسر خود را به اين كار وادار نمايد.
 
 س 1258: آيا جايز است زن باردارى كه قصد دارد لوله‏هاى رحم خود را ببندد، از طريق عمل سزارين فرزند خود را به دنيا آورد تا در هنگام آن عمل، لوله هاى خود را هم ببندد؟
 
ج: حكم بستن لوله
‏هاى رحم قبلا گذشت، ولى جواز عمل سزارين متوقف بر نياز به آن يا درخواست خود زن باردار است و به هر حال لمس و نظر مرد اجنبى به زن هنگام عمل سزارين و بستن لوله‏هاى رحم حرام است. مگر در حال ضرورت.
 
 س 1259: آيا جايز است زن بدون اجازه شوهرش از وسائل پيشگيرى از باردارى استفاده نمايد؟
 
ج: محل اشكال است.
 
 س 1260: مردى كه داراى چهار فرزند است اقدام به بستن لوله‏هاى منى خود كرده است، آيا در صورت عدم رضايت زن، آن مرد گناهكار محسوب می ‏شود؟
 
ج: جواز اين كار متوقف بر رضايت زوجة نيست و چيزى بر عهده مرد نمی ‏باشد.

احکام پزشکی - تغییر جنسیت

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)


س 1279: برخى از افراد در ظاهر مذكّر هستند ولى از جهات روحى و روانى ويژگيهاى جنس مونّث را دارند و تمايلات جنسى زنانه در آنان بطور كامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغيير جنسيت نكنند به فساد مى‏افتند. آيا معالجه آنان از طريق انجام عمل جراحى جايز است؟
ج: عمل جرّاحى مذكور براى كشف و آشكار كردن واقعيت جنسى آنان اشكال ندارد، به شرطى كه اين كار مستلزم فعل حرام و ترتّب مفسده‏اى نباشد.

س 1280: انجام عمل جراحى براى الحاق فرد خنثى به زن يا مرد چه حكمى دارد؟
ج: اين كار فى‏نفسه اشكال ندارد، ولى واجب است از مقدمات حرام پرهيز شود.

احکام پزشکی/سقط جنین

 مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)
 س 1261: آيا سقط جنين بر اثر مشكلات اقتصادى جايز است؟
 ج: سقط جنين به مجرّد وجود مشكلات و سختى‏هاى اقتصادى جايز نمى‏شود.
 
 س 1262: پزشك بعد از معاينه در ماههاى اول حاملگى به زن گفته است كه استمرار باردارى احتمال خطر جانى براى او دارد و در صورتى كه حاملگى ادامه پيدا كند، فرزندش ناقص‏الخلقه متولد خواهد شد و به همين دليل پزشك دستور سقط جنين داده است، آيا اين كار جايز است؟ و آيا سقط جنين قبل از دميده شدن روح به آن جايز است؟
 ج: ناقص‏الخلقه بودن جنين، مجوّز شرعى براى سقط جنين حتّى قبل از ولوج روح در آن محسوب نمى‏شود، ولى اگر تهديد حيات مادر بر اثر استمرار حاملگى مستند به نظر پزشك متخصص و مورد اطمينان باشد، سقط جنين قبل از ولوج روح در آن اشكال ندارد.
 
 س 1263: پزشكان متخصص مى‏توانند از طريق استفاده از روشها و دستگاههاى جديد، نواقص جنين در دوران باردارى را تشخيص دهند و با توجه به مشكلاتى كه افراد ناقص‏الخلقه بعد از تولد در دوران زندگى با آن مواجه مى‏شوند، آيا سقط جنينى كه پزشك متخصص و مورد اطمينان آن را ناقص‏الخلقه تشخيص داده، جايز است؟
 ج: سقط جنين در هر سنّى به مجرّد ناقص‏الخلقه بودن آن و يا مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مى‏شود، جايز نمى‏شود.

