پرستاري از بيمار درخانه
وقتي كه شخصي بيمار شد و از عارضهاي شكايت داشت، نزديكان و خويشاوندان بايد به آن توجه نموده و اقدامات لازم را تا ردسين پزشك انجام داده و سپس آنچه جهت آسايش و تسكين بيمار انجام داده اند، به پزشك گزارش دهند.
علائم و نشانههايي كه ممكن است بروز كنند، عبارتند از: تب و لرز، اغما، هذيان، غش، سرفه، ذكام، تير كشيدن سينه هنگام تنفس، سردرد، گلودرد، درددنده ها و استخوان ها، درل درد، استفراغ، اسهال، يبوتس، بندآمدن گاز و مدفوع، تغييرات جلدي مهشود، خونريزي (خون دماغ، سرفه خوني، استفراغ خوني، مدوفع خوني، ادرار خوني) و غيره.
دانستن زمان شروع علائم و چگونگي پيدايش آن كه ناگهاني بوده و يا به تدريج ايجاد شده است، براي پزشك معالج اهميت دارد و بايد آن را دقيق شرح داد.
اولين قدام لازم، تهيه وسايل استراحت بيمار و رعايت سكوت و نظم در خانه است.
در صورتي كه بيمار تب دارد، اثاثيهاي كه با او در تماس بوده، از قبيل كتاب، اسباببازي، ظرف غذا، ليوان آبخوري و غيره را تا تشخيص بيماري توسط پزشك نبايد از اتاق خارج ساخت. اخلاط، ادرار، مدفوع و قي بيمار لازم است در ظرف دربسته نگاه داشت و به پزشك نشان داد.
تب
در موقع بروز تب، بيمار از كوفتگي تمام بدن، سردرد و درد اندامها شكايت دارد. صورت گل انداخته و قرمز، پوست بدن داغ، زبان خشك و باردار ميشود. اگر تب شديد باشد، هذيان و اضطراب نيز عارض ميشود. گاهي حس گرما و سرما متناوباً به بيمار دست ميدهد. بياشتهايي، عطش، تنفس سريع و تيرگي رنگ ادرار نيز با تب توأم است. طريق اندازه گرفتن درجه تب را بايد آموخت. از لوازم ضروري هرخانه و خانواده داشتن يك دماسنج است.
درجه حرارت بدن را ميتوان در مقعد، زير زبان و زير بغل اندازه گرفت. قبل از گذاردن دماسنج در دهان، مقعد يا زيربغل، بايد توجه داشت كه رشته جيوه دماسنج جدا نباشد و تمامي جيوه در انتهاي تحتاني آن جمع شده باشد. اندازه حرارت مقعد 5 درجه بيش از اندازه حرارت زير بغل است. وقتي لازم و كافي براي بالارفتن جيوه پنج دقيقه زيربغل ميباشد.
معمولاً درجه حرارت را دو مرتبه اندازه ميگيرند، يكي ساعت 7 صبح و ديگري 5 بعدازظهر و هر مرتبه اندازه صحيح و دقيق آن را خوانده با ذكر تاريخ، ساعت و محل اندازهگيري (مقعد، زيربغل يا زير زبان) روي كاغذ يادداشت نموده به پزشك گزارش ميدهند.
پس از اندازه گيري حرارت، درجه را با پنبه آغشته به الكل كاملاً پاك كرده، انتهاي فوقاني آن را محكم در دست گرفته با تكان دماسنج جهت اندازه گرفتن درجه حرارتهاي شديد دست، جيوه را تا زير 36 درجه به پايين ميرانند.
براي اندازه گرفتن حرارت كودك شيرخوار با يك دست دو پاي او را بالا نگاه داشته، انتهاي تحتاني درجه را با وازلين يا روغن چرب كرده، با احتياط داخل سوراخ مقعد ميكنند و مدت پنج دقيقه آن را محكم نگاه ميدارند تا حركت ناگهاني كودك شيرخوار سبب شكستن درجه و زخمي شدن مقعد نگردد، سپس اندازه حرارت را يادداشت كرده، درجه را كاملاً پاك نموده، جيوه را به پايين ميرانند.
اندازهگيري حرارت بدن كودكان مسنتر نيز بايد هميشه در مقعد باشد، زيرا اين نوع اندازهگيري بسيار دقيق و صحيح است. كودك را به يك پهلو خوابانده، درجه را چرب كرده، داخل مقعد مينمايند و قبلاً به كودك سفارش ميكنند كه بيحركت و آرام بماند.
براي اندازه گرفتن حرارت زير بغل ابتدا عرق زير بغل را خشك كرده و انتهاي تحتاني درجه تب را در حفره زيربغل جاي داده، بازو را محكم به جدا سينه متصل ميكنند و پس از ده دقيقه آن را ميخوانند. در اندازه گيري حرارت زير زبان بايد در نظر داشت كه قبلاً حرارت داخل حفره دهان براثر نوشيدن نوشيدني گرم بالا نرفته باشد. پس از گذاردن انتهاي تحتاني درجه زير زبان، لبها را به هم متصل كرده و انتهاي ديگر درجه را در دست نگاه ميدارند. لازم است قبلاً به بيمار سفارش شود كه دندانها را به هم نفشارد، زيرا درجه در دهان كشيده ميشود و آن را زخمي ميكند، اندازهگيري درجه حرارت زير زبان نزد بيماران تبدار كه مرتب قادر به انجام دستورات پزشك نيستند، مجاز نيست.
