گاهي انجام اين مراقبتها در كاهش مشكلات بيمار بسيار موثر است ممكن است از روغنهاي ماليدني گياهي، ماساژ يا دوشهاي كاهش اضطراب و استرس براي بيمار استفاده شود. پژوهشهاي مختلف نشان داده اند كه انجام اين مراقبتها براي بيمار موثر سات و او به طور مشخصي احساس راحتي مي كند. البته بايد دانست كه انجام اين مراقبتها نياز به مهارت و تجربه دارد. بارها ديده شده است كه مثلا بيمار به روغن ماليدني حساسيت نشان مي دهد و بر مشكل او افزوده مي شود.

لمس و ماساژ از جمله روشهايي هستندكه براي بيمار خيلي مفيدند. ايجاد تن آرامي مي‌كنند، درد را كاهش مي دهند، اضطراب بيمار را كم مي  كنند و اسپاسم عضلات را از بين مي برند.

معمولا اثرات ماساژ به شرح زير است:

-         از نظر رواني سبب كاهش اضطراب مي شود.

-         از نظر جسمي، اسپاسم عضلات را كم مي كند.

-         سبب حركت لنف مي شود. جريان گردش خون را افزايش مي دهد.

مقدار ادار را افزايش مي دهد و در تغيير درجه حرارت پوست موثر است.

اگر چه ماساژ يك راه خيلي خوب در كاهش مشكلات بيمار است ولي بايد با دقت و در موقع مقتضي و براي بيمار مناسب انجام  شود زيرا گاهي اوقات مي تواند خطرناك باشد. مثلا در سلوليت، احتمال خطر انتشار عفونت وجود دارد كه ماساژ براي آن خطرناك است، يا در مورد فلبيت كه احتمال خطر آمبولي هست. در مواردي كه متاستازهاي استخواني وجود دارد، ماساژ مي تواند منجر به شكستگي شود، يا در برخي مشكلات پوستي عوارض اجتناب پذيري را پديد آورد.

تن آرامي به صورت موثري سبب كاهش اضطراب و تنشهاي رواني مي شود. تن آرامي نياز به مهارت داشته و در اتاق زايمان بيشترين كاربرد را دارد. از روشهاي تن آرامي مي توان به صورت فردي يا گروهي استفاده كرد.

انجام كارهاي هنري از مواردي است كه براي بيمار ايجاد آسايش خاطر و آرامش مي كند و موسيقي درماني يكي از كارهايي است كه براي بيمار بسيار مفيد است و ميتوان از آن در موقعيتهاي مختلف مثل درد، اضطراب و افسردگي استفاده كرد. موسيقي درماني به ويژه براي بيماراني كه زياد اهل صحبت كردن نيستند، به عنوان يك وسيله ارتباطي مفيد به كار مي رود. بايد براي بيمار موسيقي اي انتخاب شود كه از آن لذت ببرد. اين امر سبب منظم شدن ضربان قلب و تنفس مي شود و به فعاليتهاي بيمار بيمار جهت مناسب مي بخشد.

از موسيقي درماني مي توان در منزل، در بخش يا در كل بيمارستان استفاده كرد. موسيقي درماني اين حسن را دارد كه مي توان در زمانها و موقعيتهاي مختلف آن را به كار برد. مثلاً در موقع غذا خوردن يا خوردن خوراكي در فاصله دو غذا يا همراه با ساير فعاليتها بدون آنكه به شيوه طبيعي زندگي بيمار آسيبي وارد آيد.

گاهي تلويزيون برنامه هاي مناسبي براي بيماران دارد و موسيقيهاي دلنشيني پخش مي‌كند كه مي توان در اين موقع مطالعه روزنامه و كتاب نيز براي بيمار نوار موسيقي گذاشت.

آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه خود بيمار و پرستار نقش بسيار مهمي در نوتواني دارند و چون بيمار مبتلا به سرطان به ويژه سرطان پيشرفته نياز مبرمي به اين امر مهم دارند بايد به آن دقت داشت.