 

ادامه نوشته

احکام پزشکی - جلوگیری از بارداری

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

 س 1255: 1 - آيا براى زنى كه سالم است، جلوگيرى از باردارى بطور موقت از طريق بكارگيرى وسايل و موادى كه از انعقاد نطفه جلوگيرى می ‏كنند، جايز است؟
 2 - استفاده از يكى از دستگاههاى جلوگيرى از باردارى كه چگونگى جلوگيرى از حاملگى توسط آن تا به امروز معلوم نشده، ولى به عنوان وسيله‏اى براى جلوگيرى از باردارى شناخته شده است، چه حكمى دارد؟
 3 - آيا جلوگيرى دائم از حاملگى براى زنى كه از خطر باردارى خوف دارد، جايز است؟
 4 - آيا جلوگيرى دائمى از باردارى براى زنانى كه زمينه مساعدى براى به دنيا آوردن فرزندانى معيوب يا مبتلا به بيماريهاى ارثى جسمى و روانى دارند، جايز است؟
 
ج: 1 - اگر با موافقت شوهر باشد، اشكال ندارد.
 2 - اگر موجب از بين رفتن نطفه بعد از استقرار آن در رحم شود و يا مستلزم نگاه و لمس حرام باشد، جايز نيست.
 3 - جلوگيرى از باردارى در فرض مذكور اشكال ندارد بلكه اگر حاملگى براى حيات مادر خطر داشته باشد، باردار شدن بطور اختيارى جايز نيست.
 4 - اگر با يك غرض عقلائى صورت بگيرد و ضرر قابل توجهى هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد، اشكال ندارد.

 
 س 1256: بستن لوله هاى منى مرد براى جلوگيرى از افزايش جمعيت چه حكمى دارد؟
 ج: اگر اين كار با يك غرض عقلائى صورت بگيرد و ضرر قابل ملاحظه‏اى هم نداشته باشد، فى‏نفسه اشكال ندارد.
 
 س 1257: آيا زن سالمى كه حاملگى براى او ضررى ندارد، جايز است از طريق عزل يا دستگاه ديافراگم يا خوردن دارو و يا بستن لوله هاى رحم، از باردارى جلوگيرى كند، و آيا جايز است شوهرش او را وادار به استفاده از يكى از اين راهها غير از عزل نمايد؟
 ج: جلوگيرى از باردارى فى‏نفسه به طريق عزل، اشكال ندارد و همچنين استفاده از راههاى ديگر هم اگر با يك غرض عقلائى صورت گيرد و ضرر قابل ملاحظه‏اى هم نداشته و با اجازه شوهر بوده و مستلزم لمس و نظر حرام نباشد، اشكال ندارد ولى شوهر حق ندارد همسر خود را به اين كار وادار نمايد.
 
 س 1258: آيا جايز است زن باردارى كه قصد دارد لوله‏هاى رحم خود را ببندد، از طريق عمل سزارين فرزند خود را به دنيا آورد تا در هنگام آن عمل، لوله هاى خود را هم ببندد؟
 ج: حكم بستن لوله‏هاى رحم قبلا گذشت، ولى جواز عمل سزارين متوقف بر نياز به آن يا درخواست خود زن باردار است و به هر حال لمس و نظر مرد اجنبى به زن هنگام عمل سزارين و بستن لوله‏هاى رحم حرام است. مگر در حال ضرورت.
 
 س 1259: آيا جايز است زن بدون اجازه شوهرش از وسائل پيشگيرى از باردارى استفاده نمايد؟
 ج: محل اشكال است.
 
 س 1260: مردى كه داراى چهار فرزند است اقدام به بستن لوله‏هاى منى خود كرده است، آيا در صورت عدم رضايت زن، آن مرد گناهكار محسوب می ‏شود؟
 ج: جواز اين كار متوقف بر رضايت زوجة نيست و چيزى بر عهده مرد نمی ‏باشد.

