تنهایی

چنانچه تنها زندگی می کنید حفظ روحیه و مثبت اندیشی کاری است بسیار مشکل. کنار آمدن با تنهایی در هر شرایط و به ویژه در شرایط بیماری هرگز آسان نیست. بنابراین بسیاری از بیماران برای رهایی از تنهایی از افراد فامیل مجازی، مانند فرزندخواندگان، دوستان انتخابی، داوطلبان مدد کار  و یا اعضای جوامع روحانی یاری می طلبند. اما چنانچه برای ادامه زندگی ترجیح می دهید تنها به خود متکی باشید حتماً باید روحیه خود را بالا نگاه دارید. گرچه چنین عملی بسیار مشکل است ولی غیر ممکن نیست. بسیار هستند کسانی که آموخته اند چگونه مثبت فکر کنند. به دیگران کمک کنند و تا آنجا که ممکن است فعال باشند.

تمرکز به روی لذت های کوچک، یک غذای خوشمزه یک کتاب خوب تماشای یک طلوع زیبا همواره بیماران را یاری داده است.

احساس محرومیت

سرطان پیشرفته بر همه ابعاد زندگی و از جمله فعالیت های جنسی اثر می گذارد. این نوع بیماران ممکن است در بروز عواطف جنسی آن طور که قبلا بوده اند. به دلیل تغییرات درونی احساس ناتوانی کنند ولی این بدان معنا نیست که باید از بروز این گونه عواطف جلوگیری کرد. راه های بسیاری برای نشان دان این عواطف و ارضای آنها وجود دارد. ارتباط صادقانه و باز کلید اصلی بروز این عواطف است، تمایل به آزمون مجدد از تلقی خود نسبت به محرومیت با کسی که دوست دارید، نزدیک شدن به او ایجاد فضای گرم با او و بروز حس تعلق خاطر به او در یک  رابطه پر محبت به ارضای عواطف شما کمک می کند.

مشکلات زناشویی ممکن است بیشتر ناشی از احساس بیماری و درمان باشد تا شرایط بیماری و درمان. بسیاری از این مشکلات می تواند با بردباری و از طریق ارتباط مستمر میان زوجین حل شود. درک این مسأله که محرومیت در دوران بیماری یک واقعیت است که قبل از بیماری وجود نداشته، می تواند از بروز انتظارات نامعقول شما و همسرتان جلوگیری کند.

از درخواست کمک و توصیه هراس به خود راه ندهید . هر چیزی را که نیاز دارید بخواهدی و یا درمان آن سؤال کنید. این حق شما است که به هر نوع اطلاعاتی که لازم داشته باشید دسترسی پیدا کنید. ممکن است نیاز به مشورت داشته باشید یا به دکتر، پرستارو مددکار اجتماعی دسترسی داشته باشید. در احضار آنها و یاری خواستن از آنها تردید نکنید. آنها با کمال میل شما را در جهت خواسته هایتان با روش های تخصصی یاری خواهند  داد. کتابخانه ها نیز مملو از کتاب هایی است که درباره مسایل جنسی نوشته شده است که بعضی از آنها ممکن است بتواند نیاز شما را برطرف کند.

روزانه زیستن

به جای فکر کردن به بیماری خود اهداف کوچک و راه های سازنده برای گذراندن اوقات خود را پیدا کنید. بعضی اوقات چنانچه از خود سؤال کنید: «به چه کاری مشغول شوم» یا «در حال حاضر چه چیزی برایم اهمیت دارد.» می تواند شما را در تمرکز به روی اهدافی معنادار یاری دهد. سعی کنید به نیازهای افراد فامیل و نزدیکان خود بیندیشید به مرتب کردن آلبوم های خانوادگی، کتاب های کتابخانه و یا کلکسیون های موجود در خانه بپردازید. به حیوانات خانگی رسیدگی کنید و گلدان ها را آب دهید . بعضی اوقات خود را با نوشتن خاطرات و تجارب روزانه خود پر می  کنند. شما هم می توانید با کمک یکی از نزدیکان چنین تصور کنید و خاطره ای از خود باقی گذارید. سعی کنید انرژِی خود را به حوادث و مسایلی اختصاص دهید که در همان روز پیش می آید و هر روز را به عنوان زمانی تلقی کنید که در آن فعالیت دارید و می خواهید سرشارش کنید.

