اعتياد با وابستگي جسماني و رواني همراه است . بعضي از داروها نيز ممکن است با ايجاد وابستگي رواني در بيمار موجب افزايش مصرف شوند و اعتياد بدهند . فرد معتاد با دريافت مواد اعتياد آور سرخوش و راضي مي شود و با توقف مصرف دارو دچار خماري و اختلال شديد جسماني مي گردد . مواد اعتيادآور سبب پيدايش پديده تحمل نيز مي شوند . به موجب اين پديده فرد معتاد براي دسترسي به اثر اوليه اين مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل ميشود مصرف خود را افزايش مي دهد . شدت و نوع وابستگي نسبت به مواد اعتياد آور بر حسب نوع و اثر آن متفاوت است . برخي از اين مواد مانند ترياک و مشتقات آن وابستگي شديد ايجاد مي کنند و برخي ديگر با وجود تأثيري که بر روان و ذهن فرد مي گذارند اعتياد دهنده به شمار نمي آيند .

انواع اعتياد

  • اعتيادات مجاز

اعتيادات مجاز عبارتند از : وابستگي و تداوم در مصرف موادي که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبيعي يا صناعي بدست مي آيد و شامل بسياري از مواد دارويي بويژه آرام بخشها و خواب آورها مي شوند که اين مواد با تجويز پزشک و يا اغلب خودسرانه مصرف مي شوند . اعتيادات مجاز خود به دو دسته تقسيم مي شوند . اعتياد به مواد مخدر طبيي و صناعي به عنواندارو شناخته مي شوند و اعتياد به موادي که تنها از ديدگاه رواني عادت زا هستند و تداوم مصرف را ايجاد مي کنند . همانند تنباکو و مشابهين آنها .

اعتيادات به اين مواد از ساده ترين تا خطرناکترين عوارض را در معتاد و بطور مستقيم در خانواده و جامعه موجب مي گردد . مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس .

  • اعتيادات غيرمجاز

اعتيادات غيرمجاز عبارتند از : وابستگي افراد به مصرف هميشگي مواد  و بهره گيري از عواملي که بنا بر قوانين کشوري يا بين المللي غيرمجاز شناخته مي شوند . اين امر در نتيجه ناپسند بودن مظاهر اعتياد از ديدگاه پزشکي ، بهداشتي ، رواني و اجتماعي مي باشد . علل مختلف اعتياد عبارتند از : ارضاء هوسها ، زياده طلبي ، گرفتن انگيزه هاي احساسي ، احساس يکنواختي ، بيکارگي و وقت گذراني - فقر ، عدم عدالت اجتماعي و ناهنجاريهاي مالي و اقتصادي و بسيار رفاه و عوامل دروني مثل نوسانات فيزيولوژيک و پاتولوژيک يعني بيماريهاي جسمي و رواني بويژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسايي اصول پزشکي در مورد تأمين بهداشت جامعه و عدم توان درمان کليه موجود يکي از دلايل اصلي اعتياد مي باشد .

* ويژگيهاي افراد معتاد

فرد معتاد کسي است که اساساً يا از خود و يا از محيط خود و يا هر دو احساس ناخشنودي ، نارضايتي و ناراحتي دارد و در چنين حالت نامطلوبي ناگزيز از مصاحبت و موانست با افرادي که برخلاف او دنيا و را محل مناسبي براي زيستن يافته اند و علي رغم مسائل و مشکلات آن بگونه اي خود را با شرايط زندگي وفق داده اند آن را عقل مي کنند . معتادان در توهمات خود يک دنياي صنايي نسبتاً رضايت بخش براي خويش متصورند که نه تنها بر هيچگونه تغييري يا در خود و يا در محيط مبتني نيست بلکه دنياي خيالي آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نياز به آن و رفع آن نياز استوار است و غالباً آنان از احساس ناامني ، احساس بي کفايتي ، احساس تنهايي ، نفرت ، نوسانهاي افسردگي ، اضطراب شديد و بويژه کششها و تعارضات درون فردي بگونه اي رنج مي برند . به هر حال اعتياد و يک پديده مخرب اجتماعي است زيرا اثرات نامطلوب و عواقب وخيم آنها تنها دامنگير شخص معتاد نمي شود بلکه همه افراد را که بگونه اي با آنان وابستگي و ارتباط نزديک دارد فرا مي گيرد . مخصوصاً که فرد معتاد مسئول اداره يک خانواده و در نقش هم پايه نيز باشد .

* اثرات دارويي مواد مخدر

مصرف مواد مخدر و ديگر ترکيبات اعتياد آور بعلت اثرات دارويي ويژه خود تغييراتي در سطح فيزيولوژي و بيولوژي شخصي بوجود مي آورد که قسمت مهم اين تغييرات بر روي سلسله اعصاب مرکزي و محيطي انجام مي گيرد و نتيجتاً بر روي حالات جسماني - رواني فرد اثر مي گذارد و شخص مواجه با تجاربي در تداوم از اهميتي خاص برخوردار خواهد بود و مهمترين اين تغييرات عبارتند از : تسکين موقت آلام روحي مانند : اضطراب ، افسردگي و بي قراري و تسکين موقت دردهاي جسماني  احساس رضايت و آرامش دروني موقت و تشديد موقت و ميزان هوشياري بگونه هاي غيرقطي و چون اغلب معتادين قبل ازاينکه به اعتياد روي آورند با مشکلاتي متعدد مانند اضطراب ، افسردگي ، بي قراري و تضادهاي گوناگون مواجه بوده اند لذا مصارف اوليه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکين ناراحتيهاي فوق گردد و ترک ناگهاني و يا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ايجاد وابستگي بدني نسبت به دارو سبب اختلالاتي ميگردد مانند بي قراري ، اضطراب ، خستگي مفرط ، گيجي ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال ، عدم تمرکز شديد و پاشيدگي افکار ، در چنين مرحله اي فرد معتاد با چنين حالاتي روبرو مي گردد و بنابراين تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند . وابستگي فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفاً بدني است و جنبه هاي وابستگي رواني آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصيتي فرد در جريان تداوم اعتياد از اهميت اوليه برخوردار است .