پیوند اعضا و تشریح میت

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

س 1281: بررسى بيماريهاى قلب و عروق و برگزارى سلسله مباحث راجع به آن، براى كشف مسائل جديد، مستلزم دستيابى به قلب و عروق افرادى است كه از دنيا رفته‏اند، تا معاينه و آزمايش بر روى آنها انجام شود، با توجه به اينكه آنان بعد از آزمايشات و بررسى‏ها بعد از يك روز يا بيشتر اقدام به دفن آنها مى‏كنند، سؤال اين است:
1 - آيا انجام اين بررسى‏ها بر روى جسد فرد مسلمان جايز است؟
2 - آيا دفن قلب و عروقى كه از جسد ميّت برداشته شده‏اند، جدا از آن جسد، جايز است؟
3 - با توجه به مشكلات دفن قلب و عروق بطور جداگانه، آيا دفن آنها همراه با جسد ديگر، جايزاست؟
ج: اگر نجات نفس محترمى يا كشف مطالب جديد علم پزشكى كه موردنياز جامعه است و يا دستيابى به اطلاعاتى راجع به بيمارى كه زندگى مردم را تهديد مى‏كند، منوط به آن باشد، تشريح جسد ميّت اشكال ندارد، ولى واجب است تا حد امكان از جسد ميّت مسلمان استفاده نشود و اجزايى هم كه از جسد فرد مسلمان جدا شده‏اند، در صورتى كه دفن آنها با جسد، حرج يا محذورى نداشته باشد واجب است با خود جسد دفن شود و الاّ دفن آنها بطور جداگانه و يا با جسد ميّت ديگر جايز است.

س 1282: آيا تشريح براى تحقيق درعلت مرگ در صورت مشكوك بودن، مانند شك در اينكه ميّت بر اثر سم مرده يا خفگى و يا غير آن، جايز است يا خير؟
ج: اگر كشف حقيقت متوقف بر آن باشد، اشكال ندارد.

س 1283: تشريح جنين سقط شده در تمامى مراحل عمرش، براى دستيابى به اطلاعاتى در علم بافت شناسى، با توجه به اينكه وجود درس تشريح در دانشكده پزشكى ضرورى است، چه حكمى دارد؟
ج: اگر نجات جان نفس محترمى يا كشف مطالب پزشكى جديدى كه جامعه به آن نيازمند است و يا دستيابى به اطلاعاتى راجع به يك بيمارى كه زندگى مردم را تهديد مى‏كند، منوط به تشريح جنين سقط شده باشد، اين عمل جايز است ولى سزاوار است كه تا حد امكان از جنين سقط شده متعلّق به مسلمانان و يا كسى كه محكوم به اسلام است استفاده نشود.

س 1284: آيا استخراج قطعه پلاتين از بدن ميّت مسلمان از طريق تشريح جسد قبل از دفن، به علت قيمت و كمبود آن، جايز است؟
ج: استخراج پلاتين در فرض سؤال، به شرطى كه بى‏احترامى به ميّت محسوب نشود جايز است.

س 1285: آيا نبش قبور اموات اعم از اينكه در قبرستان مسلمانان باشند يا غير آنها، براى دستيابى به استخوان آنان به منظور استفاده‏هاى آموزشى در دانشكده پزشكى جايز است؟
ج: نبش قبور مسلمانان براى اينكار جايز نيست مگر آنكه نياز فورى پزشكى براى دستيابى به آنها وجود داشته باشد و دسترسى به استخوان ميّت غيرمسلمان هم ممكن نباشد.

س 1286: آيا كاشت مو در سر براى كسى كه موهاى سرش سوخته است و در انظار عمومى مردم از اين جهت رنج مى‏برد، جايز است؟
ج: اين كار فى‏نفسه اشكال ندارد به شرط اينكه از موى حيوان حلال گوشت و يا موى انسان باشد.

س 1287: اگر شخصى مبتلا به بيمارى شود و پزشكان از درمان وى نااميد گردند و اعلام نمايند كه او بزودى از دنيا خواهد رفت، در اين صورت آيا برداشتن اعضاى حياتى بدن او مثل قلب و كليه و غيره قبل از وفات وى و پيوند آنها به بدن شخص ديگر جايز است؟
ج: اگر برداشتن اعضاى بدن او منجر به مرگ وى شود حكم قتل او را دارد، و در غير اين صورت اگر با اجازه خود او باشد اشكال ندارد.

س 1288: آيا استفاده از عروق و رگهاى جسد شخص متوفّى براى پيوند به بدن يك فرد بيمار، جايز است؟
ج: اگر با اذن ميّت در دوران حياتش و يا با اذن اولياى او بعد از مردنش باشد و يا نجات جان نفس محترمى منوط به آن باشد، اشكال ندارد.