اراده به زیستن بخشی از وجود هر یک از ما است. این اراده مشعلی است کوچک که در درون ما همواره روشن است و با ما به این سو و آن سو می آید و برای بسیاری منبعی از نیرو است که امیدوارم بودن به آینده و روزهایی را که در پیش است ممکن می سازد.

نگرانی های مشترک

بعضی از مبتلایان به سرطان پیشرفته می گویند این مرگر نیست که از آن می ترسند بلکه وحشت آنها از روزها و ماه های توانفرسایی است که در پیش دارند. بسیاری از این بیماران از دردهایی که در انتظارشان است، از آینده ای مبهم، از تنهایی و رها شدن و پایان یافتن زندگی قبل از موعد طبیعی رنج می برند.

افراد فامیل و دوستان می توانند از طریق گوش دادن به درد دل آنها، حساس بودن به عواطف آنها و ابراز صداقت نسبت به آنها وحشت این بیماران را تحت کنترل درآودرند ولی همین افراد ممکن است خود نیز از وضعیت بیمار دچار واهمه شوند. آنها نیاز به شناخت بیماری دارند و باید بدانند در مورد بیمار چه کارهایی را باید بکنند  و چه کارهایی را نکنند و از اعمال خود چه انتظاراتی داشته باشند.

دانش و درک شرایط بیمار را در تفاهم نسبت به نگرانی هایش یاری می دهد اگر چیزی در مخیله خود دارید که لازم می دانید با تیم پزشکی خود در میان بگذارید حتما راجع به آن سؤال کنید. به پزشکان پرستاران و دیگر اطرافیان خو این امکان را بدهید که نسبت به سؤالات و اطلاعاتی که در مورد نیازتان است آگاهی پیدا کنند. این حق شما است که پاسخ های لازم را از آنها دریافت کنید. حتی اگر سؤالات شما در مورد بیماریتان صریح و بی پرده باشد. بد نیست که از اطرافیان نیز بخواهید که با پزشک شما درباره بیماریتان صحبت کنند. صحبت های مستقیم شما با تیم پزشکی از نگرانی های اعضای فامیل و دوستانتان می کاهد. به این افراد درک روشنی از این که چه می توانند برایتان انجام دهند ارایه دهید و آنها را کمک کنید تا در شرایط بحرانی کمتر مأیوس باشند. ایجاد ارتباط صادقانه با این افراد از شدت فشاری که بر اثر بیماری شما تحمل می کنند می کاهد.

رویارویی با ناشناخته ها

بسیاری از مبتلایان به سرطان پیشرفته در انتظارند تا ببینند چه چیزهایی را از دست می دهند. لحظات مرگ چگونه است و در پس مرگ چه چیزی نهفته است. آنها همچنین کنجکاوند که پس از مرگشان چه بر سر اعضای فامیل و دوستانشان خواند آمد و آنها نسبت به این مرگ چه واکنشی خواهند داشت.

چنانچه این مسایل را با کسی که احساس می کنید در برقراری ارتباط با او راحت هستید در میان بگذارید به آرامش شما کمک می کند. ممکن است شما بلافاصله پس از طرح سؤال پاسخی دریافت نکنید و اطرافیانتان از دادن پاسخ به سؤالات شما عاجز باشند. ممکن است امکان دادن یک پاسخ مشخص به سؤالات عملی، روانی و مذهبی شما وجود نداشته باشد ولی به هر حال مطرح کردن این سؤالات با یک دوست با شریک زندگیتان یک روحانی و یا یکی از اعضای تیم پزشکی احساس تنها بودن را در شما به حداقل برساند.

