سرطان مالیتپل میلوما
توجه : این مطالب فقط جنبه اطلاع رسانی دارد، با پزشک معالج خود مشورت فرمایید.
سرطان چیست؟
هنگامی که سلولهای بخشی از بدن شروع به رشد خارج از کنترل کنند، سرطان گسترش می یابد. اگرچه سرطان انواع زیادی دارد اما علت همه این سرطانها همان رشد غیرطبیعی آنها است. در اشخاص نرمال(عادی) سلولها بطور منظم رشد کرده، تقسیم شده و سپس میمیرند. در طی سالهای نخست زندگی تاهنگام بلوغ، سرعت تقسیم شدن سلولهای بدن سریع تر خواهد بود. پس از آن ، سلولهای بیشتر نقاط بدن فقط برای جایگزینی سلولهای فرسوده یا مرده و نیز به منظور ترمیم آسیب های وارده به سلولها، تقسیم میشوند. سلولهای سرطانی به دلیل تقسیمات و رشد مداومشان با سلولهای طبیعی بدن فرق دارند. سلولهای سرطانی از میان نمی روند بلکه با رشد خود سلولهای غیرطبیعی دیگری را به وجود می آورند. سلولهای سرطانی میتوانند به قسمتهای دیگر بدن نیز گسترش یافته در آنجا رشد کرده و جایگزین بافت طبیعی شوند. این فرایند متاستاز نام دارد و زمانی رخ میدهد که سلولهای سرطانی وارد جریان خون یا لنف بدن ما شوند. هنگامی که سلولهای سرطانی ناحیه پانکراس به اندام های دیگری نظیر کبد گسترش یابند، سرطان هنوز هم سرطان پانکراس نامیده میشود.
نه سرطان کبد سلولهای سرطانی به دلیل آسیب به DNA گسترش می یابند. این ماده در تمام سلولهای بدن وجود داشته و تمام فعالیتهای آنها را تحت کنترل دارد. اغلب زمانی که DNA آسیب میبیند، بدن قادر است این آسیب را ترمیم کند. اما در سلولهای سرطانی آسیب وارده ترمیم پذیر نیست. ارثی بودن سرطان نیز به دلیل این است کهDNA آسیب دیده میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. اگرچه اغلب آسیب وارده به DNA به دلیل قرارگرفتن در معرض عوامل محیطی نظیر سیگار کشیدن است. سرطان اغلب به شکل یک تومور ظاهر میشود اما برخی سرطانها مثل سرطان خو(لوکمی) به شکل تومور نیستند. بلکه سلولهای سرطانی، خون و اندامهای خونساز را درگیر میکنند و به همه بافتهای بدن آسیب میرسانند. به علاوه، تمام تومورها سرطانی نیستند. تومورهای خوش خیم (غیرسرطانی) به قسمتهای دیگر بدن گسترش نمی یابند(متاستاز نمیدهند) و جز در برخی موارد بسیار نادر ، زندگی فرد را تهدید نمیکنند. انواع متفاوت سرطان، رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند برای مثال، سرطان ریه و پستان بسیار متفاوتند. میزان رشد آنها و نیز پاسخ آنها به درمان کاملا تفاوت دارد. به همین دلیل است که افراد مبتلا به سرطان به درمانهای خاص برای هر نوع سرطان نیازمند خواهند بود.
سرطان دومین علت مرگ در آمریکاست. امروزه میلیونها نفر از مردم دنیا به سرطان مبتلا هستند. خطر گسترش انواع سرطانها با تغییر در روش زندگی افراد نظیر ترک سیگار و بهره گرفتن از رژیم غذایی بهتر ، کاهش می یابد. با تشخیص و شروع سریع تر درمان، شانس بقای فرد افزایش می یابد.
مالتیپل میلوما چیست؟
بدخیمی سلولهای پلاسمای خون، ماتیپل میلوما نامیده میشود. سلولهای طبیعی پلاسما بخش مهمی از سیستم ایمنی بدن را تشکیل میدهند.
این سیستم شامل چندین نوع سلول میشود که با هم علیه عفونت و سایر بیماریها مبارزه میکنند. لنفوسیت ها مهمترین سلولهای سیستم ایمنی بدن هستند. دو نوع لنفوسیت وجود دارد: سلولهای T و سلولهای B.
هنگامی که عفونتی رخ بدهد، سلولهایB  بالغ شده به سلولهای پلاسما تبدیل میشوند. سلولهای پلاسما پروتئینی به ناما ایمنوگلوبولین (آنتی بادی) را تولید و رها میکنند که به میکروبهایی نظیر باکتریها حمله کرده و آنها را از بین میبرد. رشد بی رویه سلولهای پلاسما، میتواند باعث ایجاد تومور شود. این تومور در چندین ناحیه به ویژه در بخش نرم استخوان که مغز استخوان نام دارد به وجود می آیند. رشد این تومورها در مناطق مختلف، مالتیپل میلوما نام دارد.
رشد بی رویه پلاسما باعث اختلال در عملکرد طبیعی مغز استخوان میشود. این امر به کمبود گلبولهای قرمز خون منجر میشود که آنمی نام دارد که خستگی را به وجود می آورد. کمبود پلاکتها نیز میتواند اتفاق بیافتد که در نتیجه آن بریدگی یا خراشیدگی جزیی خونریزی شدیدی به وجود می آید. این بیماری میتواند منجر به کلوپنی هم شود. به این ترتیب گلبولهای سفید خون کاهش یافته و مقاومت بدن در برابر عفونتها کاهش می یابد. سلولهای غیرطبیعی پلاسما قدرت محافظت از بدن در برابر عفونت ها را ندارد. سلولهای طبیعی پلاسما با تولید آنتی بادی با عوامل عفونی مبارزه میکنند. برای مثال اگر شخص در  اثر باکتری پنوموکوک به پنومونی (سینه پهلو) مبتلا شود، سلولهای طبیعی پلاسما آنتی بادی هایی تولید میکنند که اختصاصا به این نوع باکتری حمله کرده، آنرا از بین میبرد. اما در بیماری میلوما، سلولها نوعی از آنتی بادی را تولید میکنند که برای مبارزه با آن نوع خاص از باکتری مفید نیستند. آنها فقط یکنوع آنتی بادی تولید میکنند که قدرت مبارزه با عوامل عفونی را ندارد. مالتیپل میلوما تنها بیماری نیست که باعث رشد بی رویه سلولهای پلاسما شود. 2بیماری دیگری که اهمیت کمتری دارند عبارتند از منوکلونال گاموپاتی و پلاسماسیتومای تنها Solitary.
منوکلونال گاموپاتیMGUS
در این بیماری، سلولهای غیرعادی پلاسما، مقادیر زیادی آنتی بادی تولید میکنند. اما این سلولها به شکل تومور یا توده واقعی نیستند و هیچگونه علامتی به وجود نمی آوردند. این بیماری معمولا بر روی سلامتی شخص اثری ندراد. اما حدود 20% از افراد مبتلا به این بیماری، طی دو سال آینده به مالتیپل میلوما یا سرانهای مشابه سلولهایB (لنفومای بدخیم) مبتلا میشوند. بیماران مبتلا به MGUS معمولا به معاینات و آزمایشات مکرر پزشکی نیاز دارند تا مسیر بیماری در آنها تحت کنترل باشد اما آنها معمولا به هیچ نوه درمان فوری نیاز ندارند.
