تومورهاي مغزي
اين کتابچه مؤسسه ملي سرطان حاوي اطلاعات مهمي درباره تومورهاي مغز است و علل احتمالي، علايم، روش تشخيص درمان و پيگيري پس از درمان اين تومورها را مورد بحث قرار مي‌دهد. همچنين حاوي اطلاعات مهمي درباره کمک به بيماران طي مواجه شدن با تومورهاي مغزي است.
تومورهاي اوليه و ثانويه مغز
توموري که در مغز شروع مي‌شود، تومور اوليه مغز نام دارد. در کودکان، اکثر تومورهاي مغز، اوليه هستند. امّا در بزرگسالان، اکثر تومورهاي مغز از ريه، پستان يا ساير قسمت‌هاي بدن به مغز گسترش يافته‌اند؛در اين صورت، بيماري، سرطان مغز محسوب نمي‌شود بلکه تومور ثانويه مغز است و به نام ارگان يا بافتي که تومور از آن شروع شده، خوانده مي‌شود.
درمان تومورهاي ثانويه مغز به محل گسترش سرطان و وسعت بيماري وابسته است.
متخصصان در مرکز اطلاع‌رساني سرطان با شماره تلفن 1- 800- 4- CANCER، پاسخگوي پرسش‌هاي افراد درباره تومورهاي اوليه و ثانويه مغز بوده و مي‌توانند محصولاتNCI را براي متقاضيان پست نمايند. بسياري از کتابچه‌هاي و بروشورهاي چاپ شده در NCI در آدرس
http://www.cancer.gov/publications
موجود است. نحوه دسترسي از طريق پست الکترونيکي يا فاکس نيز در اين آدرس توضيح داده شده است.
مغز
مغز يک توده بافتي نرم و اسفنجي است که به وسيله استخوان‌هاي جمجمه و سه غشاي نازک به نام مننژ محافظت مي‌شود. مايع آبکي به نام مايع مغزي نخاعي اطراف مغز در جريان است. اين مايع درون فضاي بين مننژها و فضايي درون مغز که بطن ناميده مي‌شود، جريان دارد.
شبکه اعصاب کار انتقال پيام بين مغز و ساير قسمت‌هاي بدن به طور مستقيم از مغز و چشم‌ها، گوش‌ها و ساير قسمت‌هاي سر فرستاده مي‌شوند. ساير اعصاب از طريق طناب نخاعي عبور مي‌کنند تا مغز را به ساير قسمت‌هاي بدن متصل کنند. داخل مغز و نخاع، سلول‌هاي گليال، سلول‌هاي عصبي را احاطه نموده و آن‌ها را در جاي خود نگه مي‌دارند.
مغز کار هدايت اعمالي را که انجام آنها را انتخاب مي‌کنيم (مانند راه رفتن يا صحبت کردن و اعمالي که ناخودآگاه انجام مي‌شوند (مانن نفس کشيدن) را بر عهده دارد.
همچنين مغز، مسئول احساسات (بينايي، شنوايي، لامسه، چشايي و بويايي)، حافظه، عواطف و شخصيت است.
سه قسمت اصلي مغز، فعاليت‌هاي مختلف را کنترل مي‌کنند.
·        قشر مخ: قشر مخ، بزرگ‌ترين قسمت مغز است که در قسمت فوقاني آن قرار دارد و با استفاده از اطلاعات حاصل از حواس، آنچه را که در اطراف ما مي‌گذرد ،         درک نموده و نحوه پاسخ بدن را تعيين مي‌کند. کار کنترل خواندن، تفکر، يادگيري، صحبت کردن و احساسات نيز با قشر مخ است.
مخ به دو نيمکره مغزي راست و چپ تقسيم مي‌شود که فعاليت‌هاي مجزايي را کنترل مي‌کنند. نيمکره راست کار کنترل عضلات سمت چپ بدن و نيمکره چپ، کار کنترل عضلات نيمه راست بدن را برعهده دارد.
·        مخچه: مخچه در پشت و پايين مخ قرار داشته و کار کنترل تعادل و حرکات پيچيده مانند راه رفتن و صحبت کردن را برعهده دارد.
·        ساقه مغز: ساقه مغز، مغز را به نخاع متصل مي‌کند. گرسنگي و تشنگي را کنترل نموده و کار تنظيم تنفس، دماي بدن، فشار خون و ساير اعمال حياتي بدن را برعهده دارد.
سرطان چيست؟
سرطان، از سلول‌ها شروع مي‌شود که واحدهاي سازنده بافت‌ها هستند. بافت‌ها، ارگان‌ها يا اعضاي بدن را تشکيل مي‌دهند.
به طور طبيعي، سلول‌ها، رشد کرده و در مواقع نياز بدن تقسيم مي‌شوند. با پير شدن سلول‌ها، مرگ سلولي اتفاق افتاده و سلول‌هاي جديد جاي سلول‌هاي قديمي را مي‌گيرند.
گاه اين فرايند منظم، دچار اختلال مي‌شود. سلول‌هاي جديد در شرايط عدم نياز بدن، ساخته شده و سلولهاي قديمي در حالي که بايد، نمي‌ميرند. اين سلول‌هاي اضافي، توده بافتي به نام تومور ايجاد مي‌کنند.
تومورهاي مغزي خوش‌خيم و بدخيم
تومورهاي مغزي مي‌توانند خوش‌خيم يا بدخيم باشند.
·        تومورهاي مغز خوش‌خيم حاوي سلول سرطاني نيست:
- معمولاً مي‌توان تومورهاي خوش‌خيم را برداشت. اين تومورها به ندرت عود مي‌کنند.
- لبه يا حاشية تومورهاي مغزي خوش‌خيم به وضوح، مشخص است و سلول‌هاي تومورهاي خارجي به بافت‌هاي اطراف تهاجم ندارند و به ساير قسمت‌هاي بدن گسترش نمي‌يابند. البته تومورهاي خوش‌خيم مي‌توانند نواحي حساس مغز را تحت فشار قرار داده و باعث مشکلات جدي سلامت فرد شوند.
- برخلاف تومورهاي خوش‌خيم ساير نواحي بدن، تومورهاي خوش‌خيم مغز گاه تهديدکننده حيات هستند.
- بسيار به ندرت ممکن است که يک تومور مغزي خوش‌خيم، بدخيم شود.
·        تومورهاي مغزي بدخيم حاوي سلول سرطاني هستند:
- تومورهاي مغزي بدخيم عمدتاً جدي‌تر بوده و اغلب تهديدکننده حيات محسوب مي‌شوند.