برخورد با تنهایی و انزوا

با پیشرفت سرطان زندگی روزمره و عادی بیمار دچار اختلالاتی چند می شود که ممکن است منجر به بروز احساس تنهایی و انزوا در بیمار شود. این احساس حتی ممکن است در لحظاتی که اعضای فامیل و دوستان در اطراف بیمار هستند به دلیل ناتوانی آنها از درک کامل شرایط سخت او ایجاد شود. یکی از راه های به حداقل رساندن آثار این احساس ناخوشایند سعی در زیستن هر چه عادی تر است. به مسایل و اشیایی که روزانه با آن سرو کار داشته اید بپردازید. اطراف خود را با با عکس ها، آثار هنری، مجلات، موزیک و هر چه که برایتان آشنا است سرشار کنید. حتی در بیمارستان می توانید لباس معمولی خود را بپوشید و از پوشیدن لباس مخصوص بیماران خودداری کنید. پتو و بالش شخصی خود را در مورد استفاده قرار دهید و اشیایی را که دوست دارید در اطراف خود جمع کنید. خود را با گوش دادن به اخبار محلی و ملی و تماشای برنامه های تلویزیونی سرگرم کنید و بکوشید در این گونه موارد دوست یا دوستانی در کنارتان باشند.

از این که از دوستان و افراد فامیل بخواهید به دیدارتان بیایند واهمه نداشته باشید. آنها ممکن است به این دلیل که نمی دانند با شما چگونه برخورد کنند و یا عکس العملشان در برابر بیماری شما چه باشد، احساس خوشایند از ملاقات با شما داشته باشند و یا این که احساس کنند شما مایل به دیدار کسی نیستید. اگر چنین احساس دارید، بگذارید آنها بفهمند ولی اگر چنین نیست از آنها بخواهید به دیدارتان بیایند. با آنها با صدای بلند کتاب بخوانید، یا برنامه های تلویزیونی را تماشا کنید تا به آنها بفهمانید که از حضورشان احساس آرامش می کنید.

به رغم همه این تلاش ها ممکن است باز هم احساس تنهایی و انزوا کنید و با خود فکر کنید اعضای فامیل و دوستتان قادر به درک مشکلات شما نیستند. چنین روحیه ای ممکن است منجر به تشدید انزوای شما در یک روز مشخص شود. اصلاً به آن اهمیت ندهید، روز دیگر و روزهای دیگر که شما با اطرافیان درباره سرطان و درک مشکلات آن و نیاز به معاشرت صحبت کردید احساس تنهایی و انزوا کاهش پیدا می کند. عده ای از مبتلایان و سرطان پیشرفته ممکن است مایل باشند به گروه های حمایت از بیماران سرطانی ملحق شوند. اسامی و نشانی این گروه ها را می توان از گروه پزشکی مراقب  بیمار دریافت کرد.

جلب احترام اطرافیان

برای یک بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته بسیار مشکل است بپذیرد که جسم او توانایی و آمادگی قبلی را ندارد. با پیشرفت سرطان، آثار زندگی سالم در بیمار تغییر می کند که ممکن است این تغییرات بر استقلال بیمار آن طور که قبل از بیماری بوده اثر بگذارد که این اثر در کاهش اعتماد به نفس بیمار نقشی به عهده دارد. چناچه این اتفاق بیفتد بیمار باید به خاطر بیاورد ه کیفیت های نظیر توانایی و در یافتن دوستان خوب، بودن یک پدر یا مادر مهربان و اهمیت دادن به اطرافیان هنوز در او موجود است. حتی چناچه بیمار کاملاً بستری است می تواند با حرکات ورزشی محدود درجه ای از استقلال و فعال بود را برای خود تأمین نماید. از طریق پاره ای فعالیت های روزمره نظیر تنظیم ساعت بیدار شدن از خواب، اصلاح صورت، حمام کردن و استراحت به این استقلال دست یابد. (اگر قادر به این کارها نیز نیستید اطرافیان خود را آگاه کنید که در چه موقع و چگونه به کمک آنها احتیاج دارید) تصمیم بگرید کدام برنامه تلویزیونی را تماشا کنید. کدام کتاب را بخوانید یا برایتان بخوانند و برای چه مدت حرکات بدنی انجام دهید.

چه در خانه و چه در بیمارستان به اطرافیانتان بگویید چه نوع غذا را دوست دارید، از راحتی لازم برخوردار هستید یا نه و نیازهایتا را به آنها گوشزد کنید.