س 1289: آيا در قرنيّه‏اى كه از بدن ميّت جدا شده و به بدن انسان ديگرى پيوند زده مى‏شود و در حالى كه اين كار غالبا بدون اجازه اولياء ميّت انجام مى‏شود، ديه واجب است؟ و بر فرض وجوب، مقدار ديه هر يك از چشم و قرنيّه چقدر است؟
ج: برداشتن قرنيّه از بدن ميّت مسلمان حرام است و موجب ديه مى‏شود كه مقدار آن پنجاه دينار است ولى اگر با رضايت و اذن ميّت قبل از مرگش، برداشته شود اشكال ندارد و موجب ديه نيست.

س 1290: يكى از مجروحين جنگ از ناحيه بيضه‏هايش زخمى شده، به طورى كه منجر به قطع آنها گشته است، آيا استفاده از داروهاى هورمونى براى حفظ قدرت جنسى و ظاهر مردانه‏اش براى او جايز است؟ و اگر تنها راه دستيابى به نتايج مذكور و پيدا كردن قدرت بچه‏دار شدن، پيوند بيضه فرد ديگرى به او باشد، حكم آن چيست؟
ج: اگر پيوند بيضه به بدن او ممكن باشد به طورى كه بعد از پيوند و التيام، جزئى از بدن او شود، از جهت طهارت و نجاست اشكال ندارد و همچنين از جهت قدرت بچه‏دار شدن و الحاق فرزند به او هم مشكلى نيست. استعمال داروهاى هورمونى براى حفظ قدرت جنسى و ظاهر مردانگى‏اش هم اشكال ندارد.

س 1291: با توجه به اهميّت پيوند كليه براى نجات جان بيماران، پزشكان به فكر افتاده‏اند كه يك بانك كليه ايجاد كنند و اين بدين معنى است كه افراد زيادى بطور اختيارى مبادرت به اهداء يا فروش كليه مى‏كنند، آيا فروش يا اهداى كليه يا هر عضو ديگرى از بدن بطور اختيارى جايز است؟ اين عمل هنگام ضرورت چه حكمى دارد؟
ج: مبادرت مكلّف در هنگام حيات، به فروش يا هديه كردن كليه يا هر عضو ديگرى از بدن خود براى استفاده بيماران از آنها در صورتى كه ضرر معتنابه براى او نداشته باشد اشكال ندارد، بلكه در مواردى كه نجات جان نفس محترمى متوقف بر آن باشد، اگر هيچگونه حرج يا ضررى براى خود آن شخص نداشته باشد، واجب مى‏شود.

س 1292: بعضى از افراد دچار ضايعات مغزى غير قابل درمان و برگشت مى‏شوند كه بر اثر آن، همه فعاليت‏هاى مغزى آنان از بين رفته و به حالت اغماى كامل فرو مى‏روند و همچنين فاقد تنفس و پاسخ به محرّكات نورى و فيزيكى مى‏شوند، دراين گونه موارد احتمال بازگشت فعاليت‏هاى مذكور به وضع طبيعى كاملا از بين مى‏رود و ضربان خودكار قلب مريض باقى مى‏ماند كه موقّت است و به كمك دستگاه تنفس مصنوعى انجام مى‏گيرد و اين حالت به مدّت چند ساعت و يا حداكثر چند روز ادامه پيدا مى‏كند، وضعيت مزبور در علم پزشكى مرگ مغزى ناميده مى‏شود كه باعث فقدان و از دست رفتن هر نوع شعور و احساس و حركتهاى ارادى مى‏گردد و از طرفى بيمارانى وجود دارند كه نجات جان آنان منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است، بنابراين آيا استفاده از اعضاى مبتلا به مرگ براى نجات جان بيماران ديگر جايز است؟
ج: اگر استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شده‏اند براى معالجه بيماران ديگر، باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود جايز نيست، در غير اين صورت اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد.