پلاسموسیتومای تنها
در این بیماری رشد سلولهای پلاسما تنها منجر به ایجاد یک نوع تومورمیشود. این بیماری در مغز استخوان به وجود می آید یا حتی ممکن است در بافتهای خارج از مغز استخوان نظیر ریه یا لایه داخلی سینوسها، گلو و سایر اندام ها نیز به وجود آید. این تومورها توسط رادیوتراپی یا جراحی درمان میشوند. میزان بقای فرد در صورتی که پلاسموسیتوما در قسمتهای دیگر بدن بوجود نیامده باشد معمولا بسیار خوب است. اما این بیماری در برخی افراد به مالتیپل میلوما تبدیل میشود به همین دلیل انجام معاینات مکرر و تستهای آزمایشگاهی برای تشخیص هرچه سریعتر این بیماری ضرورت دارد.
درمان سریع تر پیش آگهی بهتری را بدنبال خواهد داشت.
آمارهای مهم درباره مالتیپل میلوما
در سال 2002، حدود 10800 نفر به علت این بیماری در آمریکا فوت کرند (5500 مرد و 5300زن).
عوامل خطر
عامل خطر هرچیزی است که فرد را مستعد ابتلا به یک بیماری از جمله سرطان میکند. سرطانهای مختلف ، عوامل خطر متفاوتی دارند برای مثال، یک عامل خطر برای ابتلا به سرطان پوست قرارگرفتن در معرض اشعه شدید خورشید است اما داشتن یک عالم خطر یا حتی چندین عامل، خطر را ذکر کرده اند که فرد مستعد رابه این بیماری مبتلا میکند. اما بیشتر افرادی که در برابر این عوامل قرار دارند به بیماری مالتیپل میلوما مبتلا نخواهند شد . حتی اگر فرد در معرض یک یا چند عامل خطرزا باشد، بازهم مشخص کردن اینکه این عامل چه مقدار سبب ایجاد سرطان خواهد شد، غیرممکن است.
سن: سن مهمترین عامل خطر برای ابتلا به بیماری مالتیپل میلوما است فقط 20% از موارد شناخته شده این بیماری زیر 40سال بوده اند. سن متوسط برای ابتلا به این بیماری 70 سال است.
نژاد: این بیماری به دلایل ناشناخته ای در بین سیاهپوستان امریکا 2برابر بیشتر از سفیدپوستان است.
قرارگرفتن در برابر اشعه: قرار گرفتن در برابر اشعه عاملی است که اثر چندانی برروی میزان ابتلای شخث ندارد.
سابقه خانوادگی: به نظر میرسد که این بیماری در برخی خانواده ها شیوع بیشتری دارد. اما این حالت نادر بوده و بر روی خانواده های افراد مبتلا اثر چندانی ندارد.
عوامل شغلی: برخی مطالعات نشان داده اند، افرادی که در کارخانجات صنایع وابسته به مواد نفتی کار میکنند در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
سایر بیماریهای پلاسما: مالتیپل میلوما در حدود 20% از افراد مبتلا به مونوکلونال گاموپاتی(MGUS) و پلاسموسیتومای خارج از مغز استخوان رخ میدهد.
آیا میدانیم علت مالتیپل میلوما چیست؟
دانشمندان هنوز دقیقا علت اغلب مالتیپل میلوماها را نمیدانند. اما آنها به پیشرفتهایی در درک چگونگی تغییرات بوجود آمده در DNA که میتواند به سرطانی شدن سلولها منجر شود نال شده اند. برخی ژنها حامل دستورالعمل هایی برای کنترل رشد و تقسیم شدن سلولها میباشند. ژنهای اصلی که باعث تقسیم شدن سلولها میشوند، انکوژن نام دارند. ژنهای دیگری که تقسیمات سلولی را تحت کنترل داشته یا باعث مرگ سلول در زمان مناسب میشوند.
ژنهای مهارکننده تومور نام دارند. سرطان میتواند در اثر جهش(نقص) DNA در رخ بدهد که در نتیجه یک انکوژن فعال شده یا یک مهار کننده تومور غیرفعال میشود.
مطالعاتی که اخیرا انجام شده، نشان داده است که برخی از انکوژنها(نظیر Cls- C) باعث ایجاد تومور در سلولهای پلاسما میشوند.  تغییر در سایر انکوژنها (نظیرN- Ras و K-Ras) اغلب در میلوما پس از عود بیماری در مغز استخوان رخ دهد و تغییر در ژنهای مهار کننده تومور (نظیر   )نیز دیده میشود که به سایر اندام ها گسترش می یابد. در کروموزوم های سلولهای میلوما اغلب اختلالاتی به چشم میخورد. سلولهای طبیعی انسان شامل 46 کروموزوم می باشند، کروموزوم بخشی از  DNA و پروتئین است که رشد و سوخت و ساز سلولی را کنترل میکند. یافته نسبتاشایع در سلولهای میلوما آن است که بخشی از کروموزوم شماره 13 وجود ندارد. این فقدان باعث میشود که بیماری شدت یافتهو نسبت به درمان بیشتر مقاوم باشد.
محققین دریافته اند که به تومورهای سلول پلاسما مبتلا هستند، اختلالات مهمی در سایر سلولهای مغز استخوان خود دارندکهاین اختلالات سبب رشد بی رویه سلولهای پلاسما میشوند. سلولهای اصلی مغز استخوان دندریت نام دارد که موجب ترشح هورمون اینترلوکین6 (6- IL) میشود این هورمون باعث رشد طبیعی سلولهای پلاسما خواهد شد. تولید مقدار زیاد این هورمون مهم ترین عامل در بوجود آمدن تومورهای سلول پلاسما است. محققین دریافته اند که تولید مقدار اینترلوکین 6ممکن است به دلیل عفونت ناشی از سارکوک کاپوزی همراه با ویروس هرپس(KSHV) که هرپس ویروس انسانی نوع 8 (8-HHV) نیز نامیده میشود، باشد. این ویروس در خون بسیاری از بیمارانمبتلابه میلوما دیده شده است. اثبات این یافته به مطالعات بیشتری نیاز دارندتا به درک و کشف این سرطان کمک نماید.
برخی محققین بر این باورند که کاهش مقدار اینترلوکین 6 میتواند در درمان تومورهای سلول پلاسما مفید باشد به همین دلیل بر روی روشهای کاهش تولید اینترلوکین 6 در حال مطالعه میباشند.
آیا میتوان از این سرطان جلوگیری کرد؟
در مورد بسیاری سرطانها عامل خطر اصلی شناخته شده است برای مثال، سیگار کشیدن عامل اغلب سرطانهای ریه میباشد. این مسئله به یافتن روش پیشگیری کمک میکند. در مورد سایر سرطانها نظیر سرطان سرویکس(دهانه رحم) تغییرات پیش سرطانی در آزمایش پاپ( پاپ اسمیر) یافت شده و پیش از آنکه سرطان پیشرفت کرده، مهاجم شود، درمان خواهد شد. در مورد مالتیپل میلوما عامل خطری که علت این بیماری باشد و امکان اجتناب از آن را در اختیار فرد بگذارد وجودندارد. معمولا آزمایشی که بتواند مشخص کند کدام یک از افراد مبتلا به MGUS منوکلونال گاموپاتی یاپلاسماسیتوما تنها بیشرت در معرض ابتلا به مالتیپل میلوما قرار دارند وجود ندارد.
آیا میتوان این بیماری را زود تشخیص داد؟
متاسفانه در بسیاری از افراد این بیماری تا مراحل آخر هیچگونه علامتی ندارد. در سایر افراد ممکن است علائم عصبی ایجاد شود که در ابتدا شبیه سایر بیماریها است.