- احتمال رشد سريع اين تومورها و تهاجم به بافت مغزي سالم اطراف آن‌ها بالا است.
- بسيار به ندرت ممکن است که سلول‌هاي سرطاني تومور مغزي بدخيم به ساير قسمت‌هاي مغز، طناب نخاعي يا حتي به ساير قسمت‌هاي بدن گسترش يابند.
گسترش سرطان، متاستاز ناميده مي‌شود.
- گاه تومور بدخيم به درون بافت سالم پخش نمي‌شود بلکه تومور درون يک لايه بافتي محدود است يا استخوان‌هاي جمجمه يا يک ساختار ديگر آن را محدود مي‌نمايد. اين نوع تومور، تومور کپسول‌دار ناميده مي‌شود.
درجه تومور
پزشکان گاه با استفاده از درجه تومور، تومورها را از درجه پايين (درجه 1) تا درجه بالا (درجه 4)، گروه‌بندي مي‌کنند. درجه تومور به ظاهر سلول‌هاي توموري در زير ميکروسکوپ بستگي دارد. هر چه درجه تومور بالاتر باشد، سلول‌هاي تومور، غيرطبيعي‌تر بوده و رشد سريع‌تري دارند.
تومورهاي اوليه مغز
تومورهايي که در بافت مغز شروع مي‌شوند، به عنوان تومورهاي اوليه مغز خوانده مي‌شوند. تومورهاي اوليه مغز برحسب نوع سلول يا بخشي از مغز که تومور از آنجا شروع شده، نام‌گذاري مي‌شوند.
شايع‌ترين تومور اوليه مغز، گليوماست که در سلول‌هاي گليال شروع مي‌شود. گليوما انواع مختلفي دارد:
·        آستروسايتوما: اين توور از سلول‌هاي گليال ستاره‌اي شکل که آستروسيت نام دارد، برمي‌خيزد.
آستروسايتوما در بالغين اغلب در قشر مخ ايجاد مي‌شود امّا در بچه‌ها در ساقه مغز، قشر مخ و مخچه روي مي‌دهد. آستروسيتوماي درجه 3، گاه آستروسيتوماي آناپلاستيک ناميده مي‌شود. آستروسايتوماي درجه 4، گليوبلاستومامولتي فرم مي‌گويند.
·        گليوم ساقه مغز: اين تومور در پايين‌ترين قسمت مغز روي مي‌دهد. گليوم ساقه مغز اغلب در نوجوانان و بالغين ميانسال تشخيص داده مي‌شود.
·        اانديموما: اين تومور از سلول‌هاي پوشاننده بطن يا کانال مرکزي نخاع منشأ مي‌گيرد و بيش از همه در کودکان و نوجوانان ديده مي‌شود.
·        اليگودندروگليوما: اين تومور مادر از سلول‌هايي که ماده چرب پوشاننده و محافظ اعصاب را مي‌سازند، منشأ مي‌گيرد و معمولاً در قشر مخ روي مي‌دهد. اين تومور رشد آهسته‌اي داشته و اغلب به درون بافت‌هاي مغزي اطراف گسترش نمي‌يابد.
بيشتر در بالغين ميانسال ديده مي‌شود.
برخي از انواع تومور در سلول‌هاي گليال شروع نمي‌شوند. شايع‌ترين آنها عبارتند از:
·        مدولوپلاستوما: اين تومور معمولاً در مخچه ظاهر مي‌شود و شايع‌ترين تومور مغزي در کودکان است. گاه تومر نورواکتودرمال ابتدايي ناميده مي‌شود.
·        مننژيوما: اين تومور از مننژ منشأ گرفته و معمولاً رشد آهسته‌اي دارد.
·        شوانوما: اين تومور از سلول شوان منشأ مي‌گيرد. سلول‌هاي شوان، عصب کنترل کننده تعادل و شنوايي را مي‌پوشانند. اين عصب درون گوش داخلي قرار دارد. شوانوما گاه به عنوان نوروماي شنوايي خوانده مي‌شود و عمدتاً در بزرگسالان روي مي‌دهد.
·        کرانيوفارنژيوما: توموري است که در قاعده مغز و نزديک غده هيپوفيز ايجاد مي‌شود اغلب در کودکان روي مي‌دهد.
·        تومور سلول زاياي مغز: اين تومور سلول زايا منشأ مي‌گيرد. اکثراً تومورهاي سلول‌زايا که در مغز ايجاد مي‌شوند در سنين کمتر از 30 سال روي مي‌دهند. شايعترين نوع تومور سلول زواياي مغز، گرمينويا است.
·        تومور ناحيه پينه آل: اين تومور مغزي از غده پينه آل يا ناحيه نزديک به آن منشأ مي‌گيرد. غده پينه آل بين مخ و مخچه قرار دارد.
تومورهاي ثانويه مغز
وقتي سرطان از محل اوليه به قسمت ديگري از بدن گسترش مي‌يابد، سلول‌هاي تومور جديد مشابه با سلول‌هاي تومور اوليه بوده و به همان نام خوانده مي‌شوند. سرطان‌هايي که از ساير قسمت‌هاي بدن به مغز گسترش مي‌يابند با تومور اوليه مغز متفاوت هستند.
در صورت گسترش سلول سرطاني از يک ارگان ديگر (مانند ريه يا پستان) به مغز، پزشکان تومور مغزي را به عنوان تومور ثانويه يا متاستاتيک مي‌خوانند. تومورهاي ثانويه مغز بسيار شايع‌تر از تومورهاي اوليه مغز هستند.
چه کسي در معرض خطر ابتلا به تومور مغز است؟
هيچ کس علت دقيق ابتلا به تومور مغز را نمي‌داند. پزشکان اغلب نمي‌توانند توضيح دهند که چرا فردي دچار تومور مغز شده و ديگري مبتلا نمي‌شود. البته مي‌دانيم که تومور مغز مسري نبوده و هيچ کس اين بيماري را از ديگري نمي‌گيرد.
تحقيقات نشان داده‌اند که وجود عوامل خطر خاص باعث مي‌شوند که احتمال ابتلا به تومور مغز در مقايسه با کساني که فاقد اين عوامل هستند، افزايش يابد.
عامل خطر به هر چيزي گفته مي‌شود که شانس ابتلا به بيماري را افزايش دهد.
عوامل خطر زير شانس ابتلا به تومور اوليه را افزايش مي‌دهند.