مسئوليتهاي پرستار

-         بالا بردن سطح دانش و كسب تجربه براي مراقبت از اين بيماران؛

-         برقراري ارتباط مطلوب و مناسب با بيمار؛

-         انجام پژوهشهاي مكرر در مورد سرطان و مراقبتهاي ويژه آن؛

-         استفاده از دوره هاي آموزش ضمن خدمت جهت مراقبت از بيماران؛

-         پيشگيري و كنترل عفونت؛

-         آموزش به بيمار در تمام زمينه هاي لازم؛

-         رهبري تيم مراقبت از بيمار؛

-         تدابير پرستاري در مورد درد؛

-         تدابير پرستاري در مورد شيمي درماني؛

-         تدابير پرستاري در مورد پرتو درماني؛

-         كنترل علائم بيماري؛

-         مهارت در آموزش به مردم در مورد بيماري و پيشگيري از آن؛

-         مهارت در آموزش به مردم در مورد سرطانهاي خاص.

سازگاري با خستگي

خستگي شايعترين شكايت بيماراني است كه تحت درمان سرطان قرار دارند خستگي سبب مي شود كه خلق و خوي بيمار عوض شود و توانايي انجام كارهاي روزانه كاهش پيدا كند. بنابراين درمانهاي سرطان مي تواند سبب پيدايش تغييراتي در زندگي بيمار شود. شيمي درماني و پرتودرماني موجب بروز خستگي مي شوند. اين درمانها طولاني مدت اند و اثر نامساعد آنها ناراحتي فراواني براي بيمار به بار مي آورد. بنابراين پرستار مي تواند راهنماييهاي لازم را به بيمار ارائه كند. بيمار بايد بيشتر استراحت كند و ورزشهاي سبك را فراموش نكند. آگاهان معتقدند از دو طريق مي توان خستگي بيمار را را كاهش داد: افزايش استراحت و كاهش فعاليت. پرستار با توجه به شرايط بيمار مي‌تواند به او توصيه كند كه از كدام روش استفاده كند. در ضمن بيمار بايد از نظر رواني حمايت شود. خواب راحت و استراحت و صحبت كردن با دوستان براي بيمار توصيه مي شود. قدم زدن و كارهاي متنوع سبك براي بيمار خيلي مفيد است. قدم زدن به مدت 10 دقيقه سبب كاهش تنش بيمار نيز ميشود و تواناييهاي او را افزايش مي دهد.

سازگاري با استرس

يكي از بيماريهايي كه استرس زيادي ايجاد مي كند سرطان است. موقعي كه درمان جريان دارد، عوارض آن به اندازه خود بيماري مشكل آفرين است. بسيار ديده شده است افرادي كه مبتلا به سرطان هستند و استرس زيادي به آنها وارد شده است و به راحتي گرفتار عوارض رواني ناشي از بيماري مي شوند. بايد توجه داشت كه هر بيمار مي تواند از شگردهيا خاص خود براي سازگاري با بيماري استفاده كند.

يكي از اقدامهاي مهم پرستار ايجاد انگيزه در بيمار براي ادامه درمان است. توجه به اين مهم و اميدواري به روند درمان، استرس و اضطراب بيمار را به مقدار قابل توجهي كاهش مي دهد بيمار بايد تشويق شود تا حد امكان به زندگي عادي برگردد.

يكي  از مهمترين مشكلات بيماران مبتلا به سرطان، ترس از مرگ است. حمايت جسمي، عاطفي و رواني از بيمار در كاهش اين ترس اثر تعيين كننده اي دارد و سبب مي شود توانايي فرد در امور مربوط به مراقبت از خودش افزايش يابد. بايد دانست كه در اين مورد تمام افراد كادر درماني مي توانند نقش با اهميتي داشته باشند.

آنچه مسلم است حمايت اطرافيان و خانواده و خانواده و  جامعه از بيمار در كاهش استرس او مفيد مي باشد. پژوهشهاي زيادي در اين زمينه انجام شده است كه همه به نتيجه يكساني دست يافته اند و آن اينكه اگر حمايت جامعه بر فرد بيمار و خانواده او ادامه يابد، توانايي سازگاري او با بيماري سرطان بالا مي رود. در ضمن آموزش درمان به بيمار جهت استفاده از تواناييها و مهارتهاي جديد بسيار سودمند است.