علائم مالتیپل میلوما
اگرچه بعضی بیماران هیچگونه علامتی ندارند، اما علائم زیر شایع ترین یافته ها در این بیماران خواهد بود.
درد استخوان: تومورهای پلاسما سل(سلولهای پلاسما) میتوانند موادی را رها کنند که موجب فعال شدن سلولهای جذب کننده استخوان که استئوکلاست نام دارند شوند. این امر باعث میشود که قسمتهای کوچکی از استخوان ضعیف و دردناک شده و پوکی استخوان ایجاد شود.(ضعف گسترده استخوان). تغییرات گسترده یا موضعی استخوان خطر شکستگی استخوان ها به دنبال صدمات یا فشارهای نسبتا جزئی را افزایش میدهد. تمام استخوانها ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند اما درد بیشتر در استخوانهای ناحیه پشت، استخوان ران، نشیمنگاه و جمجمه است.
علائم ناشی از اختلالات خونی: هنگامی که رشد میلوما جایگزین سلولهای طبیعی استخوان شود، کمبود گلبولهای قرمز و سفید خون ونیز کمبود پلاکترخ میدهد.آنمی(کاهش گلبولهای قرمز خون) باعث ضعف و خستگی، کاهش توانایی در ورزش کردن، تنفس سطحی و سرگیجه میشود. کمبود گلبولهای سفید خون باعث میشود که مقاومت بدن در برابر عفونتهایی نظیر پنومونی(سینه پهلو) کم شود. هنگامی که تعداد پلاکتها کم شود حتی با بوجود آمدن خراشیدگی یا بریدگی یا کوفتگی های جزئی، خونریزیهای شدید رخ میدهد.
علائم سیستم عصبی: ضعف و رویهم افتادگی استخوانهای نخاع میتواند باعث فشار بر روی اعصاب مهم بدن شده، درد شدید، کرختی و یا ضعف عضلانی را سبب شود. این حالت یک اورژانس پزشکی است بدین معنی که پزشکی باید فورا برای درمان آن اقدام کند. مواد معدنی از استخوان آسیب دیده آزاد میشود و میزان کلسیم خون افزایش می یابد. چون کلسیم بر روی عملکرد سلولهای عصبی اثر میگذارد، زیادی آن در خون سبب ضعف و اختلالات مغزی میشود. گاهی، سلولهای میلوما پروتئینهای غیرعادی تولید میکنند که به اعصاب آسیب رسانده، سبب ضعف و کرختی میشود. در برخی بیماران، مقدار زیاد پروتئین غیرطبیعی میلوما میتواند باعث اختلال در خون شود به نحوی که جریان خون به مغز کند شده و اختلالات مغزی نظیر سرگیجه و علائمی شبیه سکته رخ دهد. بیمارانی که دچار این علائم هستند باید فورا به پزشک مراجعه کنند. این اختلالات را میتوان به سادگی از طریق برداشتن پروتئینهایی که سبب این اختلال شدهاند به روش پلاسما فریز درمان کرد.
علائم کلیوی: مقدار غیرطبیعی پروتئین میلوما باعث آسیب به کلیه ها میشود. این امر سبب میشودکه توانایی کلیه ها برای دفع نمک، آب و مواد زائد از بدن کاهش یابد.
عفونت ها: بیماران مبتلا 15برابر بیشتر از سایر افراد دچار عفونت های مختلف میشوند. شایع ترین و جدی ترین نوع عفونت پنومونی است.
مالتیپل میلوما چگونه تشخیص داده میشود؟
اگر نشانه های بیماری مالتیپل میلوما در شخص وجود داشته باشد، آزمایش خون و ادرار، تصویربرداری و نمونه برداری از مغز استخوان انجام میشود.
آزمایش خون و ادرار
آزمایش خون یا ادرار وجود انواع غیرطبیعی ایمونوگلوبین (آنتی بادی) در خون را نشان میدهد. ایمونوگلوبین توسط سلولهای طبیعی پلاسما ساخته دشه و به درون خون رها میشوند تا از بدن در برابر عفونتها محافظت کنند. اما در بیماری مالتیپل میلوما ایمونوگلبولینی که توسط سلولهای سرطانی تولید میشود عملکرد طبیعی خود را نداشته، قدرت مبارزه با عفونت ها را ندارد و به مقدار زیاد در خون انباشته میشود. این پروتئین عموما توسط کلیه ها به درون ادرار ترشح میشود.
وجود ایمونوگلبولینی غیرطبیعی در خون یا ادرار نشان دهنده وجود تومور در سلولهای پلاسما است. این پروتئین های غیرطبیعی چندین نام دارند که عبارتند از : ایمونوگلبولین، منوکلونال، پروتیئنM، M  Spike و پاراپروتئین.
روش آزمایشگاهی یافتن این پروتئین غیرطبیعی، الکتروفورز سرم پروتئین(SPEP) و الکتروفورز پروتئین ادرار(UPEP) نام دارد. وجود مقادیر زیادی از سایر پروتئینها و تا 2میکروگلبولین نیز نشان دهنده وجود میلوما خواهد بود.
تصویربرداری با اشعه X از استخوان
تخریب استخوانی ایجاد شده در اثر میلوما و نیز اثر ناشی از هورمونهای تحلیل برنده استخوان که توسط سلولهای میلوما رها میشود با اشعه ایکس قابل تشخیص خواهد بود. تصویر برداری دقیقتر توسط MRI صورت میگیرد و محل تخریب استخوانها را حتی قبل ازآانکه اشعه ایکس قادر بهنشان دادن آن باشد، آشکار میکند.
 
 
MRI
در این روش تصویربرداری، از مغناطیس قوی که با روشن و خاموش شدن سبب رهاشدن انرژی زیاد از بدن میگردد، استفاده میشود. سپس انرژی توسط اسکنرMRI آشکار شده و جزئیات مقطع عرضی بدن بصورت تصاویری نمایش داده میشود.
نمونه برداری از مغز استخوان
نمونه برداری و آسپیراسیون(برداشتن نمونه از درون استخوان توسط یک سوزن) از مغز استخوان انجام میشود. پزشک نمونه ها را در زیر میکروسکوپ بررسی میکند تا وجود سلولهای سرطانی و مقدار آنها را مشخص کند. طی انجام بیوپسی قطعه ای استوانه ای شکل از قسمت حامد استخوان و بخشی از مغزاستخوان به طول 1اینچ( 5/2 سانتی متر) و قطر 16/1 اینچ برداشته میشود. نمونه برداری و آسپیراسیون از مغز استخوان از بخشی از استخوان که ظاهری طبیعی دارد انجام گیرد( معمولا از پشت استخوان ران و نشیمنگاه). به علاوه از نواحی غیرطبیعی استخوان نیز نمونه برداری انجام میشود.
تفسیر نتایج آزمایشات
نتایج یک آزمایش به تنهایی برای قطعی شدن تشخیص کافی نیست. تشخیص بر اساس مجموعه ای از یافته ها صورت میگیرد که عبارتند از: علائمی که بیمار ذکر میکند ، معایناتی که توسط پزشک صورت میگیرد،آزمایشات خونی و تصویربرداری با اشعه ایکس. برای قطعی شدن تشخیص ، لازم است فرد حداقل 1علامت اصلی، یک علامت فرعی یا حداقل 3علامت فرعی را داشته باشد.
علائم اصلی
·        نتیجه نمونه برداری وجود تومور را نشان دهد.
·        بیشتر از 30% از سلولهای نمونه برداری شده از مغز استخوان غیرطبیعی باشند.