·        جنس مذکر: به طور کلي، تومورهاي مغز در مردان بيشتر از زنان هستند، بجز مننژيوما که در زنان شايعتر است.
·        نژاد: تومورهاي مغز در سفيدپوستان نسبت به ساير نژادها، شايع‌تر هستند.
·        سن: اکثر تومورهاي مغز در سنين 70 سال و بالاتر روي مي‌دهند. البته تومور مغز، دومين تومور شايع در کودکان است (لوکمي شايعترين تومورک ودکان مي‌باشد). تومورهاي مغز در کودکان زير 8 سال شايعتر از کودکان بزرگتر است.
·        مواجه شدن با اشعه يا مواد شيميايي خاص در محيط کار
- اشعه: خطر ايجاد تومور مغز در کارکنان صنايع هسته‌اي افزايش مي‌يابد.
- فرومالدئيد: پاتولوژيست‌ها و کساني که براي نگهداري اجساد به آنها فرومالدئيد مي‌زنند و با فرمالدئيد سر و کار دارند در معرض خطر بيشتر براي ابتلا به تومور مغز قرار دارند.
افزايش خطر ابتلا به سرطان مغز در بين ساير کساني که مواجهه شغلي با فرمالدئيد دارند نشان داده نشده است.
- وينيل کلرايد: کارکنان کارخانه پلاستيک‌سازي در معرض تماس با وينيل کلرايد قرار دارند. اين ماده شيميايي خطر ايجاد تومور مغز را افزايش دهد.
- آکريلونيتريل: کساني که در کارخانه پلاستيک يا پارچه‌سازي کار مي‌کنند با آکريلونيتريل مواجه مي‌شوند. اين امر خطر ايجاد سرطان مغز را زياد مي‌کند.
دانشمندان تأثير تلفن همراه در ابتلا به تومور مغز را بررسي مي‌کنند. مطالعات تاکنون، افزايش خطر ابتلا به تومور مغز در بين استفاده‌کنندگان از تلفن هرماه را نشان نداده است.
همچنين دانشمندان درباره عامل ضربه مغزي به عنوان يک عامل خطر ابتلا به تومور مغزي مطالعه نموده‌اند. اين مطالعات تاکنون، افزايش خطر ابتلا به تومور مغز را در کساني که دچار ضربه مغزي شده بودند، نشان نداده است.
اکثر کساني که عوامل خطر شناخته شده دارند، دچار تومور مغز نمي‌شوند. از سو يدگر، بسياري از کساني که دچار اين بيماي مي‌شوند هيچ عامل خطر شناخته شده‌اي ندارند.
در صورتي که فکر مي‌کنيد در معرض خطر هستيد بايد با پزشک مشورت کنيد. پزشک مي‌تواند راه‌هايي براي کاهش خطر مطرح نموده و يک برنامه زماني منظم براي بررسي و معاينه مکرر تنظيم نمايد.
علايم
علايم تومور مغز به اندازه، نوع و محل تومور بستگي دارد. علايم بر اثر تحت فشار قرار گرفتن يک عصب به وسيله تومور يا آسيب بخش خاصي از مغز به وسيله آن ايجاد مي‌شوند. همچنين علايم در صورت تورم مغز يا افزايش ميزان مايع موجود در جمجمه به وجود مي‌آيند:
علايم زير، شايع‌ترين علايم تومورهاي مغز هستند:
·        سردرد (که معمولاً صبح‌ها بدتر است)
·        تهوع يا استفراغ
·        تغيير در صحبت کردن، بينايي يا شنوايي
·        اختلال در حفظ تعادل يا راه رفتن
·        تغيير روحيه، شخصيت يا توانايي تمرکز
·        اختلال حافظه
·        حرکات غيرطبيعي يا پرش‌هاي عضلاني (تشنج)
·        خواب‌رفتگي يا گزگز شدن ساق پا يا بازو اين علايم مختص تومورهاي مغزي نيستند و ممکن است بر اثر ساير بيماري‌ها ايجاد شوند. هر کسي که دچار اين علايم شده بايد هر چه سريعتر به پزشک مراجعه نمايد تا پزشک، مشکل موجود را تشخيص داده و درمان کند.
تشخيص
در صورت وجود علايم مطرح کننده تومور مغز، پزشک رويکردهاي زير را در پيش مي‌گيرد:
·        معاينه جسماني: پزشک نشانه‌هاي کلي سلامت را چک مي‌کند.
·        معاينه عصبي: پزشک، سطح هوشياري، قدرت عضلاني، هماهنگي حرکات، رفلکس‌ها و پاسخ به درد را مي‌سنجد. همچنين ته چشم بيمار را نظر تورم ناشي از فشرده شدن عصب اتصال دهنده بين چشم و مغز بر اثر تومور مغز معاينه مي‌کند.
·        سي‌تي‌اسکن: يک دستگاه اشعه ايکس که به کامپيوتر متصل شده و تصاويري از جزئيات درون سر ترسيم مي‌کند. ممکن است نوعي ماده خاص به درون رگ بيمار تزريق شود تا مغز در عکس‌ها واضح‌تر ديده شود. اين تصاوير مي‌توانند وجود تومور در مغز را نشان دهند.
·        ام آر آي: يک ماده مغناطيسي قوي به کامپيوتر متصل شده و تصايري از جزئيات دورن بدن ترسيم مي‌کند. اين علايم روي صفحه نمايش داده شده و قابل چاپ هستند. گاه ماده مخصوصي به درون رنگ بيمار تزريق مي‌شود که به نشان دادن اختلاف بين قسمت‌هاي مختلف مغز کمک مي‌کند. اين تصاوير وجود تومور يا ساير مشکلات در مغز را نشان مي‌دهند.
پزشک ممکن است انجام تست‌هاي زير را درخواست نمايد:
·        آنژيوگرام: نوعي ماده رنگي به درون جريان خون تزريق شده و از آن طريق به عروق مغز مي‌رسد تا در عکس تهيه شده، عروق مغز را نمايان سازد. در صورت وجود تومور، پزشک مي‌تواند آن را در عکس ببيند.
·        عکس ساده از جمجمه: برخي از انواع تومورهاي مغزي باعث رسوب کلسيم در مغز يا تغيير در استخوان‌هاي جمجمه مي‌شوند. پزشک وجود اين تغييرات را در عکس ساده جمجمه بررسي مي‌کند.