بسیاری از مبتلایان به سرطان پیشرفته بیماران نیستند بنابراین بایدبه کارهایی که روزانه به انجان آن عادت کرده اند ادامه دهند با این تفاوت که برای انجام آن محدودیتی قایل شوند. بری موفقیت در انجام این کارها سعی کنید توانایی های خود را ذخیره کنید تا به نتایجی که انتظار دارید دست یابید. شاید در نهایت نیاز به کمک ها و مراقبت های دیگران داشته باشید. متکی شدن به دیگران در شرایطی که به اندازه کافی نیرومند برای انجام کاری نیستید امری است طبیعی.

اندوه

اندوهگینی و محزون بودن همراه با از دست رفتن اجتناب ناپذیر توانایی ها معمولا بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته را تحت تأثیر قرار می دهد ک عکس العمل های غیر عادی نیستند خوشبختانه از دست رفتن توانایی های بیمار روندی تدریجی دارد، شما باید بتوانید با اندوه خود هر روز بیشتر از روز پیش کنار بیایید. کنار آمدن با منبعی خاص از غم و غصه و کار بر روی عواطفی که شما را در برگرفته است می تواند به برطرف کردن این منبع کمک کند. در شرایط چنین بیماری، دچار اندوه شدن را نه می توان پنهان کرد و نه نادیده گرفت ولی می توان از طریق فعالیت و ایجاد ارتباط با دیگران که متضمن ایجاد شادی در شما باشد تعادلی میان بیماری و حزن و اندوه برقرار کرد.

تحمل درد

بسیاری از مبتلایان به سرطان پیشرفته از دردهای جسمانی ناشی از بیماری هراس دارند. اما باید آگاه بود که بسیاری از بیماران سرطانی و حتی مبتلایان به سرطان پیشرفته هیچ دردی احساس نمی کنند  و یا از دردی اندک رنج می برند. چنانچه درد به مرحله ای برسد که آزار دهنده باشد نیاز به مداوا دارد. درمان چنین دردهایی معمولاً درد را به حداقل می رساند و پزشکان قادرند از بازگشت مجدد درد جلوگیری کنند. ترکیبی از روش های تسکین درد، ایجاد آرامش فردی و روانی و گوش داد به توصیه های پزشکان مؤثرترین روش های شناخته شده از میان بردن درد در بیماران سرطانی است. داروهای تسکین دهنده بسیاری وجود دارند که همراه با رعایت موارد فوق می توانند ناراحتی ناشی از درد را از میان بردارند. فیزیوتراپی و تکنیک های آرامش بخش و تمرکز افکار می تواند به برطرف کردن درد کمک کند. این خدمات را گروه پزشکی می تواند به بیمار ارایه دهد، بیمار نیز می تواند با مراجعه به کتابخانه  محل یا بیمارستان از کتابدار یا افراد فامیل بخواهید در معرفی کتاب هایی که در آنها روش های تسکین یا برطرف کردن درد درج شده به خود کمک کند. شدت درد، تمایل شما به تسکین درد و همکاری با تیم پزشکی و افراد فامیل شما را یاری می دهد که بدانید از چه شیوه ای برای تسکین در استفاده کنید.

پزشک معالج شما ممکن است برای تسکین درد داروهای مخدر (مسکن ها) را تجویز کند، این داروها چنانچه تحت نظارت پزشک مصرف شود احتمال اعتیاد به آن بسیار کم است، بسیاری از بیماران به راحتی می توانند مصرف این داروها را متوقف کنند و یا از مقدار مصرف آن بکاهند و از طرق دیگر به تسکین درد خود اقدام کنند. چنانچه مسکن های مخدر تنها راه درمان درد هستند خلاصی از درد بسیار مهم تر از احتمال اعتیاد به داروهای مخدر است، بنابراین چنانچه پزشک شما داروی مخدر مناسب به حال شما را تجویز کرد طبق دستور او دارو را مصرف کنید.