حرارت طبيعي بدن در طول مدت 24 ساعت متغير است و تقريباً در حدود يك درجه نوسان دارد. درجه حرارت طبيعي زيربغل بين 36 تا 37 و در مقعد 4/37 است. در صورتي كه درجه حرارت از اين مقدار تجاوز كرد، بيمار تب دارد، تب سبك تا 5/38 و تب سنگين 5/39 به بالا است.
درجه تب معمولاً در طول مدت روز كم كم بالا ميرود، در اوايل شب به انتهاي درجه خود ميرسد و بعد در طول مدت شب كم كم پايين ميآيد. پايين آمدن درجه تب اغلب با تعرق همراه است.
اولين كمك به بيمار تبدار استراحت وي در بستر است. هواي اتاق بايد معتدل، بين 18 و 20 درجه باشد. براي رفع تشنگي، چاي سرد و آب ميوه به بيمار ميدهند. اگر تب شديد باشد، ميتوان با حوله مرطوب و كمپرس نرم ساق پا درجه آنرا قدري پايين آورد، از همه سادهتر كمپرس ساق پا است.
نبض مريض را ميتوان روي شريان زند بالا در سطح قدامي مچ با انگشتان حس كرد و تعداد آن را در دقيقه شمرد. بالارفتن درجه حرارت بدن با ازياد تعداد ضربان نبض توأم است.
لرز
علائم لرز احساس سرماي شديد، تكان تمامي بدن و به هم خوردن دندانها است. سرما شكل لرز سبك ميباشد. به محض شروع لرز، بايد بيمار را در رختخواب جاي داد و با پوشش بيشتري او را گرم كرده، آجر داغ و غيره زير تختخواب گذارده و نوشيدنيهاي گرم از قبيل چاي و آبليمو به او داد. پس از خاتمه لرز، حرارت بدن را اندازه ميگيرند و مقدار آن و همچنين وقت شروع و طول مدت لرز را يادداشت نموده و به پزشك گزارش ميدهند.
اختلالات هوشياري
tاغماي سبك (سنكوپ)
سنكوپ به علت كم خوني (در خونريزيها)، كمي اكسيژن هوا، خستگي و ناتواني به حد اعلا و يا درد فوقالعاده شديد است. چشمها ناگهان سياهي ميرود، رنگ از صورت ميپرد، پوست بدن سرد ميشود و اگر متوجه بيمار نشوند، از هوش رفته، به زمين ميخورد. اولين كمك، خواباندن بيمار مدهوش به پشت در هواي آزاد است، سربيمار بايد پايينتر از بدن قرار گيرد، سپس يقه و دكمه هاي پيراهن و البسه تنگ را باز كرده، آب سرد به صورت و سينه او ميپاشند و آمونياك يا ادوكلني مقابل بيني نگاه ميدارند. در اغماي سبك بيمار پس از مدت كوتاهي به هوش ميآيد. پس از بيداري و هشياري چاي و قهوه به او ميدهند. در حال اغما، از ريختن مايعات به حلق بيمار بايد اجتناب كرد.
t گيجي (استوپر)
گيجي اغلب نزد بيماران رواني ديده ميشود. بيمار بيعلاقه به جريانات و وقايع اطراف خود بوده و خسته به نظر ميرسد و هيچگونه تحريكي در او تأثير نمي كند. اولين اقدام لازم در اينگونه موارد ايجاد سكوت مطلق در اطراف بيمار است. يكي از افراد مجرب خانواده شب و روز بايد مراقب بيمار باشد تا در حال گيجي از تخت پايين نيايد، به زمين نخرود و صدمهاي به خود نرساند.
t هذيان (دلير)
هذيان يك حال عدم آگاهي است كه در آن بيمار در حال برافروختگي و ناراحتي رؤياي كاذب دارد، حواس بيمار كاملاً پرت است و موقعيت خود را نميشناسد. از چنين بيماري بايد مراقبت دائم به عمل آيد تا در حال برافروختگي و حواس پرتي زياني به خود نرساند و از پنجره خود را به بيرون پرت نكند. حالت هذيان اغلب در كساني كه تب شديد دارند، ظاهر ميشود. در اين موارد بايد فوراً پزشك را مطلع كرد.
t اعماي سنگين (كما)
كما اغلب سنگين و شديد است و علل آن سكته مغزي، آفتابزدگي، گرمازدگي، مسموميت، بيماري قند و يا اورمي ميباشد و تنها با كمك پزشك ميتوان بيمار را به هوش آورد. اولين كمك بيرون آوردن لباس از تن بيمار بيهوش، خواباندن او در رختخواب و برقرار كردن سكوت در اتاق بيمار است. اگر صورت بيمار برافروخته و قرمز است، چنانچه در سكته مغزي مبتلايان به فشار خون مشاهده ميگردد، بيمار را بايد نيمه نشسته در رختخواب نگاه داشت و بدين منظور يك صندلي وارونه زير نيمه فوقاني تشك به عنوان پشتي ميتوان پوشاند، زيرا بيمار بيهوش بدون اراده خود را با ادرار و مدفوع كثيف ميكند.