·        کشيدن مايع نخاعي: ممکن است پزشک نمونه‌اي از مايع مغزي نخاعي (مايعي که فضاي اطراف مغز و نخاع را پر مي‌کند) بگيرد. اين روش تحت بي‌حسي موضعي انجام مي‌شود. پزشک با استفاده از يک سوزن باريک و بلند مايع را از فضاي نخاعي خارج مي‌نمايد. اين کار حدود نيم ساعت طول مي‌کشد و بيمار بايد تا چند ساعت پس از اجام آن دراز بکشد تا دچار سردرد نشود، اين مايع در آزمايشگاه از نظر وجود سلول‌هاي سرطاني يا ساير نشانه‌هاي وجود مشکل بررسي مي‌شود.
·        ميلوگرام: اين وش شامل تهيه عکس با استفاده از اشعه ايکس از نخاع است. پزشک نوعي ماده رنگي به درون فضاي نخاعي و داخل مايع مغزي نخاعي تزريق مي‌کند. سپس بيمار جابجا مي‌شود تا رنگ با مايع مخلوط شود. اين قسمت به تشخيص تومور در نخاع کمک مي‌کند.
·        بيوپسي: برداشت بافت براي بررسي از نظر وجود سلول سرطاني، بيوپسي ناميده مي‌شود. پاتولوژيست، سلول‌هاي حاصله را در زير ميکروسکوپ مشاهده نموده و وجود سلول غيرطبيعي را بررسي مي‌کند.
بيوپسي مي‌تواند نشان دهند سرطان، تغييرات بافتي منجر به سرطان و ساير تغييرات باشد. بيوپسي تنها راه قطعي براي تشخيص تومور مغز است.
جراحان از سه راه مي‌توانند نمونه بافتي لازم براي بررسي از نظر وجود تومور را به دست آورند:
- بيوپسي سوزني: در اين روش، جراح برش کوچکي روي پوست سر ايجاد نموده و حفره‌اي در جمجمه حفر مي‌کند. سپس سوزني را از طريق اين سوراخ وارد نموده و نمونه کوچکي از بافت مغز را برمي‌دارد.
- بيوپسي استرئوتاکتيم: در اين روش، عبور سوزن از طريق سوراخ ايجاد شده و جمجمه تحت هدايت تصويربرداري مانند CT يا MRI صورت مي‌گيرد تا به يافتن محل تومور کمک شود. جراح، نمونه‌اي از بافت را به وسيله سوزن برمي‌دارد.
- بيوپسي حين درمان: گاه جراح در جريان عمل جراحي خارج کردن تومور، نمونه بافتي نيز برمي‌دارد.
گاه انجام بيوپسي غيرممکن است مثلاً وقتي که تومور در ساقه مغز يا برخي نواحي خاص قرار دارد، برداشتن نمونه بافتي از محل تومور حتماً باعث آسيب بافت مغزي طبيعي مي‌شود. در اين حالت پزشک به جاي بيوپسي بايد از سي‌تيروئيد اسکن و آم آر آي و ساير روش‌هاي تصويربرداري کمک بگيرد.
شخصي که بايد تحت بيوپسي قرار گيرد مي‌تواند سؤالات زير را از پزشک بپرسد:
·        چرا بايد بيوپسي شوم؟ بيوپسي چه تأثيري روي برنامه درماني من دارد؟
·        چه نوع بيوپسي خواهم شد؟
·        انجام بيوپسي چقدر طول مي‌کشد؟ آيا حين انجام آن هوشيار هستم؟ آيا امکان آسيب به من وجود دارد؟
·        احتمال عفونت يا خونريزي پس از بيوپسي چقدر است؟ آيا امکان بروز خطرات ديگري هم وجود دارد؟
·        چه مدت پس از بيوپسي از نتيجه آن مطلع خواهم شد؟
·        در صورت ابتلا به تومور مغز، چه کسي راجع به درمان آن با من صحبت مي‌کند و چه موقع؟
درمان
افراد مبتلا به تومور مغز معمولاً دوست دارند که در تصميم‌گيري براي درمان خود نقش فعالي داشته باشند و طبيعي است که بخواهند همه چيز را راجع به تومور مغز و گزينه‌هاي درماني موجود بدانند.
البته شوک و استرس وارد شده پس از تشخيص بيماري، فکر کردن، راجع به آنچه را که مي‌خواهيد از پزشک بپرسيد دشوار مي‌سازد. تهيه فهرستي از پرسش‌ها پيش از ملاقات با پزشک کمک کننده خواهد بود. براي به خاطر سپردن گفته‌هاي پزشک مي‌توانيد يادداشت برداريد يا با اجازه وي از ضبط صوت استفاده کنيد.
همچنين مي‌توانيد از يکي از دوستان يا اعضاي خانواده بخواهيد که همراه شما در جلسات ويزيت پزشکي شرکت نموده، يادداشت بردارند، با پزشک صحبت کنند يا فقط گوش دهند.
ممکن است پزشک شما را به متخصص ارجاع دهد يا خود شما چنين چيزي را در خواست نماييد. پزشکاني که در کار درمان تومور مغز نقش دارند شامل جراح مغز و اعصاب، انکولوژيست اعصاب، انکولوژيست داخلي و انکولوژيست متخصص اشعه درماني است.
گاه بيمار به ساير کارکنان در زمينه مراقبت‌هاي سلامت که در کنار هم و در قالب يک تيم کار مي‌کنند ارجاع داده مي‌شود. تيم درماني مي‌تواند شامل پرستار، متخصص تغذيه، مشاور رواني، مددکار اجتماعي، فيزوتراپيست، کار درمان‌گر، و گفتار درمان‌گر باشد.
مراجعه به يک پزشک ديگر
ممکن است بخواهيد بيش از شروع درمان با نظر پزشک ديگري را راجع به تشخيص و برنامه درماني خود جويا شويد. بسياري شرکت‌هاي بيمه در صورت درخواست پزشک يا بيمار، هزينه اين کار را تحت پوشش قرار مي‌دهند.
چند راه براي پيدا کردن يک پزشک ديگر و جويا شدن نظرات او وجود دارد.
·        پزشک مي‌تواند شما را به يک يا چند متخصص ديگر ارجاع دهد. معمولاً در مراکز سرطان هم چندين متخصص در قالب يک تيم با هم کار مي‌کنند.
·        با تماس با سرويس اطلاع‌رساني سرطان در NCI از طريق شماره تلفن 1- 800- 4- CANCER مي‌توانيد آدرس مراکز درماني نزديک به خود را پيدا کنيد. دسترسي به متخصصان اطلاعات از طريق تماس با بخش Live Help در آدرس http:// www. Cancer.gov نيز امکان‌پذير است.