عواطف و درد

یک بیمار مبتلا به سرطان پیشرفته ممکن است دچار اندوه، افسردگی، خشم، ترس و یا مجموع آنها شود. چنین عکس العمل هایی در شرایطی که بیمار بسیار بدحال است و تقریبا به پایان عمر خود نزدیک شده طبیعی است. زمانی که این عکس العمل های عاطفی شدت پیدا کند دردهای جسمی بیمار نیز افزایش می یاید. صحبت درباره این عواطف و احساس ناشی از آن با افراد فامیل و پرستاران و مطرح کردن نیازهای خود در اوج بیماری به شما در تعدیل این عواطف و باالطبع درد کارساز است. این صحبت ها می تواند اندوه و افسردگی را مرتفع سازد و درد را کاهش دهد. نوشتن احساس ناشی از این عواطف در دفتر خاطرات روزانه نیز کارساز است. ممکن است احساس کنید می خواهید بالش خود را با مشت و لگد در هم بکوبید یا دوست دارید فریاد بزنید و یا گریه کنید. تردید نکنید و جلو بروز عواطف خود را نگیرید. مشکلات فردی و روانی نیز ممکن است آزارتان دهد  که در تشدید درد موثر است گاه ممکن است یک عداوت کهنه با یکی از دوستانتان در خاطرتان زنده شود. به همین عداوت متوسل شوید، آن را تغییر شکل دهید و به مهر و گشاده رویی  تبدیلش کنید و بگذارید این کینه آزار دهنده مبدل به احساس خوشایند در وجودتان شود.

یک نظریه درباره مرگ

هر یک از ما باید روزی با مرگ مواجه شویم و به شیوه خود آن را بپذیریم، همچنین هر یک از ما در طول زندگی به عواطفی نظیر معنای زندگی، عشق، درد و رنج وتلاش، عکس العمل ها و پاسخ های متفاوت بروز می دهیم. در واکنشی دیگر سعی بر آن داریم ضوابطی را برای دست یافتن به آرامش و نحوه پذیرفتن مرگی که در راه است بیابیم. متأسفانه رسیدن به این هدف و راهی را که برای وصول به آن باید انتخاب کنیم راهی سهل هموار نیست و پاره ای از اوقات حتی برایمان ممکن نیست به همه هدف هایمان در این مسیر برسیم. عواطف انسان هایی که دچار بیماری های پیشرفته و غیر قابل درمان هستند بارها به وسیله متخصصان با تجربه به بوته آزمایش گذاشته شده است. یکی از این متخصصان دکتر «الیزابت کوبلر راس» است که نظریه های او در زمینه باورهای مردم درباره مرگ معتبر است، آثار و رهنمودهایی او به بسیاری از بیماران صعب العلاج و خانواده های آنها در تحمل شرایط خود کمک کرده است. با این همه باید در نظر داشت که نظریه های او تنها نگرشی است به عقاید شخصی درباره مرگ و نباید به آن عمومیت داد. به هر حال شما مجبور نیستید همه توضیحاتی را که او درباره عواطف داده است بپذیرد این توضیحات به این دلیل ارایه شده که شما را مطمئن سازد عکس العمل هایتان در برابر عواطف ناشی از یک بیماری صعب العلاج یا لاعلاج غیر عادی نیست  و در بسیاری از موارد می توانید با آنها کنار بیایید.

وقتی به یک بیمار برای اولین بار  گفته می شود که مرگش نزدیک است عکس العملش ناباوری است. ناباوری یک رفتار عمومی در مورد همه کسانی است که چنین خبر خرد کننده ای به آنها داده می شود. در این مرحله کمک به بیمار چندان سخت نیست چرا که با خود می اندیشد سرانجام باید روزی با واقعیت مرگ روبرو شود و وقتی که زمان مرگ فرا می رسد همه کس مجبور به پذیرفتن آن است.

یک بیمار این لحظات را چنین توصیف می کند:

«واقعیت مرگ با نپذیرفتن آن از میان نمی رود، تکذیب این واقعیت شما را از آرامشی که از انتقال بیم ها و نگرانی ها به خارج از وجودتان عایدتان می شود. محروم می کند  و احساس بهبودی را که در نتیجه توجه به کسانی که دوست دارید به شما دست می دهد از شما می گیرد.»