ريختن مايعات به حلق بيمار بيهوش به كلي قدغن است. هنگام استفراغ سر بيمار را به سمت چپ برميگردانند، تا مواد قي كرده داخل مجاري تنفس نگردد. در مورد بيمار بيهوش نكاتي را كه بايد به پزشك گزارش داد، عبارت است از: بوي مخصوص دهان (بوي ميوه- بوي آمونياك)، خرناس كشيدن، تنگي نفس، قرمزي شديد صورت، ناراحتي و هيجان و كسالتهاي قبلي بيمار (بيماري كبد و كليه، قند، فشارخون و غيره)، زيرا هريك از اين علائم و سوابق براي تشخيص نوع بيهوشي و طرز معالجه داراي اهميت بسزايي است. اگر در اتاق بيمار مدهوش بقايايي از قرص يا محلول يافت شود، بايد آن را در جاي خود تا آمدن پزشك باقي گذارد، زيرا بسيار اتفاق افتاده كه بيهوشي در نتيجه مسموميت از ترياك، قرص خواب و غيره بوده كه بقاياي قرص يا محلول ميتواند به تشخيص كمك كند.
حمله غش با تشنج
امكان ابتلا به حمله غش با تشنج از سن كودكي تا سن پيري وجود دارد و گاه در مدت آبستني نيز ظاهر ميگردد. بيمار ناگهان بيهوش شده، به زمين ميافتد و انقباض و تشنج عضلات بدن موجب تكانهاي شديد دست و پا و سر و گردن ميشود. اقدام اوليه تا آمدن پزشك منحصر به اين است كه بيمار مبتلاً به حمل غش و تشنج را محكم نگاه دارند و مراقبت نمايند كه با حركات قوي و تشنجات دست و پا صدمهاي به خود نرساند، آرواره را نيز بايد با فشار به پايين كشيده و پارچهاي ميان دندانها گذاشته شود تا بيمار زبان خود را گاز نگيرد.
سرفه
سرفه علامت برنشيت يعني تورم ناي و نايچهها است كه در اثر سرماخوردگي و يا تحريك به وسيله گرد و خاك، گاز و بخارهاي زننده عارض ميگردد. جهت تسكين سرفه آشاميدني شيرداغ با عسل يا نبات، كمپرس گرم سينه و بخور موثر و مفيد است.
براي بخوردادن مقداري گل بابونه را در آب ميجوشانند، سپس ظرف را از روي آتش برداشته، صورت را با دهان باز روي ظرف پر از بخار گرفته، تنفس ميكنند. پارچه يا حولهاي را روي سر مياندازند تا موادبخور از اطراف به خارج درز نكند.
مدت بخوردادن 10-20 دقيقه است. دستگاه بخور الكي و برقي نيز وجود دارد. پس از خاتمه بخور، سروصورت و گردن را با پارچه مرطوب خوب مالش ميدهند، سپس به استراحت پرداخته، خود را گرم نگاه ميدارند. اگر سرفه با ذكام و تب همراه بود، لازم است فوري به پزشك مراجعه شود.
در سياه سرفه، سرفههاي شديد پشت سرهم و ممتد به شكل حمله عارض ميگردد. اغلب شدت حملات سياه سرفه به اندازهاي است كه رنگ صورت كمبود شده استفراغ دست ميدهد. بهترين و مؤثرترين كمك هنگام حمله سرفه تنفس هواي تازه و آزاد است. پنجره اتاق را بايد فوراً باز كرد و بيمار را به هواي آزاد رساند. پس از ختم حمله سرفه غذاي آبكي به بيمار ميدهند، زيرا غذاي خشك به سهولت ميتواند گلو را تحريك كرده، حمله جديد سرفه را موجب شود.
هواي خشك اتاق نيز ميتواند محرك حمله سياه سرفه باشد؛ لذا در اتاق بيمار بايد پارچههاي ترآويزان كرد و يا ظرف آبي را حرارت داد تا بخار شود.
هواي اتاق مرطوب گردد. توصيه ميشود كه كودك سياه سرفهاي را از ساير كودكان مجزا نگاه دارند.
ذكام
ذكام يك بيماري واگيردار است كه در همان ساعات اول شروع سوزش بيني و ريزش آب ميتوان آن را با خوردن 2-1 قطره تنتور يد در يك گيلاس آب مرتفع ساخت. دستمال بيني را بايد زود به زود عوض كرد، زيرا شخص بيمار يا به كاربردن دستمال آلوده به كثافات بيني، خود را مجدداً در معرض سرايت ميكروب ذكام قرار ميدهد. به كار بردن دستمال هاي كاغذي اين مزيت را دارد كه پس از هر دفعه استعمال آن را كنار گذارده و ميسوزانند. در ذكام داروي دافع تورم مخاط بيني در بيني ميچكانند، پرههاي بيني را با كرم يا وازلين چرب ميكنند و با مانتول، اسانس اوكاليپتوس يا جوشانده گل بابونه بخور ميدهند. پيچيدن تمامي بدن بيمار در ملحفههاي مرطوب گرم جهت تعريق، بهبودي بيمار را تسريع ميكند.