س 1293: علاقمند هستم اعضاى خود را هديه كرده و از بدن من بعد از مردنم استفاده شود و تمايل خود را هم به اطلاع مسئولين رسانده‏ام. آنان نيز از من خواسته‏اند كه آن را در وصيّتنامه خود نوشته و ورثه را هم از خواست خود آگاه كنم، آيا چنين حقّى را دارم؟
ج: استفاده از اعضاى ميّت براى پيوند به بدن شخص ديگر براى نجات جان او يا درمان بيمارى وى اشكال ندارد و وصيّت به اين مطالب هم مانعى ندارد مگر در اعضايى كه برداشتن آنها از بدن ميّت، موجب صدق عنوان مثله باشد و يا عرفا هتك حرمت ميّت محسوب شود.

س 1294: انجام عمل جراحى براى زيبايى چه حكمى دارد؟
ج: اين كار فى‏نفسه اشكال ندارد.

س 1295: آيا معاينه عورت افراد توسط يك مؤسسه نظامى جايز است؟
ج: كشف عورت ديگران و نگاه كردن به آن و وادار كردن صاحب عورت به كشف عورت در برابر ديگران جايز نيست مگر آنكه ضرورتى مثل رعايت قانون و يا معالجه، آن را اقتضا كند.

س 1296: كلمه «ضرورت» به عنوان شرط جواز لمس زن يا نظر به او توسط پزشك، زياد تكرار مى‏شود، «ضرورت» چه معنايى دارد و حدود آن كدام است؟
ج: مراد از ضرورت در فرض سؤال اين است كه تشخيص بيمارى و درمان آن متوقف بر لمس و نظر باشد و حدود ضرورت هم بستگى به مقدار، نياز دارد.

س 1297: آيا براى پزشك زن نگاه كردن و لمس عورت زن براى معاينه و تشخيص بيمارى جايز است؟
ج: جايز نيست مگر در موارد ضرورت.

س 1298: آيا لمسِ بدن زن و نگاه كردن به آن توسط پزشك مرد هنگام معاينه، جايز است؟
ج: درصورتى كه درمان منوط به برهنه كردن بدن زن در برابر پزشك مرد و لمس و نگاه‏كردن به آن باشد و معالجه با مراجعه به پزشك زن امكان نداشته باشد، اشكال ندارد.

س 1299: نگاه كردن پزشك زن به عورت زن ديگر و لمس آن در صورتى كه معاينه آن بوسيله آينه امكان داشته باشد، چه حكمى دارد؟
ج: در صورتى كه نگاه كردن با آينه ممكن باشد و نگاه كردن مستقيم و لمس ضرورتى نداشته باشد، جايز نيست.

س 1300: اگر براى پرستار غير مماثل (غير هم جنس با بيمار) هنگام گرفتن نبض (فشارخون) و چيزهاى ديگرى كه احتياج به لمس بدن بيمار دارند، دست كردن دستكش امكان داشته باشد، آيا انجام آن اعمال بدون دستكش هايى كه پزشك هنگام درمان بيمار ازآنها استفاده مى‏كند، جايز است؟
ج: با امكان لمس از روى لباس يا با دست كردن دستكش هنگام معالجه، ضرورتى به لمس بدن مريض غير مماثل (غير هم جنس) وجود ندارد و بنابر اين جايز نيست.

س 1301: در صورتى كه عمل جراحى زيبايى براى زنان توسط پزشك مرد مستلزم نگاه ‏كردن و لمس باشد آيا انجام آن جايز است؟
ج: عمل جراحى زيبايى، درمان بيمارى محسوب نمى‏شود و نگاه كردن و لمسِ حرام بخاطر آن جايز نيست مگر در مواردى كه براى درمان سوختگى و مانند آن باشد و پزشك مجبور به لمس و نگاه كردن باشد.

س 1302: آيا غير از شوهر، نگاه كردن افراد ديگر به عورت زن حتّى پزشك، بطور مطلق حرام است؟
ج: نگاه كردن غير از شوهر حتّى پزشك و بلكه پزشك زن به عورت زن حرام است، مگر هنگام اضطرار و براى درمان بيمارى.

س 1303: آيا مراجعه زنان به پزشك مرد كه متخصص بيماريهاى زنان است در صورتى كه تخصص او از پزشكان زن بيشتر باشد و يا مراجعه به پزشك زن مشقّت داشته باشد، جايز است؟
ج: اگر معاينه و درمان منوط به نظر و لمسِ حرام باشد، جايز نيست به پزشك مرد مراجعه كنند، مگر در صورتى كه مراجعه به پزشك زن حاذق و متخصّص غيرممكن و يا خيلى سخت باشد.