از موارد مهم در حمايت رواني اين بيماران دادن فرصت كافي به او براي صحبت كردن و وقت كردن و وقت گذاشتن براي اين صحبتها از جانب پرستار است. گاه ضرورت مي يابد كه ملاقاتهاي بيمار خارج از ساعت ملاقات نيز براي ديدن او بيايند.

سرطان، آلرژي، سالمندي

60 در صد مرگهاي ناشي از سرطان در آمريكا مربوط به افراد مسن بالاي 65 سال است. علاوه بر اينكه سن بالا در بروز برخي از سرطانها موثر است، آلرژي نيز يك فاكتور تعيين كننده در برخي از انواع سرطانها مي باشد. بررسيها مختلف نشان داده اند كه سرطان پروستات، سينه، لمفاتيك و خون در افرادي كه به انواع آلرژيها مبتلا هستند بيشتر ديده شده است و اين شكل در سالمندان شديدتر مي باشد. وجود اين مشكل سبب مي شود كه تدابير پرستاري در سالمندان مبتلا به سرطان از اهميت زيادي برخوردار باشد.

آلرژي در افراد سالمند ممكن است در اثر داروها، مواد غذايي و مواد موجود در محيط اطراف باشد افراد مبتلا به سرطان به علت ضعيف بودن سيستم ايمني بدنشان بيش از سايرين در معرض خطر عفونت هستند. علت آن را ميتوان تأثير داروهاي سيتوتوكسيك بر سيستم ايمني دانست.

معمولا وقتي آلرژي وجود داشته باشد، مشكلاتي مثل درد، خطر عفونت و آسيبهاي پوستي بيشتر ديده مي شود. متعاقب بروز اين مشكلات، اختلال در تغذيه، تضعيف روحيه، اضطراب و اختلال  در الگوي خواب پديد مي آيد.

در بيماراني كه آلرژي دارند هر چه سطح آگاهي پايينتر باشد و مقدار مايعات دريافتي كمتر، مشكل افزايش مي يابد. از طرفي خستگي و بي حركتي در سالمندان مبتلا به سرطان كه آلرژي دارند نيز بيشتر ديده مي شود. از اين جهت شيوه هاي سازگاري با بيماري در سالمندان مبتلا به آلرژي با اهميت تر است.

اختلال در تصوير ذهني و سازگاري با آن

تغيير در تصوير ذهني از خويشتن مشكلي است كه در بسياري از موارد سرطان پيش مي‌آيد و تأثيري نامساعدي روي بيمار به ويژه بيمار جوان و نوجوان به جاي مي گذارد. اين تغيير ممكن است ناشي از بيماري يا درمان باشد. مثلا در فردي كه پرتودرماني ميشود طاسي و كاهش وزن پديد مي آيد كه هر دو قابل مشاهده اند شيمي درماني نيز منجر به طاسي، ضعف، خستگي، كاهش وزن و عوارض ديگر مي شود. جراحي نيز ممكن است منجر به قطع عضو يا تغيير قابل مشاهده در يك عضو شود. مثلا بيماري كه كلستومي مي شود علاوه بر اينكه تغيير قابل مشاهده دارد، تغيير در الگوي زندگي نيز برايش مطرح است. يا دختر جواني كه ماستكتومي مي شود دچار مشكلات ناشي از تغيير در تصوير ذهني از خويشتن مي شود. در تمام مواردي كه تغيير در تصوير ذهني وجود دارد، حمايت رواني بيمار و حمايت از جانب خانواده اثر بسيار تعيين كننده اي دارد. به ويژه در صورتي كه جوان مبتلا ازدواج كرده است بايد از طرف  همسرش اميدواري داشته باشد و حمايت شود.

سازگاري  و حفظ سلامتي

از مهترين مواردي كه آنها به بيماران مبتلا به سرطان ضروري است اين  است كه آنها بتوانند تا حد ممكن سلامتي خود را نگه دارند و سعي كنند طبيعي باشند رضايت از درمان كمك موثري است و حمايت خانواده مسبب مي شود كه بيمار احساس زنده بودن و توانايي انجام كارها را داشته باشد، حس استقلال و عدم وابستگي در او تقويت شود. اميدوار باشد و توانايي سازگاري هر چه بيشتر در او تقويت گردد.