گرفتگي صدا
گرفتگي صدا علامت تورم و التهاب حنجره است. دستورات اوليه جهت بهبود گرفتگي صدا، عبارت از آهسته صحبت كردن، سيگارنكشيدن، مشروب نخوردن و بخوردادن است.
در صورتي كه گرفتگي صدا مدتي به طول انجاميد، حتماً بايد براي بررسي به پزشك متخصص مراجعه كرد تا علت آن تشخيص داده شود.
دردها
t سردرد
سردرد ميتواند در نتيجه كار بدني و يا فكري زياد باشد. در اين صورت، با گردش در هواي تازه و آزاد و استراحت برطرف ميشود. اگر سردرد شديد باشد، يك فنجان قهوه و كمپرس مرطوب روي پيشاني آن را تسكين خواهد داد. در بسياري از مواقع سردرد مقدمه يك بيماري عفوني يا توأم با آن است؛ لذا در هر سردردي بايد درجه حرارت بيمار را اندازه گرفت و همينكه سردرد ادامه پيدا كرد، به پزشك مراجعه نمود.
التهاب سينوس پيشاني يا فك كه با ذكام مزمن همراه است، نيز ميتواند توليد سردرد كند.
t گوش درد
تنها اقدام خانگي براي تسكين درد گوش گذاردن پارچه گرم و خشك روي گوش و تعويض زود به زود آن ميباشد و از هر گونه عمل ديگر و جستجو داخل گوش بايد اجتناب كرد. اگر گوش درد يا تب توأم باشد (التهاب گوش مياني)، حتي از كمپرس گرم و خشك نيز بايد خودداري كرد و فوراً به پزشك مراجعه نمود. براي پايين آوردن تب ميتوان كمپرس ساق پا يا پاشويه كرد.
t دردبندها و استخوانها
دردبندها و استخوانها اغلب با تب توأم است و براي رفع درد بايد تب را تخفيف داد.
t گلودرد
در موقع شكايت بيمار از گلودرد بايد لوزهها، زبان، دهان و حلق را با دقت نگاه كرد. براي اينكه حلق و لوزهها بهتر نمايان شود، با دسته قاشق زبان را به طرف پايين فشار ميدهند؛ در ضمن بيمار را وادار به صحبت كردن با صداي بلند ميكنند.
گلودردد به صورت التهاب لوزهها در نتيجه سرماخوردگي است و نيز ميتواند مقدمه يك بيماري عفوني و يا توأم با آن باشد؛ لذا هر گلودردي كه با سردرد، تب و گرفتگي همراه است، بيماري ساده زودگذر نيست و بايد مورد معاينه و تشخيص پزشك قرار گيرد.
در موقع مشاهده لوزهها بايد دقت كرد كه آيا آنها فقط قرمز و متورماند و يا چند نقطه چركي هم دارند و يا اينكه لكه سفيد خاكستري رنگ (مخصوصاً نزد كودكان) بايد فوراً به پزشك مراجعه نمود، زيرا مشكوك به ديفتري است. لكه سفيد ديفتري كمك كم بزرگ شده و زبان كوچك خرخره را فرا ميگيرد و مجراي خرخره را تنگ ميكند. چه بسا كودكاني كه در اثر دچارشدن به ديفتري و عدم مراجعه به پزشك خرخره آنها تنگ و خفه شده اند. گلودرد ساده با استراحت، غرغره جوشانده گل بابونه، آشاميدن آبليموي داغ و كمپرس داغ و كمپرس گرم و مرطوب دور گردن بهبود مييابد.
t تيركشيدن سينه
تيركشيدن سينه هنگام تنفس عميق توأم با تب و سرفه مشكوك به سينه پهلو يا ذاتالريه است و بايد فوراً به پزشك مراجعه كرد و او را از درجه تب، مدت ابتلا به سرفه و تنگي نفس و محل درد مطلع ساخت. تا رسيدن پزشك، بيمار را به پشتي تكيه ميدهند تا راحت نفس بكشد و در صورتتب، مايعات از قبيل چاي، آب پرتقال، آب ليمو و غيره به مقدار كافي به بيمار داده و كمپرس سينه با پارچه مرطوب گرم به مدت يك ساعت مينمايند، زيرا كمپرس مسكن درد است.
t درد قلب
درد قلب در عقب جناغ سينه است و اكثراً به سمت چپ كشيده ميشود (آنژين دوپواترين). دردهاي رماتيسمي و عضلات سينه و اعصاب بين دندهاي در ناحيه قلب مربوط به بيماري قلبي نيست. درد قلب برنده و فشار دهنده است و هنگام حمله درد وحشت مرگ به بيمار دست ميدهد. تا رسيدن پزشك، بيمار را در بستر برده، كيسه يخ روي قلبش ميگذارند.
t درد معده
درد معده پس از پرخوري يا آشاميدن الكل به علت التهاب و تورم حاد مخاط معده است كه اغلب با استفراغ توأم ميباشد. امساك در غذا و گذاردن كيسه آب گرم روي معده و خوردن چند قطره تنتور بلادن عارضه را برطرف ميكند. دردي كه با خوردن غذا مربوط باشد، مثلاً درد پس از صرف غذا و يا هنگام خالي بودن معده علامت زخم معده و روده اثني عشر است.
t دل درد با تب
دل درد با تب در صورتي كه با اسهال توأم باشد، در اثر خوردن غذاي مانده و فاسد است و يكي دو روز بيشتر ادامه ندارد. كمپرس گرم مرطوب روي شكم و تجديد آن هر نيم ساعت و خوردن دم كرده نعناع درد را تسكين ميدهد. اگر دل درد و تب تسكين پيدا نكرد، بايد پزشك را خبر نمود، زيرا سينه پهلوي اطفال نيز گاهي با دل درد و تب شروع ميشود.