·        ایمونوگلبولین مونوکلونال در خون یا ادرار به مقدار زیاد موجود باشد، مقدار این ماده بر اساس تستهای آزمایشگاهی معین میشود.
علائم فرعی
·        10تا 30% از سلولهای نمونه برداری شده از مغز استخوان غیرطبیعی باشند.
·        ایمونوگلبولین مونوکلونال وجود دارد اما مقدارش زیاد نیست.
·        MRI یا تصویربرداری با اشعه ایکس حفره ای در استخوان را نشان میدهد که ممکن است ناشی از رشد تومور باشد.
·        مقدار آنتی بادی طبیعی خون بطور غیرعادی بالا است.
طبقه بندی مالتیپل میلوما چگونه صورت میگیرد؟
اینکه سرطان در چه مرحله ای قراردارد یک عامل مهم در درمان بیمار و تعیین پیش آگهی برای او میباشد. برای تعیین مرحله بیماری پزشک از روشهای مختلفی استفاده میکند. این امر در تصمیم گیری برای انتخاب روش مناسب درمان اهمیت زیادی دارد.
مالتیپل میلوما ممکن است به روش دورین- سالمون مرحله بندی شود. اگرچه برخی پزشکان از این روش استفاده میکنند، ارزش این روش به دلیل آنکه بیمارانی که بالای مرحله 3 قرار میگیرند زیاد نیستند. برخی از پزشکان از روش ساده تری استفاده میکنند که بر اساس 2عامل انجام میشود:
سطح آلبومین و بتا2- میکروگلبولین خون. روش دورین- سالمون بر اساس 4 عامل است:
·        مقدار ایمونوگلبولین مونوکلونال غیرطبیعی موجود در خون یا ادرار: مقدار زیاد این ماده نشان دهنده وجود بدخیمی های زیادی میباشد که باعث تولید چنین پروتئین غیرطبیعی در خون میشوند.
·        مقدار کلسیم خون: مقدار زیاد کلسیم به دلیل آسیب های شدید استخوانی است. استخوان بطور طبیعی شامل مقادیر زیادی کلسیم میباشد و تخریب استخوان باعث رهاشدن کلسیم در خون میشود و میزان آن در خون بطور غیرعادی بالا میرود.
·        مقدار آسیب استخوان که توسط اشعه ایکس مشخص شده است: در حالت پیشرفته مالتیپل میلوما ، اشعه ایکس مناطق آسیب دیده زیادی را در استخوان نشان میدهد.
·        مقدار هموگلوبین خون: هموگلوبین ماده ای است که مسئول حمل اکسیژن در گلبولهای قرمز است. مقدار کم هموگلوبین نشان میدهد که بیشتر قسمت مغز استخوان توسط سلولهای میلوما اشغال شده و فضای کافی برای تولید گلبولهای قرمز طبیعی در مغز استخوان نیست.
تخمین تعداد سلولهای میلوما در بدن را میتوان توسط نتایج آزمایشها مشخص کرد. 3مرحله برای مرحله بندی میزان گسترش مالتیپل میلوما وجود دارد. مرحله 1 کوچکترین میزان تومور و مرحله 3 بزرگترین میزان آن می باشد.
مرحله I : تعداد سلولهای میلوما نسبتا کم است . ممکن است تمام حالات زیر وجود داشته باشد.
*       میزان هموگلوبین کمی از میزان نرمالش پایین تر است.
*       تصویربرداری توسط اشعه ایکس طبیعی به نظر میرسد یا فقط یک ناحیه آسیب دیده را در استخوان نشان میدهد.
*       میزان کلسیم خون طبیعی است.
*       مقدار نسبتا کمی از ایمونوگلبولین مونوکلونال در خون یا ادرار وجود دارد.
مرحلهII : تعداد سلولهای میلوما در حد متوسط است. خصوصیات آن حالتی بین مرحلهI  و III است.
مرحله III: تعداد سلولهای میلوما زیاد بوده، یک یا چند مورد از حالتهای زیر وجود دارد:
*       میزان هموگلوبین خیلی پایین است.
*       سطح کلسیم خون خیلی بالا است.
*       بیشتر از 3ناحیه استخوانی توسط سرطان تخریب شده است.
*       مقدار زیادی از ایمونوگلوبین مونوکلونال در خون یا ادرار وجود دارد.
مالتیپل میلومای عود کننده: عود کردن بیماری به این معناست که یک بیماری پس از آنکه درمان شد مجددا به وجود می آید. مالتیپل میلومای عود کننده میتواند مجددا در استخوان یا سایر قسمتهای بدن بوجود بیاید.
بقای بیمار بر اساس مرحله بیماری
بقای 5ساله درصدی از بیماران را شامل میشود که 5 سال پس از تشخیص بیماریشان زنده میمانند. این مدت استاندارد است. البته بسیاری از بیماران بیشتر از 5سال زنده می مانند. در طی این 5سال برخی از بیماران به دلایل دیگری فوت میکنند. مثلا برخی از آنها در اثر بیماری قلبی فوت میکنند. پیشرفت در درمان، بقای بیماران را افزایش داده است.
با بررسی بیماران مبتلا به میلوما میزان بقای 5ساله و زمان متوسط زنده ماندن بر اساس مرحله بیماری به شرح زیر خواهد بود:
بیماری در مرحله : I بقای 5ساله حدود 50% است. متوسط زمان زنده ماندن بیماران بیشتر از 60ماه است.
بیماری در مرحلهII : بقای 5ساله حدود 40% است. متوسط زمان زنده ماندن بیماران حدود 41 ماه است.
بیماری در مرحلهIII : بقای 5ساله 10% است. متوسط زمان زنده ماندن بیماران 23ماه است.
البته بقای هر بیمار علاوه بر مرحله بیماری به عوامل دیگری نیز بستگی دارد. اگرچه تشخیص مرحله ای که بیماری در آن قرار دارد به تعیین پیش آگهی برای بیماران کمک میکند اما هرگز نمیتوان پیش آگهی بیماران را با اطمینان تعیین کرد.
سایر عوامل موثر در پیش آگهی بیماری
علاوه بر روشهای تصویربرداری توسط اشعه ایکس و تست های آزمایشگاهی برای اندازه گیری میزان ایمنوگلبولین مونوکلونال در خون یا ادرار و هموگلوبین و کلسیم موجود درخون ، با چندین آزمایش دیگر چشم انداز بیماری مشخص شده و روش درمانی مناسبی انتخاب میشود. برخی پزشکان برای تعیین میزان بقای افراد مبتلا به میلوما بر روی اندازه گیری میزان بتا2- میکروگلبولین در خون بیماران تکیه میکنند. این پروتئین که توسط سلولهای میلوماترشح میشود احتمال بهترین شاخص (نشانه) برای تعیین میزان میلوما در بدن است. میزان زیاد این پروتئین نشان میدهد که تعداد زیادی سلولهای میلوما وجود دارد. اگرچه این پروتئین بخشی از سیستم مرحله بندی نیست اما هرچه بیماری پیشرفت بیشتر میکندمقدار آن در خون بیشتر میشود برخی پزشکان این پروتئین را اندازه میگیرند. میزان این پروتئین در نتیجه آسیب به کلیه نیز بالا میرود. میزان بسیار زیاد این پروتئین نشان دهنده مقدار زیاد سلولهای سرطانی و آسیب شدید کلیوی بوده و میزان بقای چنین بیمارانی بسیار کم است. میزان کراتی نین خون نیز به سلامت کلیه ها مربوط میشود . این ماده شیمیایی توسط کلیه ها از بدن دفع میشود. آسیب به کلیه ها در اثر ایمونوگلبولین مونوکلونال سبب افزایش کراتی نین خون شده و پیش اگهی چنین بیمارانی بسیار بد است.شاخص خاص سلول میلوما سرعت پیشرفت سلولهای سرطان را نشان میدهد. این آزمایش در آزمایشگاههای خاصی با کمک نمونه های برداشته شده از مغز استخوان انجام میشود.مقدار زیاد این شاخص، انباشته شدن سریع سلولهای سرطانی را نشان میدهد و پیش آگهی بدی دارد. در سایر تست هایی که انجام مشود ممکن است سلولهای سرطانی مستقیما بررسی نشود اما سلامت عمومی بیماران مشخص میشود و وضعیت اندام اصلی بدن را نشان میدهد که میتواند حساسیت این اندامها به داروهای مصرفی برای درمان را پیش بینی نماید.