·        مراجعه به انجمن درماني ايالتي يا محلي، بيمارستان‌هاي نزديک يا دانشکده‌هاي پزشکي نيز مي‌تواند در يافتن اسامي متخصصان کمک کننده باشد.
·        جامعه متخصصان پزشکي امريکا (ABMS)، فهرستي از نام پزشکاني را که در زمينه‌هاي مختلف تخصص گرفته و آزموده شده‌اند، در اختيار دارد. مي‌توانيد اين فهرست را در فرهنگ‌نامه رسمي ABMS درباره متخصصان داراي مجوز بياييد. اين فرهنگ‌نامه در اکثر کتابخانه‌هاي عمومي موجود است. ABMS اين اسامي را در پايگاه اينترنتيhttp://www.abms.org نيز قرار داده است.
·        NCI، بروشور مفيدي تحت عنوان «نحوه يافتن پزشک يا مرکز درماني مناسب براي مبتلايان به سرطان» چاپ نموده که مي‌تواند کمک کننده باشد.
آماده شده براي درمان
پزشک مي‌تواند گزينه‌هاي درماني موجود را توصيف کرده و نتايج مورد انتظار از هر يک را شرح دهد. پزشک و بيمار در کنار يکديگر روش درماني را که برطرف کننده نيازهاي بيمار باشد تدوين مي‌کنند.
درمان بيمار به چند عامل از جمله نوع، محل، اندازه و درجه تومور بستگي دارد. در برخي از انواع تومور، پزشک بايد از وجود سلول‌هاي سرطاني در مايع مغزي نخاعي مطلع باشد.
مي‌توانيد پيش از شروع درمان، سؤالات زير را از پزشک بپرسيد؟
·        من به چه نوع تومور مغزي مبتلا هستم؟
·        تومور من خوش‌خيم است يا بدخيم؟
·        تومور چه درجه‌اي دارد؟
·        گزينه‌هاي درماني موجود کدامند؟ شما کدام يک را براي من توصيه مي‌کنيد؟ چرا؟
·        فوايد هر يک از انواع دران چيست؟
·        خطرات و عوارض جانبي احتمالي ناشي از هر درمان چيست؟
·        هزينه احتمالي درمان چقدر است؟
·        درمان چه تأثيري روي توانايي من در انجام فعاليت‌هاي طبيعي دارد؟
·        آياکارآزمايي باليني (مطالعه تحقيقاتي) مناسب براي من وجود دارد؟ آيا شما مي‌توانيد در يافتن يکي از آن‌ها به من کمک کنيد؟
لازم نيست تمام پرسش‌هاي مطرح شده براي خود را در يک جلسه از پزشک بپرسيد. فرصت‌هاي ديگري هم براي ملاقات با پزشک وجود دارد که بتوانيد مسائل مبهم را از او بپرسيد.
روش‌هاي درماني
گزينه‌هاي درماني مختلفي براي مبتلايان به تومور مغزي وجود دارد. بسته به نوع تومور و مرحله آن مي‌توان بيماران را تحت جراحي، اشعه درماني يا شيمي درماني قرار داد. در برخي از بيماران، ترکيبي از اين روش‌ها استفاده مي‌شود.
به علاوه در تمام مراحل بيماري، براي کنترل درد و ساير علايم سرطان، برطرف نمودن عوارض جانبي درمان و تخفيف مشکلات روحي نيز بايد فرد را درمان نمود. اين نوع درمان، درمان علامتي، درمان حمايتي يا تسکيني نام دارد.
پزشک بهترين فرد براي توضيح درباره گزينه‌هاي درماني موجود و نتايج احتمالي آنهاست.
ممکن است بيمار بخواهد راجع به شرکت در کارآزمايي باليني که نوعي مطالعه تحقيقاتي درباره روش‌هاي درماني جديد است با پزشک صحبت کند.
جراحي روش درمان معمول براي اکثر تومورهاي مغز است. جراحي باز کردن جمجمه، کرانيوتومي ناميده مي‌شود که تحت بي‌هوشي عمومي انجام مي‌گيرد. پيش از شروع جراحي، موهاي سر تراشيده مي‌شود. جراحي روي پوست سر، برشي ايجاد نموده و با استفاده از يک نوع اره مخصوص، قسمتي از جمجمه را برمي‌دارد. سپس، تمام يا قسمتي از تومور را برداشته و سوراخ ايجاد شده را به وسيله آن تکه استخوان يا تکه‌اي از فلز يا فابريک مي‌پوشاند و بعد محل برش را بخيه مي‌زند.
ممکن است بيمار قبل از انجام جراحي سؤالات زير را از پزشک بپرسد:
·        حال عمومي من پس از انجام عمل، چگونه است؟
·        در صورت داشتن درد، چه کار مي‌توانم بکنم؟
·        چه مدت بايد در بيمارستان بستري باشم؟
·        آيا عوارض طولاني‌مدت نيز ايجاد مي‌شود؟ آيا موهاي من مجدداً رشد مي‌کنند؟ آيا استفاده از فلز يا فابريک به جاي استخوان در جمجه ضرر دارد؟
·        چه مدت بعد از جراحي مي‌توانم فعاليت طبيعي داشته باشم؟
·        احتمال بهبودي کامل چقدر است؟
گاه انجام جراحي ممکن نيست. مثلاً وقتي تومور در ساقه مغز يا برخي نواحي خاص قرار دارد، برداشتن تومور حتماً‌ باعث آسيب بافت مغزي طبيعي مي‌شود. بيماراني که قابل جراحي نيستند تحت درما با اشعه يا ساير روش‌ها قرار مي‌گيرند.
اشعه درماني به معناي استفاده از اشعه پرانرژي براي کشتن سلول‌هاي تومور است. اين اشعه مي‌تواند شامل اشعه ايکس، اشعه گاما يا پروتون باشد. تابش اشعه به روي تومور يا بافت‌هاي نزدک به آن از طريق يک دستگاه بزرگ صورت مي‌گيرد. گاه، اشعه به کل مغز يا نخاع تابانده مي‌شود.
معمولاً به دنبال جراحي از اشعه درماي استفاده مي‌شود. اشعه، سلول‌هاي تومور باقيمانده پس از جراحي را مي‌کشد. گاه بيماراني که قابل جراحي نيستند، با اشعه تحت درمان قرار مي‌گيرند.
اشعه درماني در بيمارستان يا کلينيک صورت مي‌گيرد. برنامه زماني درمان به نوع و اندازه تومور و سن بيمار وابسته است. هر نوبت درمان فقط چند دقيقه طول مي‌کشد.