پيگري بيمار از جانب پرستار علاوه بر اينكه روند درمان او را سرعت و استحكام مي بخشد، از نظر رواني هم براي او خيلي مهم است. تغييراتي كه بايد در زندگي بيمار به وجود آيد از جانب پرستار پيگيري و به بيمار تذكر داده مي شود با توجه به اينكه اكثر بيماران احساس تنهايي مي كنند و خود را از اطرفيان دورنگه مي دارند ممكن است افسرده و نااميد ميشوند كه پيشگيري از بروز اين مشكلات مهم است.

بايد كوشيد تا تواناييهاي بيمار برايش مطرح و حس استقلال در او تقويت شود. هر چه ترس از بيماري كاهش پيدا كند، اميدواري او افزايش مي يابد و به آينده اي روشن معتقد مي شود بيمار مي تواند احساس نشاط و شادي را از سر گيرد و بداند تا هست بايد زندگي كند. بسياري از شرايط با آموزش صحيح به بيمار امكان پذير است.

اصولا  انسان در هر موقعيتي كه قرار مي گيرد بايد بتواند با شناخت دقيق اين موقعيت، شرايط را طوري فراهم كند كه تغييرات لازم را در زندگي خود بدهد و با آن شرايط به بهترين صورت ممكن سازگاري پيدا كند. برخي از آگاهان سازگاري را در اين موقعيت به دو صورت بيان مي كنند: تمركز بر احساسات و تمركز بر مشكلات. تمركز بر احساسات به اين صورت است كه مثلا شخصي در موقعيت تنش زايي قرار دارد و نمي داند بايد چه كار كند در اين موقع او با اميدواري كامل بر خودش مسلط مي شود و فكر مي كند اين تنش بي مورد است و بايد بتواند بر آن غلبه كند ناراحتيها را از خود دور كند و به زندگي و آينده خوش بين باشد در مورد تمركز بر مشكلات شخص با خود مي انديشد كه چگونه به حل مشكل خود بپردازد و بين راه حلهاي ممكن، بهترين راه را انتخاب مي كند. در اين موقع بيمار از تجربيات خود استفاده مي كند. مهارتهاي خود را به ياد مي آورد و مي كوشد تا مهارتهاي جديدي به دست آورد. در حقيقت فرد مي كوشد تا با ايجاد تغييراتي در محيط اطراف خود، به حل مشكل موجود بپردازد. بيمار تواناييهاي خود را باور دارد و مهارتهاي اجتماعي و عقلاني خود را در حل مشكل خود به كار مي برد او به توانايي خود در حل مشكل اعتقاد دارد.

بيماران مبتلا به سرطان، موقعي كه احساس كنند بسياري از تواناييهاي جسمي خود را از دست مي دهند به شدت دچار مشكلات رواني نظير اضطراب، عصبانيت و افسردگي مي‌شوند شوك ناشي از تشخيص سرطان براي بيمار و خانواده او به اين مشكل كمك مي كند بيمار اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد و به شدت احساس  درماندگي مي‌كند در اين موقع رسيدگي به بيمار و كمك به او براي حل مشكلات موجود و حمايت رواني او از اهميت ويژه اي برخوردار است.

اصولا ترس از بيماري سرطان و ترس از مرگ، بيمار را مي آزارد. خانواده و دوستان هم از صحبت كردن راجع به بيماري فرد اجتناب مي ورزند و اين خود مشكلات رواني بيمار را افزايش مي دهد و بين او و خانواده فاصله مي اندازد. در اين موقع بسياري از وابستگيهاي عاطفي بيمار به افراد خانواده اش دچار مشكل مي شود و از طرفي ناتواني او سبب بروز عدم استقلال او مي شود كم شدن حمايتهاي اجتماعي و جدا شدن او از اجتماع و محل كار مشكل جديدي است كه براي بيمار به وجود مي آيد و با توجه به طولاني بودن مدت بيماري، اين مشكل جديتر مي شود.

پرستار بايد بتواند بوقع مشكلات رواني بيمار را تشخيص دهد و در حل آنها بكوشد. آگاهي پرستار از مشكلات احتمالي سبب مي شود كه قبل از بروز هر مشكل با استفاده از راههاي منطقي از پديد آمدن آنها پيشگيري كند.