مالتیپل میلوما چگونه درمان میشود؟
پس از تشخیص و مرحله بندی، تیم پزشکی با شما برای انتخاب روش درمانی مناسب صحبت خواهد کرد.
شيمي درماني و ساير داروها
در شيمي درماني براي درمان مالتيپل ميلوما از داروهاي ضد سرطان براي تخريب يا كنترل سلول هاي ميلوما استفاده ميشود. اين داروها عموما بصورت خوراكي هستند اما ممكن است بصورت تزريق وريدي يا عضلاني باشد. در اين روش دارو وارد جريان خون شده و به تمام نواحي بدن ميرود, اين روش براي سرطان هايي نظير مالتيپل ميلوما كه بطور گسترده اي در بدن پخش شده است, مفيد خواهد بود. معمولا از دو داروي ملفالان و پرونيزون بطور همزمان استفاده ميشود كه عموما خوراكي هستند اما بصورت تزريق وريدي نيز كاربرد داند. ساير داروهاي شيمي درماني نظير وين كريستين, سيلكوفسفاميد, كارموستين و دوكسوروبيسين نيز اغلب استفاده ميشوند. برخي از داروها با ملفالان و پردنيزون تركيب مي شوند. گاهي اوقات به جاي پردنيزون از دگزامتازون استفاده ميشود. تركيب اين داروها از كاربرد داروها به تنهايي مفيدتر است. تركيب اين داروها عموما بر اساس حرف اول نام داروها بطور خلاصه شده بيان مي شود, براي مثال;
*       MP: ملفالان و پرونيزون
*       VBMCP : وين كريستين, كارموستين.  BCNU : ملفالان, سيلكوفسفاميد و پردنيزون
*       VAD: وين كريستين, دوكسوروبيسين (آدريامايسين) و دگزامتازون.
انتخاب نوع و ميزان داروها به عوامل زيادي بستگي دارد كه از آن جمله مرحله اي كه بيماري در آن قرار دارد و عملكرد كليه ها خواهد بود. عموما بيماران جوان تر از 65 تا 70 ساله قادرند مقادير زياد اين داروها را تحمل كنند.
داروهاي شيمي درماني سلول هاي سرطاني را از بين ميبرند اما به سلول هاي طبيعي نيز آسيب مي رسانند. براي اجتناب از عوارض شيمي درماني بايد دقت لازم به عمل آيد. اين عورض به نوع, مدت استفاده از دارو و ميزان آن بستگي دارد. داروهايي كه در شيمي درماني استفاده ميشوند به سلول هايي بيشتر حمله مي كنند كه به سرعت تقسيم ميشوند. اين داروها مفيدند چون سلول هاي سرطاني به سرعت تقسيم ميشوند و پاسخ آن به داروها سريع تر از سلول هاي طبيعي است.
 اما برخي از بافت هاي طبيعي مثل مغز استخوان, پوشش داخل دهان و روده ها و فوليكول هاي مو نيز به منظور جايگزيني با سلول هاي فرسوده به سرعت تقسيم ميشوند. به همين دليل اين بافت نيز بيشتر تحت تاثير شيمي درماني قرار مي گيرد. در نتيجه بيماران به ريزش مو, زخم هاي دهان, كاهش مقاومت در برابر عفونت ها به علت كاهش گلبوب هاي سفيد خون, خونريزي يا كوفتگي به سادگي( به علت كاهش پلاكت ها) و خستگي( به دليل كاهش گلبول هاي قرمز خون) دچار ميشوند. بي اشتهايي , تهوع و استفراغ به دليل آسيب به بخشي از روده رخ ميدهد, اما داروها بر روي ن.احي از مغز كه اشتها و استفراغ كردن را تحت كنترل دارند نيز اثر مي گذارند.اين آثار جانبي موقتي بوده و با پايان يافتن درمان ها از بين ميروند. اگر اين آثار انبي در شما وجود دارد تيم پزشكي روش هايي را براي تسكين آن پيشنهاد مي كند. براي مثال, مي توان از داروهايي براي كاهش تهوع و استفراغ استفاده كرد. علاوه بر اين آثار جانبي موقتي برخي داروهاي شيمي درماني مي توانند آسيب هاي دائمي به اندام هايي مثل قلب يا كليه ها وارد آورند.
اين خطرات ممكن, به دقت سنجيده ميشود و سلامت اين اندام ها نيز در طي درمان دقيقا كنترل خواهد شد. اگر اندام هاي مهم بدن آسيب جدي ببينند, داروي كه باعث اين آسيب شده قطع ميشود و داروي ديگري جايگزين آن مي كنند.
تسكين علائم بيماري مهم ترين هدف درمان است. مهم ترين نگراني كه در مورد بيماران مبتلا به ميلوما وجود دارد به آسيب هاي استخواين مربوط ميشود. سلول هاي ميلوما مي توانند باعث حل شدن استخوان شوند. اين امر منجر به ضعف و شكستگي استخوان مي شود. دسته اي از داروها كه بيس فسفونات (Bisphosphonate) ناميده ميشوند اين روند را كاهش مي دهند.
پاميدرونات, رايج ترين داروي اين دسته است كه بصورت تزريق داخلي عروقي تجويز ميشود. داروي ديگر اين دسته كلودرونات مي باشد كه فقط بصورت قرص هاي خوراكي مصرف مي شود اما زياد مصرف نمي شود چون از طريق دستگاه گوارش بطور كامل جذب نشده و منجر به ناراحتي معده ميشود. دانشمندان در حال مطالعه بر روي داروهاي جديد تر گروه بيس فسفونات ها به نام هاي زولدرونات وايباندروت      مي باشد اما اين دو دارو هنوز به صورت روتين كاربرد ندارند.
درمان با بيس فسفونات ها همزمان با ساير داروهاي شيمي درماني براي درمان ميلوما توصيه ميشود.
داروهاي ديورتيك(مدر) به كليه ها براي رفع مايعات و نمك زائد بدن كمك مي كنند و مسكن ها باعث بهبود كيفيت زندگي بيمار ميشوند. مطالعات نشان مي دهند كه استفاده از داروي ضد درد در بيماران مبتلا به سطان نه تنها طول عمر بيماران را افزايش مي دهد, بلكه آنها را قادر مي سازد كه به فعاليت هاي عادي خود بهتر ادامه بدهند.
راديو تراپي
در راديوتراپي از انرژي بالاي اشعه ايكس براي نفوذ به بافت هاي بدن و تخريب سلول هاي سرطاني استفاده ميشود. از راديوتراپي اغلب براي درمان بخش هايي از استخوان كه توسط ميلوما آسيب ديده است و به شيمي درماني پاسخ نداده و منجر به بروز علائم جدي شده است, استفاده ميشود. ممكن است تغييرات ناگهاني در احساسات بيماران رخ دهد. نظير احساس گز گز يا كرختي , ضعف ناگهاني در عضله پا, يا مشكلات ادراري يا اختلال در حركات روده اي به طور ناگهاني.