پزشکان از چند مرحله براي محافظت از بافت مغزي سالم موجود در اطراف تومور مغز استفاده مي‌کنند.
مي‌توانيد پيش از شروع اشعه درماني سؤالات زير را از پزشک بپرسيد:
·        منقسم سازي: اشعه درماني معمولاً پنج روز در هفته و به مدت چند هفته انجام مي‌شود. تجويز دوز کامل در عرض دوره زماني وسيع به حفاظت بافت مغزي سالم در اطراف تومور کمک مي‌کند.
·        منقسم‌سازي تشديد يافته: بيمار به جاي دريافت مقدار بيشتري اشعه يکبار در روز، دوز کمتري از اشعه، دو يا سه بار در روز دريافت مي‌کند.
·        اشعه درماي استرئوتاکتيک: شعاع تابش کمتر در زواياي مختلف به روي تومور تابيده مي‌شود. به اين منظور، بيمار يک کلاه‌خود سخت مي‌پوشد و با استفاده از CT ياMRI، تصويري از محل دقيق تومور به دست مي‌آيد. پزشک با استفاده از کامپيوتر، دوز اشعه مورد نياز و اندازه و زاويه شعاع‌هاي تابش را برآورده مي‌نمايد. اين ميزان اشعه را مي‌توان در يک يا چند نوبت تجويز نمود.
·        اشعه درماني سه بعدي: با استفاده از کامپيوتر تصوير سه بعدي از تومور و بافت مغزي مجاور آن ترسيم مي‌شود و پزشک شعاع‌هاي تابش متعدد را بر اساس شکل واقعي تومور ارسال مي‌نمايد. تمرکز دقيق اشعه‌هاي تابانده شده باعث محافظت از بافت‌هاي مغزي طبيعي مي‌شود.
·        اشعه درماني با پروتون: در اين روش منبع اشعه، پروتون است نه اشعه ايکس و پزشک اشعه پروتون را روي تومور مي‌تاباند. پروتون مي‌تواند بدون آسيب رساندن به بافت‌هاي سالم از آنها عبور کند.
مي‌توانيد پيش از شروع اشعه درماني سؤالات زير را از پزشک بپرسيد:
·        چرا نيازمند اين روش درماني هستم؟
·        درمان کي شروع شده و کي تمام مي‌شود؟
·        حال عمومي من در جريان درمان چگونه است؟
·        آيا احتمال بروز عوارض جانبي وجود دارد؟
·        براي مراقبت از خود در جريان درمان چه کار مي‌توانم بکنم؟
·        آيا در طول درمان قادر به انجام فعاليت‌هاي طبيعي روزمره هستم؟
شيمي درماني به معني استفاده از دارو براي کشتن سلول‌هاي سرطاني است که گاه براي درمان تومورهاي مغز مورد استفاده قرار يم‌گيرد. اين دارو به صورت خوراکي يا تزريقي مصرف مي‌شوند. به هر حال، دارو وارد جريان خون شده و در سراسر بدن پخش مي‌شود. مصرف دارو معمولاً به صورت دوره‌اي انجام مي‌شود. بنابراين به دنبال هر دوره درمان يک دوره بهبودي وجود دارد.
شيمي درماني را مي‌توان به صورت سرپايي در بيمارستان، مطب پزشک يا در منزل انجام داد. به ندرت لازم است بيمار براي شيمي درماني، بستري شود.
احتمال شيمي‌ درماني در کودکان بيشتر از بزرگسالان است. البته در بزرگسالان هم ممکن است پس از جراحي يا اشعه درماني، شيمي درماني انجام شود.
در برخي بيماران که دچار عود تومور مغز مي‌شوند، جراح تومور را خارج نموده و يک ماده کاشتني که حاوي داروي شيمي درماي است به جاي آن قرار مي‌دهند.
اين ماده کاشتني چند قطعه دارد که هر قطعه به اندازه يک سکه است. اين قطعات پس از چند هفته، حل شده و دارو وارد مغز مي‌شود. اين دارو، سلول‌هاي سرطاني را مي‌کشد.
بيماران مي‌توانند سؤالات زير را راجع به شيمي درماني از پزشک بپرسند:
·        چرا بايد تحت اين درمان قرار گيرم؟
·        اين درمان چه کار مي‌کند؟
·        آيا احتمال بروز عوارض جانبي وجود دارد؟ باري مقابله با آنها چه کاري از دستم برمي‌آيد؟
·        درمان کي شروع شده و کي تمام مي‌شود؟
·        چند وقت يکبار بايد بررسي شوم؟
عوارض جانبي درمان
از آنجا که درمان باعث آسيب سلول‌ها و بافت‌هاي سالم مي‌شود، عوارض جانبي ناخواسته شايع هستند. وقوع اين عوارض به عوامل متعدد از جمله محل تومور و نوع و وسعت درمان وابسته است. عوارض جانبي در افراد مختلف مشابه نبوده و حتي ممکن است در جلسات مختلف درمان در يک فرد نيز متفاو تباشند.
پيش از شروع درمان، تيم مراقبت سلامت، درباره عوارض جانبي احتمالي، توضيح داده و راه‌هايي براي برخورد با آن‌ها پيشنهاد مي‌کند.
NCI کتابچه‌هاي مفيدي راجع به درمان سرطان و مواجه شدن با عوارض جانبي آنها دارد از جمله «بيمار و اشعه درماني»، «بيمار و شيمي درماني» و «نکات کليدي راجع به تغذيه در مبتلايان به سرطان».
جراحي
بيماران معمولاً در چند روز نخست پس از جراحي دچار سردرد يا احساس ناراحتي در سر مي‌شوند. البته معمولاً مي‌توان با مصرف دارو، درد را کنترل نمود. بيماران بايد بتوانند آزادانه راجع به درد خود با پزشک يا پرستار صحبت کنند.
احساس ضعف و خستگي نيز شايع است. مدت زمان بهبود يافتن پس از انجام عمل جراحي در بيماران مختلف، متفاوت است.
مشکلات ديگري نيز ممکن است روي دهند که شيوع کمتري دارند. ممکن است مايع مغز نخاعي يا خون در مغز تجمع يابد. اين تورم، ادم ناميده مي‌شود. اعضاي تيم مراقبت سلامت بايد بيمار را از نشانه‌هاي وجود اين مشکلات، پايش نمايند. براي برطرف شدن تورم به بيمار استروئيد تجويز مي‌شود.