در صورتي كه درد در طرف راست و زير دل متمركز باشد و در موقع فشار شدت پيدا كند، بيماري مشكوك به آپانديسيت است و بيمار بايد بدون درنگ مورد معاينه پزشك قرار گيرد. چه بسا چنين دل دردهايي كه چون به موقع به پزشك مراجعه نشده، زيانهاي جبران ناپذيري رسانده و حتي سبب مرگ بيمار گشته است. اگر درد دل مشكوك به آپانديسيت باشد، غير از استراحت هيچ نوع اقدام خانگي تا رسيدن پزشك نبايد به عمل آورد و مخصوصاً از دادن مسهل، اماله كردن و كمپرس گرم بايد جداً خودداري نمود.
t دل درد با تهوع و استفراغ
به مجرد ابتلا به دل درد با حالت تهوع و استفراغ و تكرر آن بايد بدون فوت وقت به پزشك مراجعه كرد، زيرا اين عارضه ميتواند علل جدي داشته باشد.
پزشك بايد ساعت شروع دل بهم خوردگي و استفراغ و ارتباط آن با غذا، نوع و محل درد، ضعف و شدت آن و همچنين دوام و تناوب آن را بداند و استفراغ را كه در ظرف دربسته نگاه داشته شده است، ببيند. بيمار مبتلاً به دل درد با استفراغ بايد در رختخواب نيمه نشسته استراحت كند و هيچگونه خوراكي يا آشاميدني به او داده نشود. يك ظرف جهت استفراغ و ظرف ديگر كه در آن آب ريختهاند، جهت شستن دهان پس از استفراغ پهلوي تخت بيمار آماده مينمايند و به بيمار سفارش ميكنند كه آب شستشوي دهان را قورت ندهد.
t درد مقعد
در مقعد هنگام اجابت مزاج به علت بواسير يا شقاق است. اگر مزاج يُبس باشد، درد شديدتر ميگردد.
يبوست را بايد با خوردن سبزي و ميوه برطرف كرد و يا صبح ناشتا يك قاشق شربتخوري نمك كارلسباد در آب گرم حل كرده، آشاميد. براي تسكين درد مقعد نشستن در لگن آب گرم مفيد است. پزشك بايد علت درد را تشخيص داده، و به معالجه آن بپردازد.
t كمردرد
اگر كمردرد در نتيجه كار بدني شديد و يا سرماخوردگي باشد، موقتي است و با استراحت و كمپرس گرم بهبود مييابد. گاه كمردرد يكي از علائم بيماري زنانه، بيماري كليه و يا بيماري مهرههاي كمر است. در اين صورت كمردرد ادامه دارد و بايد به پزشك مراجعه كرد.
t درد دندان
به مجرد حس ناراحتي و درد دندان بايد به دندانپزشك مراجعه نمود. درد را ميتوان موقتاً با مزمزه كردن چاي گرم يا جوشانده گل بابونه گرم تسكين داد. كمپرس مرطوب و خنك نيز مسكن درد دندان است.
t استفراغ بدون دل درد
استفراغ كه در اثر پرخوري، استعمال زياد مشروبات الكلي و يا هنگام مسافرت دريا و هواپيما عارض ميشود، با امساك در غذا، استراحت و خوردن چند قطره تنتور والريان برطرف ميگردد.
ماههاي اول بارداري نيز با استفراغ همراه است. استفراغ علامت بيماري زخم معده نيز مي تواند باشد.
قولنج (كوليك)
قولنج دل درد شديدي را گويند كه درد آن متناوب باشد؛ يعني بگيرد و قطع شود. علت آن انقباض و تشنج عضلات صاف جدار كيسه صفرا، حالب، مثانه و يا روده براي برطرف كردن مايع است، مانند قولنج كيسه صفرا و قولنج لگنچه و حالب براي بيرون راندن سنگ و يا قولنج روده در انسداد آن و فتق.
درد قولنجي سنگ كليه از كمر شروع و به سمت بيضه در مرد و لُب فرج در زن كشيده ميشود كه با دل بهم خوردگي و استفراغ همراه است.
درد قولنجي سنگ صفرا اكثراً شبها عارض ميشود و محل آن در كنار دندههاي سمت راست است.
در انسداد روده علاوه بردل درد، گاز و مدفوع بند آمده، شكم نفخ ميكند و استفراغ و مدفوع دست ميدهد. بيمار مبتلاً به دردهاي قولنجي شكم را بايد هر چه زودتر به پزشك رساند. براي تسكين درد ميتوان كمپرس گرم و مرطوب به كار برد.