س 1304: آيا انجام عمل استمنا به دستور پزشك براى آزمايش و معاينه منى جايز است؟
ج: در مقام معالجه، در صورتى كه درمان منوط به آن بوده و استمناء به وسيله همسر ممكن نباشد، اشكال ندارد.

احکام پزشکی/تلقیح مصنوعی

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

 س 1272: الف - آيا لقاح آزمايشگاهى در صورتى كه اسپرم و تخمك از زن و شوهر شرعى باشد، جايز است؟
 ب - بر فرض جواز، آيا جايز است اين كار توسط پزشكان نامحرم صورت بگيرد؟ و آيا فرزندى كه از اين طريق بدنيا مى‏آيد ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند؟
 ج - بر فرض كه عمل مذكور فى نفسه جايز نباشد، آيا موردى كه نجات زندگى زناشويى متوقف بر آن باشد، از حكم عدم جواز استثنا مى‏شود؟
 
ج: الف - عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد ولى واجب است از مقدمات حرام مانند لمس و نظر اجتناب شود.
 ب - كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به زن و شوهرى است كه صاحب اسپرم و تخمك هستند.
 ج - گفته شد كه عمل مذكور فى نفسه جايز است.

 
 س 1273: گاهى بعضى از زوج‏ها به علت عدم تخمك گذارى در زن كه وجود آن براى عمل لقاح ضرورى است، مجبور به جدايى شده و يا به علت عدم امكان درمان بيمارى و بچه‏دار نشدن، با مشكلات زناشويى و روحى مواجه مى‏شوند، آيا در اين صورت جايز است كه به روش علمى از تخمك‏گذارى زن ديگرى براى انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح يافته به رحم آن زن منتقل گردد؟
 
ج: عمل مذكور هر چند فى‏نفسه اشكال ندارد ولى كودكى كه از اين طريق متولد مى‏شود ملحق به صاحب نطفه و تخمك بوده و الحاق آن به زنى كه صاحب رحم است مشكل مى‏باشد لذا بايد نسبت به احكام شرعى مربوط به نسب، احتياط رعايت شود.
 

 س 1274: اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمك همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود، اولاً آيا اين عمل شرعا جايز است؟ ثانياً آيا كودكى كه متولد مى‏شود فرزند آن مرد است و از نظر شرعى به او ملحق مى‏شود؟ و ثالثاً آيا فرزندى كه به دنيا مى‏آيد از صاحب نطفه ارث مى‏برد؟
 
ج: عمل مذكور فى‏نفسه اشكال ندارد و كودك به صاحب تخمك و رحم ملحق مى‏شود و الحاق آن به صاحب نطفه هم بعيد نيست ولى از او ارث نمى‏برد.
 
 س 1275: آيا تلقيح نطفه مردى نامحرم به همسر مردى كه بچه‏دار نمى‏شود، از طريق قراردادن نطفه در رحم او جايز است؟
 
ج: تلقيح زن از طريق نطفه مرد نامحرم فى‏نفسه اشكال ندارد ولى بايد از مقدمات حرام از قبيل نگاه و لمس حرام و غير آنها اجتناب شود و به هر حال در صورتى كه با اين روش كودكى به دنيا بيايد، ملحق به شوهر آن زن نمى‏شود بلكه ملحق به صاحب نطفه و به زنى است كه صاحب رحم و تخمك است.
 