گاه براي تخليه مايع لازم است، جراحي ديگري انجام شود. جراح، يک لوله باريک و بلند به نام شانت، درون بطن مغز قرار مي‌دهد. اين لوله از زير پوست عبور داده به قسمت ديگري از بدن که معمولاً شکم است متصل مي‌شود. مايع اضافي از مغز خارج شده و وارد شکم مي‌شود. گاه مايع به درون قلب تخليه مي‌شود.
مشکل ديگري که ممکن است پس از جراحي ايجاد شود، عفونت است. در اين صورت بايد تحت درمان با آنتي‌بيوتيک‌ قرار گيرد.
جراحي مغز باعث آسيب بافت طبيعي مي‌شود. آسيب مغز يک مشکل جدي است و ممکن است بيمار در فکر کردن، ديدن يا صحبت کردن دچار مشکل شود.
همچنين احتمال تغييرات شخصيتي يا تشنج هم وجود دارد. اکثر اين مشکلات با گذشت زمان تخفيف يافته يا از بين مي‌روند. امّا گاهي آسيب مغزي، دائمي است. ممکن است بيمار نيازمند فيزيوتراپي يا گفتار درماني باشد.
اشعه درماني
برخي از بيماران تا چند ساعت پس از درمان دچار حالت تهوع خواهند بود. تيم مراقبت سلامت، راه‌هايي براي مقابله با اين مشکل مطرح مي‌نمايد. اشعه درماني مي‌تواند باعث خستگي شديد بيمار به خصوص در مراحل انتهايي شود. استراحت کردن اهميت زيادي دارد امّا پزشکان معمولاً توصيه مي‌کنند که بيمار تاحد امکان، فعال باشد.
به علاوه اشعه درماني باعث ريزش مو نيز مي‌شود. که البته پس از چند ما مجدداً رشد خواهد نمود. اشعه درماني روي پوست ناحيه مورد درمان نيز تأثير مي‌گذارد. ممکن است پوست جمجمه و گوش‌ها، قرمز، خشک و حساس شود. تيم مراقبت سلامت مي‌تواند راه‌هايي براي برطرف شدن اين مشکلات پيشنهاد نمايد.
گاه اشعه درماني باعث تورم بافت مغزي مي‌شود و ممکن است بيماران دچار سردرد يا احساس فشار در سر شوند. تيم مراقبت سلامت بايد نشانه‌هاي وجود اين مشکل را در نظر داشته و براي کاهش احساس ناراحتي، دارو تجويز نمايد.
اشعه گاه باعث مرگ بافت مغزي سالم مي‌شود. اين عارضه جانبي، نکروز، ناشي از اشعه نام دارد. نکروز مي‌تواند باعث سردرد، تشنج يا حتي مرگ بيمار شود.
در کودکان، تابش اشعه باعث آسيب غده هيپوفيز و ساير مناطق مغز مي‌شود. اين امر به ايجاد مشکلات يادگيري يا کند شدن رشد و تکامل مي‌انجامد.
به علاوه، اشعه درماني در طول دوره کودکي باعث افزايش خطر ايجاد تومورهاي ثانويه در آينده مي‌شود. محققان در حال تحقيق درباره امکان استفاده از شيمي درماني به جاي اشعه درماني در کودکان کم سن و سال مبتلا به تومور مغز هستند.
در صورت تجويز هم زمان اشعه درماني و شيمي درماني، عوارض جانبي شديدترين ايجاد خواهد شد. پزشک مي‌تواند روش‌هايي براي تخفيف اين مشکل مطرح نمايد.
شيمي درماني
عوارض جانبي شيمي درماني عمدتاً به نوع داروي مصرفي وابسته است. شايع‌ترين عوارض جانبي شامل تب و لرز، تهوع، استفراغ، کاهش اشتها و ضعف است. برخي از عوارض جانبي با مصرف دارو بر طرف مي‌شوند.
بيماراني که از راه کاشتن دارو در بافت مغز، شيمي درماني مي‌شوند بايد از نظر وجود نشانه‌هاي عفونت پس از جراحي، پايش شوند. عفونت را بايد با آنتي‌بيوتيک درمان نمود.
مراقبت‌هاي حمايتي
بيماران مبتلا به تومورهاي مغز در مراحل مختلف بيماري براي جلوگيري يا کنترل مشکلات و بهبود کيفيت زندگي در جريان درمان، تحت درمان حمايتي قرار مي‌گيرند. مي‌توان بيماران را براي کنترل درد و ساير علام تومور مغز، برطرف نمود عوارض جانبي، درمان و تخفيف مشکلات روحي بيمار درمان نمود.
مراقبت‌هاي حمايتي متداول از مبتلايان به تومور مغز شامل موارد زير است:
·        استروئيدها: اکثر بيماران مبتلا به تومور مغز براي برطرف شدن تورم مغزي نيازمند مصرف استروئيدها هستند.
·        داروهاي ضدتشنج: تومورهاي مغزي باعث تشنج مي‌شوند. براي جلوگيري يا کنترل تشنج به مبتلايان به تومور مغزي، داروي ضدتشنج تجويز مي‌شود.
·        شانت: در صورت تجمع مايع در مغز، جراح براي تخليه آن از شانت استفاده مي‌کند.
بسياري از مبتلايان به تومور مغز در کنار درمان استاندارد که با هدف آهسته نمودن سير بيماري انجام مي‌شود تحت درمان حمايتي نيز قرار مي‌گيرند. برخي از بيماران تصميم مي‌گيرند که تحت درمان ضد تومور قرار نگيرند و فقط درمان حمايتي شوند.
بازتواني
بازتواني بخش مهمي از برنامه درماني است. هدف از بازتواني به نيازهاي فردي بيماران و تأثير تومور روي توانايي فرد در انجام فعاليت‌هاي روزمره وابسته است. تيم مراقبت سلامت تمام تلاش خود را براي کمک به بازگرداندن هر چه زودتر توانايي بيمار در انجام فعاليت‌هاي روزمره به کار مي‌گيرند.
برخي از کساني که مي‌توانند در رسيدن به اين هدف کمک کننده باشند عبارتند از:
·        فيزيوتراپيست: تومور مغز و درمان آن مي‌تواند باعث فلج شود يا ضعف و مشکل در حفظ تعادل ايجاد نمايد. فيزيوتراپيست‌ها به بيمار کمک مي‌کنند تا قدرت و تعادل خويش را مجدداً به دست آورد.