اختلال در عمل تخليه مدفوع و ادرار
t بند آمدن گاز و مدفوع
بند آمدن گاز و مدفوع همراه با دل درد شديد، نفخ و استفراغ دليل بروجود مانع و يا گير در روده و يا پيچ خوردن آن است و فوراً بايد به پزشك مراجعه كرد.
قبل از معاينه پزشك، نبايد خود سرانه به بيمار مسهل داد و يا او را اماله كرد و هرگونه خوراكي و آشاميدني اكيداً قدغن است، بيمار را نيمه نشسته به پشتي تكيه مي دهند و متكا يا پتوي لوله كرده، زير زانوهايش ميگذارند تا عضلات شكم كشيده نشود و درد دل قدري تسكين يابد.
t اسهال
اسهال غذايي، اسهال ساده و موقت است، اما اگر اسهال چند روزي ادامه پيدا كند و مدفوع آبكي با بلغم و خون توأم باشد و تب نيز عارض شود، اسهال عفوني و ميكروبي است و بايد فوراً از پزشك كمك خواست. در اين صورت بيمار را بايد مجزا كرد و تمام اشيائي را كه با وي در تماس بوده، در اتاق باقي بگذارند. تنها مدفوع بيمار را در ظرف دردار به خارج از اتاق ميبرند، در مستراح نگاه ميدارند تا پزشك آن را ببيند.
پرستار قبل از بيرون آمدن از اتاق بيمار اسهالي، ملزم است دستهاي خود را با اب و صابون و برس بشويد. لگن، آب، صابون و حوله بايد در اتاق بيمار آماده باشد.
به بيمار هيچگونه خوراكي نميدهند و منتظر دستور پزشك ميشوند. فقط براي رفع عطش چاي تلخ و دم كرده نعناع مجاز است. اسهال اغلب با پيچش همراه است. كيسه آب جوش يا كمپرس مرطوب گرم روي شكم، پيچش را تسكين ميدهد.
t يبوست
يبوست ساده را ميتوان با خوردن كمپوت ريواس يا آلو (صبح ناشتا) و يا داروي ملين و مسهل و همچنين اماله آب صابون و يا روغن زيتون برطرف كرد. اگر يبوست ادامه داشته باشد، بايد پزشك علت آن را تشخيص داده و برطرف نمايد.
t شاشبند شدن
شاشبند شدن با درد شديد مثانه توأم است. بيمار ميل به ادرار كردن دارد، اما ادرار خارج نميشود. نشستن در وان آب گرم، كمپرس مرطوب گرم زير دل و محدود نمودن آشاميدني ميتواند در برطرف كردن شاشبند مؤثر واقع شود، اما اكثر اين اقدامات خانگي ثمربخش نبوده و جهت برطرف نمودن شاشبند بايد به پزشك مراجعه كرد.
t تغييرات مرضي در پوست و مخاط
هر گونه تغيير آشكاري را در پوست بايد به پزشك نشان داد. در بيماريهاي عفوني مانند سرخمك، مخملك، حصبه، محرقه، آبله و غيره، لكهها و دانه ها در پوست بيرون ميريزد. تاريخ شروع و اولين محل نمايان شدن لكهها و دانهها را بايد به پزشك گزارش داد و به تغييرات مخاط حفره دهان (لكههاي سفيد و خاكستري) توجه داشت.
همينكه در پوست بيمار تب دار لكهها و دانهها نمايان گرديد، بايد بيمار را جدا كرد، زيرا مشكوك به بيماري عفوني است، در اين صورت بايد از لگن آب، بروس، صابون و حوله استفاده كرده و در اتاق را باز كرده و روپوش خود را بيرون آورده و بعد دستهاي خود را بشويد. عيادت كنندگان نبايد وارد اتاق بيمار شوند، اثاثيه غيرلازم را بايد از اتاق خارج كرد و اثاثيهاي كه با بيمار در تماس است مانند كتاب، اسباببازي، ظروف غذا و غيره را در اتاق باقي گذارد، مدفوع و ادرار بيمار را بايد در ظروف جداگانه و دردار در مستراح نگاهداري كرد تا پزشك آنها را مشاهده كند، تب بيمار را بايد مرتب اندازه گرفت و اگر تب شديد باشد، بايد آشاميدني خنك مانند چاي و آب ميوه به بيمار داد.
تغييرات جلدي در اثر حساسيت (آلرژي)
بعضي اشخاص در مقابل خوراك آلبوميندار و يا داروي بخصوص و يا در مقابل استنشاق گرد گل و استشمام بوي آن حساسيت فوقالعادهاي از خود نشان داده، ناگهان لكههاي قرمز برجسته يا خارش شديد در پوست آنها نمايان ميگردد كه آن را كهير مينامند.