 اين حالت زماني رخ ميدهد كه ميلوما باعث ضعف استخوان هاي پشت و يا روي هم افتادن استخوان ها و فشار بر روي طناب نخاعي و اعصاب نخاع شود. اين يك اورژانس پزشكي است و بيماران مبتلا به اين علائم
فورا بايد به منظور درمان به پزشك مراجعه كرده, تحت عمل جراحي يا راديوتراپي قرار گيرند. راديوتراپي رايج ترين درمان براي پلاسموسيتوماي تنها است. روش راديوتراپي براي درمان ميلوما يا پلاسموسيتوما, راديوتراپي خارجي است بدين معني كه اشعه از خارج بدن به سلول هاي سرطاني تابانده مي شود. انجام راديوتراپي تقريبا شبيه تصويبرداري با اشعه ايكس استبجز آنكه راديوتراپي طولاني تر بوده, عموما چند بار در هفته و بمدت چند هفته است.
جراحي:جراحي عموما براي درمان پلاسموسيتوماي تنها بكار ميرود و بسيار به ندرت در درمان مالتيپل ميلوما كاربرد دارد. همانطور كه قبلا اشاره شد, فشار بر روي طناب نخاعي سبب فلج , ضعف شديد عضلاني و كرختي ميشود كه لازم است جراحي اورژانسي انجام شود. جراحي غير اورژانسي (الكتيو) براي كار گذاشتن ميله ها با صفحات فلزي انجام ميشود كه به استخوان هاي نحيه مهره ها و پاها در تحمل وزن بدن و جلوگيري از شكستگي كمك مي كند.
درمان بيولوژيك: همانطور كه قبلا اشاره شد, هورمون اينترلوكين6-(6-IL) كه توسط سلول هاي مغز استخوان رها ميشود, رشد اين سرطان را تحريك ميكند. در آزمايشگاه هاي باليني بر روي درمان هايي مطالعه ميشود كه توليد اين هورمون را متوقف كند. يكي از آثار اينترلوكين 6 آنژيونز (توليد رگ هاي خوني جديد) است. از اين طريق خون به سلول هاي تومور رسيده و رشد آنها افزايش مي يابد. داروهايي كه ممكن است آنژيوژنز را مهار كند, تاليدوميد مي باشد كه اخيرا سودمندي آن براي درمان افراد مبتلا به ميلوما كه به شيمي درماني پاسخ نداده اند, گزارش شده است. حدود  تا  بيماران به اين درمان پاسخ داده اند. اينترفرون, ماده شبه هورمون ديگري است كه توسط برخي گلبول هاي سفيد خون و سلول هاي مغز استخوان آزاد مي شود. بر خلاف اينترلوكين6-(6-IL), اينترفرون رشئ سلول هاي ميلوما را كند مي كند. اگر چه اين ماده گاهي به همراه داروهاي شيمي درماني استفاده ميشود اما زماني كه بيمار قبلا شيمي درماني شده يا طي دوره تسكين موقت بيماري , بسياري سودمند خواهد بود. بنظر ميرسد اينترفرون زمان تسكين موقت بيماري را طولاني  مي كند.
آثار جانبي اين دارو خستگي و آثاري شبيه عفونت يا ويروس آنفولانزا است. تحمل اين دارو براي برخي بيماران مشكل است اما رويهم رفته فوائد تسكين موقت طولاني تر و كاهش علائم ميلوما بيشتر از آثار جانبي دارو است.
پيوند مغز استخوان : در اين روش سلول هايي شبيه سلول هاي خوني توسط وسايل خاصي از مغز استخوان گرفته شده يا از جريان خون جدا ميشوند. اينها سلول هاي بنيادي نام دارند و زماني كه بيمار مقادير زيادي داروي شيمي درماني دريافت مي كند, منجمد مي شوند. يكي از مشكلات شيمي درماني آن است كه باعث تخريب سلول هاي بنيادي مغز استخواني ميشود. ميتوان پس از شيمي درماني , سلول هاي بنيادي را به بدن بيمار پيوند زد. بدين ترتيب پزشك مي تواند از مقدار زياد داروهاي شيمي درماني براي درماني براي درمان بيماران استفاده كرده, شانس بهبودي افراد زياد ميشود. در پيوند اتولوگ از مغز استخوان يا سلول هاي بنيادي محيط خود بيمار استفاده مي شود. اين روش امن تر بوده و خطر مشكلات جدي كمتر است. متاسفانه چون از بين تمام سلول هاي ميلوما با مقدار زياد داروي شيمي درماني مشكل است, در اغلب بيماران با اين روش درمان , بيماري مجددا عود ميكند. اگرچه تعداد كمي از اين بيماران براي مدت طولاني بهبود مي يابند اما اين روش كاربرد زيادي ندارد.
در پيوند آلوژنيك از سلول هاي بنيادي بدن شخص ديگري استفاده مي شود كه عموما خويشاوند بيمار بوده يا بافت بدنش بسيار شبيه بيمار مي باشد. پيوند آلوژنيك مشكلات جدي تري از قبيل مرگ بدنبال دارد اما زمان تسكين موقت بيماري طولاني تر خواهد بود. چون سلول هاي سيستم ايمني عضو پيوندي به تخريب سلول هاي ميلوما كمك مي كنند. از اين روش اغلب در بيماران مبتلا به ميلوما استفاده نميشود چون براي اين كار شخص بايد نسبتا جوان و سالم باشد تا بتواند عوارض جانبي پيوند را تحمل كندد و بافت شخص دهنده متناسب با بدن بيمار باشد. اما اغلب بيماران مبتلا به ميلوما پير هستند.
پلاسموفرزيز: در اين روش خون از طريق سياهرگ ها گرفته شده و سلول هاي آن از پلاسما كه بخش مايع خون است, جدا ميشوند. چون پلاسما حاوي آنتي بادي غير طبيعي توليد شده توسط سلول هاي ميلوما است, مي توان آنرا بيرون كشيده, محلول نمكي و پروتئين هاي خون شخص دهنده را جايگزين آن نمود اين روش براي زماني كه خون بيمار به دليل انباشته شدن پروتئين ميلوما غليظ شده است مفيد خواهد بود. چون اين حالت باعث اختلال در جريان خون مغز و ايجاد علائم شبيه به سكته مغزي مي شود. اگر چه پلاسموفرزيز مي تواند باعث تسكين برخي از علائم بيماري شود اما قادر به از بين بردن سلول هاي ميلوما نخواهد بود.