بسياري از راه حلهاي منطقي را پرستار مي تواند با به دست آوردن اطلاعات از تجربيات قبلي بيمار به او پيشنهاد كند و موفق شود پرستار مي تواند با مطرح كردن سوالاتي از گذشته و حال بيمار، راههايي را كه او به حل مشكلات خود مي پردازد مرور كند و اين براي بيمار يادآوري تواناييهايي است كه دارد و بايد بتواند در اين موقعيت از آنها استفاده كند.

بسياري از مبتلايان به سرطان بعد از آنكه متوجه بيماري خود مي شوند، دست از كارهاي عادي اجتماعي خود بر مي‌دارند و برخي كارهاي خود را ادامه مي دهند. تجربه نشان داده است آنهايي كه به كار ادامه مي دهند و از حمايتهاي اجتماعي نيز برخوردار هستند شرايط رواني بهتري دارند.

داشتن اطلاعات و آگاهي از بيماري به سازگار شدن فرد با بيماريش كمك مي كند. بيمار با مطالعه منابع و سوال كردن از گروه درماني اطلاعات خود را افزايش مي دهد و در اين موقع به راحتي اندرزها و راهنماييهاي پزشك و پرستار را قبول مي كند.

در تمام مراحل بيماري، افراد خانواده نقش بسيار تعيين كننده اي در سازگار شدن بيمرار با بيماري خود دارند به ويژه همسران و دوستان نقش مثبت و مفيدي را ايفا مي كنند. حمايتهاي خانواده و دوستان از بيماري مي تواند شامل فرستادن گل و كارت پستال و كمك در امور مربوط به كارهاي خانه و همدلي با بيمار باشد.

بايد بيمار را به زندگي اميدوار كرد. اميدواري بهترين راه سازگاري با بيماري است. بيمار بايد متوجه اين موقعيت بشود كه اگرچه در بروز بيماريش هيچ

 نقشي نداشته است ولي مي تواند با سازگار شدن با اين مشكل در رفع بيماري بكوشد. او بايد به گذشته اي كه بدون اين بيماري داشته است فكر كند و به خود بقبولاند كه از اين پس با بيماري خود زندگي مي كند.

نقش آموزش در سازگاري

زنان معمولا اطلاعات كمي درمورد بدن خود و عملكرد آن دارند از اين جهت بايد تا حد امكان آموزشهاي لازم را به آنها داده شود به ويژه در مورد عوامل خطر ساز سرطان سرويكس و معاينات و خودآزمايي سينه. بايد تغييرات عادي و غير عادي را از هم متمايز سازند و حتما در موقع خودآزمايي سينه از آينه استفاده كنند. آينه براي آموزش و معاينات فضاي ژنيتال هم مفيد است.

بايد به زنان در مورد ترشحات عادي و تغييرات عادي آن در طول يك ماه اطلاعات كافي داده شود. تغييرات غير عادي بايد بررسي و مورد درمان قرار گيرند از اين جهت بايد آگاهيهاي لازم با زباني كه كاملا براي زنان قابل فهم باشد به آنها داده شود. در موقع آموزش دادن بايد به سطح آگاهي زنان توجه شود.

اگر چه بسياري از بيماريها قابل كنترل نيستند، ولي بايد به زنان آموزش داد كه سيگار نكشند غذاي چرب نخورند و غذاهاي فيبردار را در رژيم غذايي خود بگنجانند. تمرينات ورزشي منظم خطر ابتلا را كاهش مي دهد. زنان بايد آموزش داده شوند كه استفاده از كاندوم و معاينات منظم، عوامل خطرآفريني را كم مي كند.

براي تشخيص سريع بيماري، پاپ اسمير و ماموگرافي توصيه مي شود پاپ اسمير نبايد در موقع قاعدگي انجام شود. براي انجام پاپ اسمير زنان نبايد در 48 ساعت گذشته از تامپون يا داروهاي داخل واژن استفاده كرده يا ارتباط جنسي داشته باشند. براي ماموگرافي هم بايد به زنان آموزش داد كه قبل از انجام راديوگرافي به بدن خود پودر و ضد بو نزده باشند. اين آموزشهاي احتياطي سبب مي شود كه نتيجه آزمايش با كمترين خطا به دست آيد.

منبع مورد استفاده: سرطانو سازگاري و پرستاري، سالمي خانگه، نشر سالمي -