اگر دسترسي فوري به پزشك نبود، به وسيله آب سرد و گرم تالك و يا الكل مانتوله خارش را تسكين ميدهند. لكههاي كهير معمولاً پس از چند ساعت تا چند روز محو ميشوند.
t كورك و فلگمون
در صورتي كه ميكروب مولد چرك وارد پوست بدن گردد، در نتيجه دفاع بدن، التهاب نسج زير جلدي به محل دخول ميكروب محدود ميماند؛ يعني فقط آن محل قرمز و كرم رنگ شده، ورم ميكند و درد ميگيرد و كورك توليد ميگردد. گاه اين علائم يعني قرمزي، كرم رنگي، تورم و درد كم كم عقب رفته، بهبودي حاصل ميشود و گاه نقطه چركي در وسط برآمدگي قرمز نمايان ميگردد. كورك را هيچوقت نبايد فشرد. تنها اقدامي كه براي تسكين درد ميتوان كرد، كمپرس خشك گرم با كيسه آب جوش و تعويض زود به زود آن است.
در صورتي كه قواي دفاعي بدن كافي براي مبارزه با ميكروبي كه داخل پوست شده است نباشد، التهاب ميكروبي پوست از محلي كه شروع شده به اطراف انتشار پيدا ميكند و آن يا به شكل رگههاي قرمز است كه به طرف غدد لنفاوي مربوطه ممتد ميگردد (لنفانژيست) و يا تمامي پوست محل مورد هجوم ميكروب متورم و برفك قرمز تيره در ميآيد (فلگمون) كه دو علامت خطر است و بايد فوراً پزشك را مطلع ساخت. تا رسيدن پزشك، اندام مبتلاً را روي بالش قدري بالاتر از بدن نگاه داشته، با پارچه خيسانده در آب جوشيده سرد قسمتهاي متورم قرمز را كمپرس ميكنند و درجه حرارت را نيز اندازه گرفته، به پزشك گارش ميدهند.
t خارش
خارش علل مختلف دارد و اغلب شبها در رختخواب شدت پيدا ميكند و انسان را آزار ميدهد.
خارش ميتواند در نتيجه تحريك خارجي باشد، مانند گزيدن شپش، ساس، كك، كنه و غيره. براي از بين بردن اين حشرات گرد حشره كش از قبيل گرد (ددت) به كار ميبرند و براي از بين بردن شپش سرمرهم شپش كش ميمالند و با عرقچين و يا پارچهاي آن را ميپوشانند و صبح زود بعد با آب داغ سر را شسته، شانه ميزنند.
خارش معقد نزد اطفال مبتلاً به كرمك عارض ميشود كه مخصوصاً شبها آزار دهنده است. با خاراندن مقعد تخم كرمك زير ناخنها رفته و در صورت عدم رعايت نظافت و بردن دست آلوده به دهان، بيمار از نو به كرمك مبتلاً ميشود. براي جلوگيري از سرايت خود به خود بايد شبها شلواري كه محكم به كپل و رانها بچسبد به كودك پوشاند، ناخنهاي او را كوتاه كرد و قبل از غذا و بعد از آن دستها را با صابون و برس شست و پس از هر مرتبه اجابت مزاج دستها و مقعد را با دقت تميز كرد. براي تسكين خارش موضع را با آب سرد كه قدري سركه داخل آن نموده باشند، شستشو داده، پودر ميپاشند.
t تغيير رنگ پوست
تغيير رنگ مخاط و سفيدي چشم هميشه علت داخلي دارد و در بسياري از موارد علامت يك بيماري سنگين است، مانند پريدگي رنگ در كم خوني، مالاريا و كرم روده و رنگ زرد پوست و سفيدي چشم در بيماري كبد.
تنگي نفس
تنگي نفس ناگهاني را آسم مينامند و آن يا ريوي است يا قلبي. گاهي نيز ورم لوزهها، دمل حلق و ديفتري موجب تنگي نفس ميشود.
در آسم ريوي كه به شكل حمله تنگي نفس عارض ميگردد، فروبردن نفس با صداي سوت همراه بوده و بيرون دادن نفس. به سختي انجام ميگيرد و بيمار ناراحت و وحشت زده است. مدت حمله تنگي نفس در آسم ريوي معمولاً يك تا چند ساعت ميباشد.
در آسم قلبي كه در اثر نارسايي بطن چپ قلب پديد ميآيد، عارضه تنگي نفس شديدتر است، عرق سرد و ترس از مرگ عارض ميشود، لبها، بيني و انگشتان آبي بنفش شده و تنفس سريع ميگردد. عارضه آسم قلبي اكثراً در اشخاصي كه سنين عمر آنها از 50 متجاوز است، ديده ميشود.
در هر دو صورت خواه آسم ريوي و يا آسم قلبي باشد، بيمار احتياج به هواي تازه و آزاد دارد، پنجره اتاق را بايد باز كرد و بيمار را نيمه نشسته در رختخواب به پشتي تكيه داد تا راحتتر نفس بكشد. در حال خوابيدن به پشت تنگي نفس شدت پيدا ميكند و هرچه زودتر بايد به پزشك مراجعه كرد.
خونريزي
t خون دماغ
خون دماغ يا رعاف اغلب نتيجه انگشت كردن در بيني است. پاك كردن شديد بيني نيز گاه موجب خون دماغ ميشود و در غير اين دو صورت بايد آن را علامت و عارضه يك بيماري داخلي دانست و بدين جهت معاينه پزشك لازم است.
براي بند آوردن خون دماغ دكمه يقه و گره كراوات را باز كرده سوراخ بيني را كه از آن خون جاري است، مدت 8-10 دقيق ميفشرند. سر را قدري به جلو آورده، آب سرد روي آن ميريزند و پشت گردن را كمپرس سرد ميگذارند.