 س 1276: اگر زن شوهردارى به علت يائسگى يا غير آن تخمك‏گذارى نكند، 1- آيا جايز است تخمكى از زن دوم شوهرش بعد از تلقيح با نطفه شوهر به رحم او منتقل شود؟ و آيا در اين مورد تفاوتى هست بين اينكه او يا زن دوم همسر دائم باشند يا موقت؟
 2 - كداميك از دو زن مادر كودك خواهند بود؟ صاحب تخمك يا صاحب رحم؟
 3 - آيا اين عمل در صورتى كه نياز به تخمك همسر ديگر بخاطر ضعف تخمك زن صاحب رحم باشد به حدّى كه در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف اين وجود داشته باشد كه كودك معيوب متولد شود، نيز جايز است؟
 
ج: 1 - اصل عمل مذكور شرعاً مانعى ندارد و در اين حكم، فرقى نيست بين اينكه نكاح آنان دائم باشد يا منقطع و يا يكى دائم باشد و يكى منقطع.
 2 - كودك ملحق به صاحب اسپرم و تخمك است و الحاق او به صاحب رحم هم، مشكل است، بنابر اين بايد در ترتيب آثار نسب، نسبت به وى احتياط مراعات شود.
 3 - اين كار فى‏نفسه جايز است.

 
 س 1277: آيا در صورتهاى زير تلقيح زن با نطفه شوهرش كه از دنيا رفته، جايز است؟
 الف - بعد از وفات شوهر ولى قبل از انقضاى عدّه
 ب - بعد از وفات او و بعد از انقضاى عدّه
 ج - اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد ديگرى ازدواج نمايد، آيا جايز است خود را با نطفه شوهر اولش تلقيح كند؟ و آيا در صورت فوت شوهر دوم، جايز است خود را با نطقه شوهر اولش بارور كند؟
 
ج: اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد و فرقى نمى‏كند كه قبل از انقضاى عدّة باشد يا بعد از آن و همچنين فرقى نيست بين اينكه ازدواج كرده باشد ياخير، و در صورت ازدواج هم فرقى نمى‏كند كه لقاح با نطفه شوهر اولش بعد از وفات شوهر دومش باشد يا در حال حيات او، ولى اگر شوهر دوم او زنده باشد بايد اين كار با اجازه و اذن او صورت بگيرد.
 
 س 1278: امروزه مى‏توان تخمك‏هايى را كه در خارج از رحم بارور شده‏اند در مكانهاى مخصوصى بطور زنده نگهدارى كرد و در صورت نياز آنها را در رحم صاحب تخمك قرار داد، آيا اين كار جايز است؟
 
ج: اين عمل فى‏نفسه اشكال ندارد.

احکام پزشکی/پيوند اعضاء


مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

س1.  معمول است اشخاص كه كليه‌ها يا ساير اعضاي آنها فاسد ميشود، فرد ديگري آن عضو از بدن خود را به شخص اعطا ميكند، آيا شرعاً شخص ميتواند يك كليه يا يك چشم يا عضو ديگري را كه دو تا هست به ديگري اعطا نمايد يا بفروشد؟

ج: مبادرت مكلّف در هنگام حيات، به فروش يا هديه كردن كليه يا هر عضو ديگري از بدن خود براي استفاده بيماران از آنها در صورتي كه ضرر معتنابه براي او نداشته باشد اشكال ندارد.

احکام پزشکی/اجرت و حق الزحمه پزشک

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

س1.  با توجه به اين که حق طبابت ــ همانند حق وکالت و مواردي از اين قبيل، برخلاف اجناس که داراي قيمت خاصي هستند ــ از لحاظ مادي، غيرقابل تعيين مي باشد؛ به نظر حضرت عالي بهترين راه تعيين ميزان حق طبابت چيست؟ آيا مقداري که دولت تعيين مي کند در هر شرايطي قابل دريافت است و پزشک مديون نخواهد بود؟

ج: اگر طبق تعرفه‌هاي مربوطه که تعيين شده است گرفته شود منعي ندارد.

احکام پزشکی

مطابق با فتواي حضرت آیه الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالي)

س1.  بيماراني که از نظر عرف، مرده به حساب مي آيند اما از نظر علم پزشکي زنده مي‌باشند و يا بالعکس چه حکمي دارند؟

ج: حكم انسان زنده رادارد.

احکام پزشکی - آموزش پزشکی

سلام به همه دوستان عزیز از این به بعد بخش جدیدی را با عنوان احکام پزشکی در وبلاگ کانون قرار دادیم که امیدوارم برای همه دوستان مفید واقع بشه
سری اول این احکام در رابطه با احکام اسلامی در آموزش پزشکیه که می تونین در ادامه مطلب بخونین
یاعلی
ادامه نوشته