این احساس که:«نه مرگ برای من نیست» معمولا به «چرا من؟» مبدل می شود که نتیجه اش بروز خشم رنجش و حتی از دست دادن کنترل اعصاب است. برای از میان برداشتن چنین عواطفی باید آنها را بروز داد. لحظات بروز این عواطف لحظاتی بسیار سخت برای بیمار و اطرافیان او است ولی بیرون ریختن آن به همه کمک می کند تا درک کنند که بروز دادن خشم  و رنجش عمدی نیست، بلکه ناشی از شرایطی است بیمار در آن قرار دارد.

بیماران مبتلا به بیماری های مهلک معمولا به خود و خدای خود وعده هایی می دهند تا شاید زندگی طولانی تری داشته باشند. وعده هایی مانند «اگر بتوانم یک سال دیگر زندگی کنم هر روز به درگاه خدا دعا می کنم.» یا «اگر تا روزی که پسرم ازدواج کند زنده بمانم دیگر از خدا چیزی نمی خواهم» در بیماران نزدیک به مرگ امری غیر عادی  نیست.

زمانی که احساس می کنید بر اثر از دست دادن استقلال خود یا به علت  هزنیه کردن همه موجودیتان برای درمان دچار افسردگی شده اید به خود تلقین کنید که این پیشامدها به دلایل غیر قابل تغییر بودن و پیش گیری از آن واقع شده است.

هر چه به مرگ نزدیکتر می شوید افسردگیتان بیشتر و تأسف دوستان، فامیل و همه کسانی را که به زودی از دست می  دهید افزایش پیدا می کند. هرگز نباید به این عواطف دامن زد بلکه باید طوری زمینه را آماده ساخت که بیمار در آستانه مرگ موفق به یک وداع پر از آرامش با اطرافیان شود. در این شرایط که معمولا بیمار مایل است تعداد اندکی از اطرافیان که به او نزدیک ترند بر بالینش باشند نباید بیمار را تنها گذاشت.

افراد مؤثر در زندگی بیمار

اعضای خانواده و دوستان منابع اولیه حمایت عاطفی بیماری هستند که از سرطان پیشرفته رنج می برد. یک بانوی جوان سرطانی می گوید: «همسر و دوستانی که دوستم دارند مثل یک دایره هستند، آنها یک سپر محافظتی در اطرافم ایجاد کرده اند، من نمی دانم بدون آنها چه باید بکنم.»

 اطرافیان بیمار باید به اندازه خود بیمار از تفاهم و درک واقعیات برخوردار باشند. توقعات بیمار از اطرافیان درباره آنچه که می توانند برایش انجام دهند باید با احساسات توانایی ها و محدودیت های آنها همخوانی داشته باشد. شاید مثل بیمار برای تطبیق دادن خود با عواطف ناشی از بیماری نظیر سردرگمی، ضربه و یا خشم نیاز به زمان داشته باشند. بیمار باید به آنها تفهیم کند که به نزدیک بودنشان و حمایت هایشان احتیاج دارد.

عکس العمل کودکان

کودکانی که یکی از والدینشان مبتلا به سرطان پیشرفته هستند تقریباً درک می کنند که تغییرات بزرگی در زندگی روزمره آنها رخ داده است. حتی کودکانی که هنوز به مدرسه نمی روند متوجه می شوند چیزی غیر عادی در حال وقوع است.

این کودکان ممکن است از این تغییرات دچار ترس شوند و یا از این که یکی از والدینشان بیمار شده عصبانی شوند. بعضی از کودکان به خصوص کوچک تر ها ممکن است خود را سرزنش کنند که در بیماری پدر یا مادر مقصر هستند. در مواجهه با بروز چنین واکنش هایی بهترین راه این است که با کودکان صادق بود و حداکثر ارتباط را با آنان برقرار کرد. سعی کنید به فرزندان خود بفهمانید که اجازه دارند هر سؤالی را که می خواهند بکنند و شما آماده اید به سؤالات آنها صادقانه جواب دهید و حقایق را تا حد ممکن به آنها بگویید.