از فرو كردن پنبه به داخل سوراخ بيني بايد اجتناب كرد، مخصوصاً فروبردن پنبه آغشته به محلول كلرودوفر كه سابق براين معمول و متداول بوده، خطرناك است. در صورت بند نيامدن خون بايد فوراً از پزشك كمك طلبيد.
t خونريزي پس از كشيدن دندان
هميشه دندانپزشك پس از كشيدن دندان سفارش لازم را ميكند كه تا دو ساعت نبايد غذا جويد و دخانيات استعمال كرد. براي جلوگيري از خونريزي قطعه كوچك پنبه يا تنزيف ضدعفوني شده يا جوشيده را روي محلي كه از آن خون چوب پنبه را لاي دو فك قرار داده، فشار ميدهند. اگر با اين اقدامات اوليه خون بند نيامد، بايد به دندانپزشك مراجعه كرد.
t خونريزي ريوي
خون سرخ روشن و كف داري كه توأم با سرفه از دهان خارج ميشود، هميشه يك عارضه جدي ريوي است و بايد فوراً پزشك را مطلع نمود و تا رسيدن پزشك البسه تنگ بيمار را از تنش بيرون آورد، او را نيمه نشسته در بستر تكيه داد، حرف زدن و هرگونه حركت را به كلي قدغن كرد و دور سينه را كمپرس سر نمود.
براي رفع عطش جرعه هاي كوچك آب سرد، شير سرد و قطعات كوچك يخ مجاز است. غذا به كلي قدغن است.
خون خارج شده را بايد به پزشك نشان داد. در اطراف بيمار بايد سكوت برقرار شود و به بيمار آرامش فكري تلقين گردد.
استفراغ خون
قي اگر به رنگ قهوهاي باشد، دليل خونريزي معده است. در استفراغ خون فوراً البسه تنگ بيمار را بيرون آورده، او را با احتياط در بستر برده، به پشت ميخوابانند، سر را قدري بالا قرار ميدهند، زير زانوها متكا ميگذارند تا خميده شود و فشار به عضلات شكم وارد نيايد.
هرگونه خوراكي يا آشاميدني را قدغن ميكنند و كيسه يخ برروي معده ميگذارند، اگر بيمار استفراغ نمايد، سر او را به يك طرف برميگردانند تا قي به بيخ گلو و مجراي تنفس داخل نگردد. قي را در ظرف دردار نگاه ميدارند تا به پزش نشان دهند.
ادرار خوني
همينكه خون در ادرار مشاهده گرديد، بايستي به پزشك مراجعه كرد. بايد دقت نمود كه خون پيش از ادرار و يا بعد از آن ميآيد و يا اينكه با ادرار مخلوط است و چگونگي آن را بايد به پزشك گزارش داد. ادرار خوني با دردهاي شديد كمر دليل بروجود سنگ كليه است.
خون در مدفوع
پيدايش خون در مدفوع هميشه يك علامت خطر است و بيمار نبايد آن را عادي گرفته، به خيال اينكه خونريزي از يك دكمه بواسير است، خود را راضي نمايد.
بايد توجه كرد كه آيا خون اطراف مدفوع را فراگرفته و يا با آن مخلوط است و همچنين رنگ مدفوع كه قرمز روشن است و يا مانند قير سياه ميباشد، زيرا دانستن اين نكات براي تشخيص محل خونريزي روده اهميت دارد.
مدفوع به رنگ قير سياه دليل برخونريزي معده و قسمت هاي فوقاني روده است ولي رنگ قرمز روشن خون در مدفوع، علامت خونريزي از قسمتهاي انتهايي روده ميباشد. خونريزي ناگهاني و شديد روده بيمار را خيلي سريع از پا مياندازد كه گاه با حالت اغما توأم است. در اين صورت بايد در اسرع وقت به پزشك مراجعه كرد و تا رسيدن پزشك بيمار را در بستر نيمه نشسته تكيه داد، متكا زير زانوها و كيسه يخ يا كمپرس سرد روي شكم گذارد و خوراكي و آشاميدني را به كلي قطع كرد.
روي تشك يك پارچه غيرقابل نفوذ (مشمع، نايلون و غيره) پهن ميكنند تا تشك و ملحفه كثيف نشود و يك پارچه سه گوش نيز مانند قنداق به دور نشيمن و كپل بيمار ميپيچند.
خونريزي در مدت حاملگي
در ماههاي اول حاملگي خونريزي از رحم علامت سقط جنين است؛ در اين صورت بيمار بايد استراحت كرده، كيسه يخ يا كمپرس سرد روي قسمت زير دل گذارد و فوراً به پزشك مراجعه نمايد.
بيمار بايد به پزشك تاريخ آخرين خونريزي قاعدگي، ساعت شروع خونريزي فعلي و شدت آن (تعداد بستههاي پنبه و تنزيف آغشته به خون در روز)، نوع درد زير دل كه دائم است يا متناوب و بالاخره اندازه درجه حرارت را گزارش دهد.
منبع مورد استفاده: پرستاري از بيمار درخانه، از مجموعه كتاب سبز، انتشارات حيان
