امروز که کتاب زندگی بشر را در خلوت خویش آرام و با تأمل ورق می زنیم می بینیم که چگونه بشر می خواست باهوش و نبوغ خویش سوار بر کشتی علم شود و جهانی بهتر از دیروز را برای خود بسازد  زندگی اش را از این که هست بهتر نمایدو جسم و روح خود را در آسایش بیش از پیش قرار دهد.فارغ از این فکر که در این دریای متلاطم امواجی بزرگ او را به انتظار نشسته اند که او را از حرکت باز نگه خواهند داشت و مانع از رسیدن او به اهدافش خواهند شد. شاید به سهولت بتوان گفت یکی از این امواج که از آغازین روز های این سفر با بشر همراه بوده است سرطان می باشد که گاه و بی گاه برای مدت ها بشر را در این دریای مواج سرگردان ساخته و توانسته کشتی او را از این سو و آن سو ببرد و امید او را از درمان نا امید سازد اما با این وجود باز نتوانسته است که او را از حرکت باز دارد و اما در آخر این بشر بوده  که هرچند در این راه قربانیان و هزینه های زیادی متحمل شده ، توانسته است اندکی از قدرت این موج اجتناب ناپذیر بکاهد و او را بخوبی بشناسد. آری حال بشر بعد از سال ها سرگردانی در این سو و آن سوی این دریا بخوبی فهمیده است که بهترین راه برای مبارزه با این موج بس سهمگین ساختن کشتی با الوار هایی از جنس امید، آموزش و پیشگیری است که می تواند با این موج بخوبی مبارزه کند و آنرا در هم بشکند و از آن به سلامت بگذردو حرکتش را بسوی آنچه می خواهد ادامه دهد.

و امروز ما با این عقیده آمده ایم که باز کردن دریچه های زیبای زندگی و نقش زدن بر بوم قالی عمر در گرو نوع نگرش هرکس به زندگی است و اگر تمام لحظات عمر را تیره و تار ببینیم و از مشکلات برای خود یک تراژدی غمناک بسازیم هرگز نخواهیم توانست رنگ زیبای زندگی را در میان بوم قالی عمر پیدا کنیم.

 آمده ایم تا بگوییم

بر حسب حس انسان دوستی و مسئولیت خویش می خواهیم پرده های تکرار و بیهودگی را کنار بزنیم و زندگی را با تمام مشکلاتش زیبا ببینیم و بگوییم که تو هیچ چیز از دیگران کم نداری . تو هم همانند دیگران خدا را داری خدای مهربان ، عشق را داری به پاکی باران و تو دلی داری وسعت آبی آسمان

دوست من

 ما جمعی از هم کلاسی ها با هم همراه شده ایم برای آغاز راهی دشوار ،کار را شروع کرده ایم با بضاعتی کم  با پشتیبانی قوی ، بضاعت ما تنها دل هایمان است و پشتیبانمان نیز پروردگار قادر است که سخت به کمکش دل بسته ایم . ما اینجاییم تا این دیوار های بلند را بشکنیم . یا علی بگوییم و حرکت کنیم و تلاش کنیم چون که خدا با ماست .

 دوست من ما اینجایم تا خدا را با هم احساس کنیم با هم عاشق ابشیم عاشق راه رفتن ، شنیدن ، نفس کشیدن و زندگی کردن

مارا هدف این است که جمله سرطان پایان راه است،ازذهن تو پاک کنیم وجرعه جرعه امید را به کویر عطشناک روح تو سرازیر کنیم و واژه ها وعباراتی را که رنگ زندگی در آنها جاری است به قلب آبی وآسمانیت حک کنیم.

می خواهیم اگر نتوانستیم دریا شویم حداقل جویباری باقی بمانیم تابه دیگران بیاموزیم که می شود با مشکلات مدارا کرد وبا اراده ای محکم از پس آنها  برآمد،سخت است تحمل کنیم،خسته می شویم،لبخند بزنیم و به همنوع خود کمک کنیم نه از سردل سوزی وترحم بلکه برای زندگی کردن ،خندیدن،نفس کشیدن، صبح را سلام دادن واز طبیعت ونقشونگارش لذت بردن،محبت کردن وعشق ورزیدن....

ما امروز نهالی کوچک را در باغچه دل هایمان کاشته ایم تا اندک زمانی دیگر این نهال به دست من وتو تبدیل به درختی سترگ شود که بتوان در زیر سایه سارش همه بیماران سرطانی در تمام کشور های اسلامی را جمع کرد واین شاید که دور از ذهن باشد اما دور از دسترس نخواهد بود به شرطی که من وتو دست در دست هم گذاشته وموانع را یک به یک از سر راه برداریم.