·        گفتار درمان‌گر: اين افراد مي‌توانند به بيماراني که در صحبت کردن، بيان افکار يا بلع غذا مشکل دارند، کمک کنند.
·        کار درمان‌گر: کار درمان‌گران به بيماران کمک مي‌کنند تا از عهده انجام فعاليت‌ها روزمره مانند خوردن، اجابت مزاج، حمام کردن و لباس پوشيدن برآيند.
کودکان مبتلا به تومور مغز، نيازهاي به خصوصي دارند. در صورتي که کودکان در يادگيري يا به خاطر آوردن آموخته‌هاي خود مشکل داشته باشند بايد براي‌ آنها پرستار مخصوص گرفت يا در صورت رفتن به مدرسه آن‌ها را در کلاس‌هاي خاص نگه داشت.
پيگيري
پيگيري منظم پس از درمان تومور مغز اهميت زيادي دارد. پزشک علايم عود تومور را به دقت مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين بررسي‌ها شامل معاينه جسماني و معاينه نورولوژيک دقيق است.
هر چند وقت يکبار بايد بيمار سي‌تي‌اسکن يا ام آر اي شود. در صورت وجود شانت، پزشک کارکرد مناسب آن را بررسي مي‌کند. پزشک بايد برنامه پيگيري يعني دفعات مراجعه بيمار و تست‌هاي لازم را براي وي توضيح دهد.
NCI کتابچه مفيدي تحت عنوان «زندگي پس از درمان سرطان از مجموعه رو به سوي آينده» دارد که براي کساني که دوره درمان را تکميل نموده‌اند قابل استفاده بوده و حاوي نکاتي است که مطالعه آن‌ها باعث مي‌شود که بيمار حداكثر استفاده را از جلسات ويزيت پزشک ببرد.
منابع حمايت کننده
زندگي با يک بيماري جدي مانند تومورهاي مغزي ساده نيست. برخي از بيماران براي مقابله با جنبه‌هاي روحي و عملي بيماري خود، نيازمند کمک هستند. گروه‌هاي حامي نيز مي‌توانند کمک نمايند. در اين گروه‌ها، بيماران و خانواده‌هاي آنان با ساير بيماران و اعضاي خانواده آن‌ها ملاقات نموده و تجارب خود درباره مقابله با بيماري و عوارض درمان را با يکديگر در ميان مي‌گذارند.
بيماران مي‌توانند براي يافتن يکي از اين گروه‌ها با اعضاي تيم مراقبت سلامت خود صحبت کنند. اين گروه‌ها مي‌توانند به صورت مستقيم، از پشت تلفن يا از راه اينترنت کمک‌هاي خود را ارائه دهند.
ممکن است بيماران مبتلا به تومور مغزي نگراني مراقبت از اعضاي خانواده، حفظ شغل يا توانايي خود در انجام فعاليت‌هاي روزمره باشند. نگراني درباره درمان، برخورد با عوارض جانبي، بستري در بيمارستان و هزينه‌هاي درماني نيز وجود دارد. پزشکان، پرستاران و ساير اعضاي تيم مراقبت سلامت مي‌توانند پاسخگوي پرسش‌هاي شما درباره درما، کار يا ساير فعاليت‌ها باشند. ملاقات با مددکار اجتماعي يا مشاوره نيز مي‌تواند به بيمار کمک کند تا درباره احساسات و نگراني‌هاي خود صحبت نمايد.اغلب، مددکاران اجتماعي منابعي براي کمک مالي، مراقبت در منزل و حمايت رواني پيشنهاد مي‌کنند.
هدف از تحقيقات در سرطان
پزشکان سراسر کش در حال انجام انواع زيادي از کارآزمايي‌هاي باليني هستند. کارآزمايي باليني نوعي مطالعه تحقيقاتي با شرکت افراد داوطلب است. مطالعات با هدف يافتن روش‌هاي درماني جديد براي تومورهاي مغزي صورت مي‌گيرند. تحقيقات تاکنون منجر به پيشرفت‌هايي شده و محققان در جستجوي يافتن روش‌هاي درماني مؤثرتر هستند.
کساني که در کارآزمايي‌هاي باليني شرکت مي‌کنند، اين شانس را دارند که در صورت مؤثر بودن روش مورد آزمون، خود نخستين کساني باشند که از آن سود مي‌برند.
اين بيماران حتي در صورت عدم کسب نتيجه به طور مستقيم، با کمک به پزشکان در کسب اطلاعات بيشتر راجع به بيماري و نحوه کنترل آن در ساير بيماران، نقش مهمي ايفا نمايند.
گرچه شرکت در کارآزمايي‌هاي باليني مي‌تواندبا خطراتي همراه باشد امّا پزشکان تمام تلاش خود را به کار مي‌گيرند تا از بيماران حفاظت نمايند.
محققان در حال برسي داروهاي ضدسرطان جديد، دوز جديد داروها و برنامه‌هاي درماني جديد هستند و روي داروهاي مختلف و ترکيب داروها و همچنين ترکيب دارو درماني و اشعه درماني کار مي‌کنند. روش‌هاي جديد و زمان‌بندي جديد براي اشعه درماني نيز تحت مطالعه قرار دارد.
اگر تمايل داريد در کارآزمايي‌ باليني شرکت کنيد با پزشک خود در اين باره صحبت نماييد. مطالعه کتابچه NCI، تحت عنوان «شرکت در کارآزمايي باليني: آنچه بيمار مبتلا به سرطان بايد بداند» نيز مفيد خواهد بود. بروشور NCI با عنوان «آنچه بايد راجع به کارآزمايي باليني بدانيد: اگر مبتلا به سرطان هستيد» نيز حوي اطلاعات مفيدي است.
در اين نشريات نحوه انجام کارآزمايي‌هاي باليني و مزايا و مضرات احتمالي آن‌ها توصيف شده‌ است. پايگاه اطلاعاتي NCI بخشي تحت عنوان
http://www.cancer.gov/clinical-trials
دارد که اطلاعات کلي راجع به کارآزمايي‌هاي باليني و اطلاعات دقيق‌تري راجع به مطالعات در حال انجام درباهر درمان تومور مغز را در برمي‌گيرد. با تماس با شماره تلفن نيز مي‌توانيد پاسخ پرسش‌هاي خود را جويا شده و اطلاعاتي راجع به کارآزمايي باليني کسب کنيد.
منبع مورد استفاده: راهنماي بيماران درباره تومورهاي مغز
ترجمه: دکتر مهدي ابوذري
انتشارات تيمورزاده- تلفن: 84300 (021)