آزمايشات باليني
هدف از انجام آزمايشات باليني
در آزمايشات باليني بر روي روش هاي جديد درماني مطالعه مي شود. اين كار مطالعات نويد بخش يا درمان هاي تجربي خواهد بود. اين آزمايشات تنها زماني انجام مي شود كه براي بيمار مفيد باشد. اين درمان ها اغلب فوايد زيادي دارند. محققين براي يافتن پاسخ سوالات زير تلاش مي كنند:
*       آيا درمان جديد مفيد است؟
*       اين روش درماني چگونه است؟
*       آيا اين روش از ساير روش هاي درماني بهتر است؟
*       عوارض جانبي اين روش چيست؟
*       آيا عوارض جانبي اين روش از ساير روش هاي استاندارد كمتر است؟
*       آيا فوايد اين روش از مضرات آن بيشتر است؟
*       اين روش در چه بيماراني مفيد است؟
انواع آزمايشات باليني
قبل از آنكه روش درماني توسط انجمن غذا و داروي امريكا (          FDA) تائيد شود طي 3 مرحله آزمايش مي شود:
مرحله 1 : هدف مرحله اول مطالعه يافتن بهترين روش براي درمان جديد و ميزان امنيت آن است. پزشك بايستي بيماران را از لحاظ عوارض جانبي و مضر به دقت تحت نظر داشته باشد. درمان جديد در آزمايشگاه و بر روي حيوانات به دقت آزمايش شده است. اما آثار جانبي آن در بيماران كاملا شناخته شده نيست. براي تحت كنترل داشتن سير درمان پزشكان اغلب درمان را با ميزان كمي دارو آغاز  ميكنند و مقدار آنرا تا زماني كه آثار جانبي دارو ظاهر شود ادامه مي دهند . اگر چه پزشكان اميدوارند كه به بيماران كمك كنند , اما هدف اصلي مرحله 1 , مطالعه درباره بي ضرر بودن دارو است.
مرحله 2: اين مرحله براي مشخص شدن عملكرد درست دارو صورت ميگيرد. به بيماران حداكثر ميزان دارو داده مي شود اما ميزان آن آنقدر نيست كه سبب عوارض جانبي شديد شود و اثر دارو بر روي سرطان به دقت بررسي مي شود.
مرحله 3: در اين مرحله مطالعه بر روي عده زيادي از بيماران انجام ميشود. در برخي آزمايشات باليني هزارن نفر مورد بررسي قرار مي گيرند. روي يك گروه از بيماران درمان استاندارد انجام ميشود. ساير گروه ها تحت درمان جديد قرار مي گيرند. پزشكان اغلب فقط يك درمان جديد را بررسي مي كنند تا دريابند كه آيا بهتر از درمان استاندارد است يا خير؟ اما گاهي اوقات نيز 2 يا 3 روش را بررسي مي كنند . تمام بيماران در مرحله سوم مطالعه به دقت تحت نظر قرار مي گيرند. اگر عوارض جانبي اين روش اين روش درماني جديد زياد باشد يا نتايج يك روش درماني بهتر باشد اغلب مطالعه متوقف مي شود. اگر شما در يك آزمايش شركت كنيد, تحت مراقبت زيادي قرار مي گيرند , يك تيم ماهر پزشكي به دقت شما را تحت نظر قرار مي دهند. در اين مطالعه شما مورد توجه و مراقبت زيادي قرار داريد. اما خطراتي نيز وجود دارد. هيچ كس نمي داند كه آيا اين درمان جديد موثر است يا نه و عوارض جانبي آن چه موقع رخ خواهد داد. اين مطالعه براي مشخص شدن همين امر صورت مي گيرد اگر چه بيشتر عوارض جانبي با گذشت زمان ناپديد مي شوند اما برخي از آنها دائمي بوده يا تهديد كننده زندگي مي باشند, به ياد داشته باشيدكه حتي درمان هاي استاندارد نيز عوارضي دارند. پس از در نظر گرفتن تمام عوامل در چنين آزمايشاتي ثبت نام كنيد.
تصميم گيري براي شركت در آزمايشات باليني
ثبت نام در چنين آزمايشاتي فقط به خود شما بستگي دارد. پزشك و پرستارتان جزئيات را برايتان توضيح خواهند داد. فرمي به شما براي مطالعه داده مي شود در صورتيكه شما با آنچه در اين فرم وجود دارد موافق باشيد مي توانيد آنرا امضاء كنيد. اطلاعات لازم نيز به شما  داده ميشود. حتي پس از امضاء كردن فرم و شروع آزمايشات شما آزاديد هر زمان كه مايل بوديد از ادامه شركت در مطالعه انصراف بدهيد. شركت در اين آزمايشات شما را از ادامه باقي درمان هاي لازم باز نمي دارد. براي كسب اطلاعات بيشتر با تيم پزشكي خود مشورت كنيد.
 سوالاتي كه شما مي بايستي بپرسيد اينها هستند:
*       هدف از اين مطالعه چيست
*       چه نوع آزمايشات و درمان هايي در اين مطالعه صورت مي گيرد؟
*       اين درمان چگونه است؟
*       با يا بدون بودن اين درمان و تحقيقات جديد چه اتفاقي مي افتد؟
*       ساير انتخاب هاي درماني من و فوائد و مضرات اين انتخاب چيست؟
*       آيا از چگونگي درمانم آگاه مي شوم؟
*       اين آزمايش روي زندگي روزمره من چه اثري دارد؟
*       من بايد منتظر چه عوارض جانبي باشم؟
*       آيا اين آثار جانبي قابل كنترل هستند؟
*       آيا من بستري خواهم شد؟
*       اگر چنين است هر چند وقت و به چه مدت؟
*       آيا من بايد هزينه اي پرداخت كنم؟
*       آيا درمان ها مجاني هستند؟
*       آيا اين نوع آزمايشات ضرري براي من دارند؟
*       چه نوع مراقبت هاي طولاني مدتي براي اين آزمايشات لازم است؟
*       آيا اين مراقبت براي درمان ساير سرطان ها صورت گرفته است؟
انجمن امداد به بيماران سرطاني ايران آزمايشات باليني را براي بيماران و خانواده شان توصيه مي كند. شما مي توانيد از طريق مركز مشاوره پزشكي انجمن اين اطلاعات را كسب نمائيد يا به سايت اينترنتي ما مراجعه كنيد.
   تلفن ما: 2294100-0111
  سايت اينترنتي :WWW.sarataun.Org
بر اساس اطلاعاتي كه شما درباره نوع, مرحله و سوابق قبلي درمان خود ارايه مي دهيد اين مركز ليستي از آزمايشات باليني را كه شما نياز داريد فراهم مي آوريد, اين خدمات مي تواند در هر جايي به شما ارايه شود. به علاوه شما مي توانيد ليستي از آزمايشات رايج را با كمك مركز اطلاع رساني درباره سرطان كسب نمائيد.
روش هاي متناوب و مكمل يكديگر
امروزه علاقه زيادي براي استفاده از اين نوع درمان ها وجود دارد. قبل از تغيير روش هاي درماني حتما با پزشك و پرستارتان مشورت نماييد. برخي از روش هاي درماني استاندارد هستند اما برخي ديگر از روش ها نيز مي توانند سبب تداخل عمل يا ايجاد عوارض جانبي شوند . به همين دليل مهم است كه با پزشك يا پرستارتان بي پرده صحبت كنيد. براي كسب اطلاعات بيشتر به كتاب هاي انجمن امداد به بيماران سرطاني ايران درباره پرتو درماني و شيمي درماني مراجعه كنيد.
درمان بر اساس مراحل بيماري
مرحله 1: در مورد بيماراني كه هيچ علامتي ندارند, پي گيري آزمايشات بدون درمان فوري توصيه مي شود. در مورد بيماراني كه علائم دارند , شيمي درماني تركيبي توصيه ميشود. دارويي كه عموما مصرف ميشود MP است اما تركيبات ديگري مثل VAD يا VBMCP نيز مصرف مي شوند. بيس فسفونات ها نيز ممكن است در اين مرحله مصرف شوند. زماني كه نواحي آسيب ديده استخوان باعث بروز علائمي شود كه به شيمي درماني يا بيس فسفونات ها پاسخ ندهند, راديوتراپي خارجي ممكن است بكار گرفته شود.