کودکان همواره نیاز دارند به آنها گفته شود آنها افرادی مهم هستند که اطرافیان دوستشان دارند و مراقبت از آنها مستمراً ادامه خواهد یافت. یکی از نزدیکان مورد نظر والدین می تواند برای کمک به بیمار از فرزندان او مراقبت کند و وسایل آسایش، تأمین آرامش روانی و راهنمایی های او را فراهم آورد. این فرد می تواند کودک را در مشق شبانه یاری دهد و در مراسم گوناگونی که در مدرسه برگزار می شود به جای والدین او شرکت کند و با حوصله به مشکلاتش، موفقیت هایش و نگرانی هایش گوش دهد. والدین گاهی از فرزندان نوجوان خود مسئولیت هایی را می خواهند که ممکن است از عهده آنها ساخته نباشد، باید به این نکته توجه داشت و از تحمیل مسئولیت های زیاد به آنها دوری جست و در عین حال به آنها تفهیم کرد که از اعضای مهم خانواده هستند و به عهده گرفتن کارهای خود و برخورداری از استقلال به آنها کمک می کند تا مشکلات خانواده ای را که یک بیمار لاعلاج در آن زندگی می کند به حداقل برساند.

همسر

ارتباط بیمار و همسر او یک جریان دو جانبه است، داشتن صداقت بیمار و همسرش در بروز دادن عواطف به حمایت هر یک از دیگری خواهد انجامید.  نشان دادن عشق و علاقه در آغوش کشیدن و بوسید یکدیگر، حس آرامش و تنها نبودن را در طرفین برمی انگیزد.

بیمار باید در توقعات خود از همسرش واقع بین باشد. بی تردید همسر بیمار نیز همچون بیمار دوران سختی را می گذراند و از این که همسرش دچار چنین بیماری لاعلاجی شده است احساس گناه می کند، ایجاد ارتباط با همسر در اوقاتی که دو طرف از هم دور هستند مثلا بستری شدن در بیمارستان برای مدت طولانی بسیار با اهمیت است. در بعضی موارد در غیاب همسران، بیماران لاعلاج برای پرکردن خلاء ناشی از تنهایی به پرسنل بیمارستان روی می آورند که برای این بیماران عملی است تقریبا مشکل و نمی تواند جای همسر بیمار را پر کند. هم بیمار و هم همسرش برای ارزیابی نیازهای خود احتیاج به زمان دارند. چنانچه این نیازها نادیده گرفته شوند آنها به تدریج انرژی تمایل و حمایت های مورد لزوم از یکدیگر را از دست می دهند. در زمانی که همسر بیمار به کارهای شخصی خود اشتغال دارد بهتر است دیگر افراد فامیل یا دوستان در بالین بیمار حاضر شوند. دور بودن موقتی همسر بیمار از کنار او به موقع خود بسیار خوب است و به بیمار امکان می دهد سایرین را نیز ملاقات کند. بیمار باید به یاد داشته باشد که قبل از بیماری نیز تمام بیست و چهار ساعت شبانه روز را در کنار همسرش نبوده است. بیمار هنوز بسیاری از عواطف و نیازهای شخصی پیش از بیماری را در خود دارد و ممکن است گاه نیاز به دوری موقت از همسرش داشته باشد و بنابراین بهتر است روابط خود و همسرش داشته باشد و بنابراین بهتر است روابط خود و همسرش را حتی الامکان مثل روزگاری که بیمار نبوده تنظیم کند. اگر در بیمارستان بستری هستید پزشک ویا پرستار شما می توانند در زمانی که همسرتان نزد شما نیست با شما معاشرت کنند. از این گذشته ممکن است همسر شما تنها منبع حمایت روحی از شما نباشد و مارد، پدر، برادر، خواهر یا بهترین دوستتان گاه می توانند جای او را پر کنند. اما این افراد نیز احساسات خود را دارند و در قبال شما احساس مسئولیت می کنند. سعی کنید برای استمرار ارتباط با آنها توقعات خود را تا حد امکان معقول  و منطقی تنظیم کنید. عواطف خود را به آنها بروز دهید بگذارید آنها نیز چنین کنند.

منبع مورد استفاده: نشریه دانستنی های سرطان، سال اول شماره دوم  تلفن: 22056843