مرحله 2: در مورد بيماراني كه هيچ علائمي ندارند, پي گيري آزمايشات بدون درمان فوري توصيه ميشود. در مورد بيماراني كه علائمي از بيماري را دارند , شيمي درماني تركيبي توصيه مي شود. دارويي كه معمولا
كاربرد دارد MP است اما ساير تركيبات مثل VAD يا VBMCP نيز كاربرد دارند. بيس فسفونات ها نيز ممكن است در اين مرحله مصرف شوند. شيمي درماني با دوز بالا و پيوند مغز استخوان ممكن است باعث طولاني تر شدن عمر اين بيماران شود. درمان با اينترفرون پس از شيمي درماني از عود بيماري جلوگيري مي كند اما عوارض جانبي آن زياد است. زماني كه نواحي آسيب ديده استخوان سبب بروز علائمي مي شوند كه به شيمي درماني يا بيس فسفونات ها پاسخ نمي دهند, راديوتراپي خارجي بكار برده مي شود.
مرحله 3: درمان مانند مرحله 2 است.
چه سوالاتي بايد از پزشك تان درباره اين سرطان بپرسيد؟ مهم اين است كه شما بي پرده صحبت كنيد. تيم پزشكي به تمام سوالات شما پاسخ خواهند داد, آنها نبايد هيچ موضوعي را از شما مخفي كنند. براي مثال, اين سوالات را در نظر داشته باشيد:
*       سرطان من در چه مرحله اي قرار دارد؟
*       اين به چه معني است؟
*       چه نوع درماني را مي توانم انتخاب كنم؟
*       بر اساس اطلاعات موجود امكان زنده ماندن من چقدر است؟
*       عوارض جانبي درمان من چيست؟
*       چه مدت طول مي كشد تا من بهبود يابم؟
*       چه موقع مي توانم به سركار يا ساير فعاليت هاي روزانه ام برگردم؟
*       شانس بهبودي من چقدر است؟
*       آيا نوعي از درمان خطر عود بيماري را بيشتر از ساير انواع درمان ها كاهش مي دهد؟
*       قبل از شروع درمان چه آمادگي لازم است داشته باشم؟
*       آيا مي توانم روش درماني ديگري را انتخاب كنم؟
علاوه بر سوالات فوق سوالات ديگري را كه خودتان در نظر داريد , مطرح كنيد. براي مثال, شما ممكن است مايل باشيد درباره ساير نظرات و آزمايشات باليني نيز اطلاعاتي كسب كنيد.
پس از درمان مالتيپل ميلوما چه رخ مي دهد؟
پس از آنكه درمان ها كامل شدند , پي گيري درمان اهميت خاصي دارد. ممكن است انجام آزمايش خون, تصويربرداري با اشعه ايكس و يا ساير روش هاي تصوير برداري براي تشخيص عود يا گسترش بيماري ضروري باشد. براي مشخص شدن عوارض جانبي درمان ها نيز بايستي آزمايش هاي لازم انجام شود تا درمان
سريع و موثر انجام شود. مهم است كه با تيم درماني خود بطور مرتب در ارتباط باشيد و هرگونه علامت جديد را فورا به آنها اطلاع دهيد. اگر چه درك مرحله سرطان و نيز درمان آن  مي تواند به پيشگيري روند درمان كمك كند اما هيچكس نمي تواند دقيقا بگويد كه پاسخ بدن شما به درمان هاي انجام شده چيست؟ شما مي توانيد با انتخاب شيوه درست زندگي به بهبود خودتان كمك كنيد. مثلا سيگار را ترك كنيد, اين كار به بهبود شما كمك خواهد كرد. در طي بهبودي از رژيم غذايي مناسب بهره بگيريد . مصرف نوشيدني هاي الكلي را كنار گذاشته يا حداكثر 1 يا 2 بار در روز بنوشيد. رژيم غذايي متعادلي را كه حاوي مقادير زيادي ميوه و سبزي و غلات باشد, بخوريد. آگاه باشيد كه در زمان درمان سرطان , بدن شما در حال مبارزه با بيماري است. شيمي درماني باعث خستگي زياد مي شود براي برگشتن به سركار يا از سرگرفتن فعاليت هاي روزمره تان عجله نكنيد, به اندازه كافي استراحت كنيد, يكبار ورزش كردن در روز عموما كافي است. درباره نوع ورزش از تيم درماني خودتان راهنمايي بخواهيد. اجازه ندهيد كه انجام آزمايشات, درمان ها و ساير جنبه هاي فيزيكي درمان بر روي وضعيت روحي و رواني شما اثر بگذارد. تشخيص و درمان سرطان مسائل مهمي هستند  و بر روي شما و افرادي كه از شما مراقبت مي كنند اثر مي گذارند. قبل از هر اقدامي با تيم پزشكي خود مشورت كنيد. حمايت هاي مراكز درماني و خدمات اجتماعي نيز مهم هستند. اگر احتياج به كمك هاي ديگري داريد با انجمن امداد به بيماران سرطاني ايران مشورت كرده و اطلاعات مورد نياز را كسب كنيد.
يافته هاي جديد درباره ماتيپل ميلوما و درمان آن
تحقيقات بر روي مالتيپل ميلوما در بسياري از بيمارستان هاي دانشگاهي , مراكز پزشكي و ساير موسسات در سراسر دنيا انجام ميشود. هر ساله پزشكان مطالب بيشتري درباره علت اين بيمارير و چگونگي درمان آن مي آموزند. براي مثال , مطالعاتي بر روي ارتباط ميزان بقاي بيماران با كاربرد داروهاي شيمي درماني با مقادير بالا و يا پيوند مغز استخوان در حال انجام گرفتن است. مطالعات قبلي نشان داده اند كه اين روش طول عمر بيماراني كه براي تحمل عوارض جانبي آنها به انداز كافي سلامت هستند افزايش مي دهد اما اغلب بيماران دچار عود بيماري مي شوند. تحقيقات اخير نشان داده كه مغز استخوان ماده اي به نام اينتر لوكين 6 را ترشح مي كند, اين ماده عامل رشد مهمي براي سلول هاي ميلوما است و بدين ترتيب باعث تخريب استخوان مي شود. به همين دليل مطالعات بر روي يافتن روش هايي براي متوقف كردن عمل اينترلوكين 6 متمركز شده است. نقش هرپس ويروس 8 نيز در توليد رگ (آنژيوژنز) در دست بررسي است. مطالعات نشان داده است كه كاربرد داروي تاليروئيد براي متوقف كردن روند رگ زدايي حتي در بيماراني كه به ساير درمان ها پاسخ نداده اند بسيار مفيد بوده است. ساير داروهاي متوقف كننده اين روند هنوز در مراحل ابتدايي
آزمايش قرار دارند. مستقات جديدتر بيس فسفونات ها از قبيل زولدرونات و ايباندرونات براي جلوگيري از تخريب و درد استخوان موثر هستند. اين داروهاي جديد چندين برابر قويتر از بيس فسفونات هاي قبلي هستند.
اريتروپوئيتين كه در درمان آنمي ( كمبود خون) مفيد است. مطالعاتي براي مشخص شدن اثر اين ماده بر روي آنمي و علائم ناشي از آن ( ضعف, سرگيجه, مشكل در ورزش كردن  يا ساير فعاليت هاي جسماني) در بيماران مبتلا به مالتيپل ميلوما در حال انجام شدن است.
منبع مورد استفاده : سرطان مالتيپل ميلوما, ترجمه بنفشه جوادي ناشر انجمن امداد ايران, 1384
تلفن 2222655-0111