* ريشه هاي رواني اعتياد

از نقطه نظر روانشناسي عقيده بر اين است که اعتياد به مواد مخدر بگونه اي غيرمستقيم واکنش و پاسخي است مخرب در مقابل کنش هاي غيرقابل تحمل بيروني و دروني که بدان وسيله فرد سعي مي کند آلام و مشکلات دروني خود مانند اضطراب ، افسردگي و محروميتها را کاهش داده و يا تسکين بخشد که در واقع انتخاب شيوه ايست ناسالم به منظور فرار از واقعيتهاي موجود .

در واقع معتاد همانند ديگر افراد ، انساني است که نياز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گيرد ( عشق سازنده و حقيقي ) او مي خواهد به ديگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گيرد وجودش براي ديگران مؤثر و باارزش باشد و متقابلاً وجود ديگران براي وي مفيد و با اهميت باشد ، سرانجام نداي درونش از او مي خواهدکه او بايستي تغيير کند . تغييري که او را از تمامي اين مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه اش قبول مسئوليت نمايد . متاسفانه بر اثر نارساييها و انحرافات خانوادگي و اجتماعي و همچنين عدم يک نظام تربيتي صحيح فرد به تدريج از مسير حقيقي دور مي شود و با انتخاب شيوه و معيارهاي مخرب از خود و جامعه اش بيگانه مي گردد و اين گريز از خويشتن خويش و بيگانگي وي را به انزوا و فرار هر چه بيشتر از واقعيتها مي کشاند .

* آسيب پذيري جوانان در دوران بلوغ

دوران بلوغ دوره ايست که فرد با تضادها و کشمکشهاي متعدد دروني مواجه مي گردد . دراين زمان او بخوبي احساس مي کند که به مرحله اي جديد از زندگي مي بايستي وارد شود و مسئوليتي در قبال خود و جامعه اش اتخاذ نمايد . مرحله اي که او را با نگراني ، اضطراب و مشکل تصميم گيري روبرو مي سازد و او سعي مي کند بگونه اي بر مشکلات خويش فائق آيد . عدم توجه به اعضاي خانواده توقعات بيجا و بي مورد اطرافيان ، بدون در نظر گرفتن حساسيت اين دوره و توقعات  و ارزشهاي متضاد اجتماعي اختلالات تطابقي در خانواده و زمينه هاي نامطلوب شخصيتي فرد بسهولت وي را در اين دوره در مقابل انحرافات مختلف آسيب پذير مي سازد .

* عوامل خطر ساز و محافظت کننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد

تبيين سوء مصرف و وابستگي به مواد از ديدگاه عوامل خطرساز و محافظت کننده از اين جهت سودمند است که افقي نو در برنامه هاي پيشگيري اوليه باز مي گشايد  هزينه هاي سرسام آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگي را به ميزان زيادي کاهش مي دهد . عوامل خطرساز ويژگيها يا اتفاقاتي هستندکه اگر در شخصي وجود داشته باشند ، کمتر احتمال دارد که او به اختلالا يا بيماري معيني مبتلا شود . عامل خطرساز محافظت کننده در دو قطب يک پيوستار قرار دارند . داشتن عوامل خطرساز به اين معني نيست که حتماً فرد به يک اختلال مبتلا مي شود ، بلکه احتمال خطر در اين فرد افزايش مي يابد . همينطور وجود عوامل محافظت کننده به اين معني نيست که حتماً فرد به يک اختلال مبتلا نمي شود بلکه احتمال مصونيت در مقابل بيماري براي فرد افزايش مي يابد . عوامل خطرساز و محافظت کننده بيشماري براي سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود دارد قبل از برشمردن اين عوامل ويژگيهاي آنها در زير آمده است :

افزايشي عمل مي کنند . به اين معني که عوامل مي توانند با همديگر جمع شدن آنها احتمال خطر يا مصونيت افزايش مي يابد . مثلاً وجود افسردگي و اضطراب و دسترس پذيري به مواد در يک شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزايش مي دهد .

از نظر کميت و کيفيت متفاوتند . به اين معني که هر يک از عوامل خطرساز و محافظت کننده به لحاظ کيفيت و کميت با همديگر فرق دارند . مثلاً کيفيت و چگونگي اضطراب از افسردگي متفاوت است . اهميت آنها در اشخاص يا گروهها متفاوت است . در اشخاص يا گروههاي نژادي ممکن است اين عوامل به شکل متفاوتي عمل کنند . مثلاً در گروهي دسترس پذيري به مواد اهميت بيشتر داشته بشاد . در حالتي که در گروه ديگري نداشتن نگرشهاي مذهبي به عنوان عامل خطرساز عمده عمل مي کند .

تأثيرشان در زمانهاي مختلف در چرخه زندگي متفاوت است . اين عوامل بسته به اينکه فرد در چه سني به سر مي برد و چه دوراني را پشت سر مي گذارد به لحاظ تأثير و خطرزايي يا محافظت کنندگي متفاوت هستند .

اهميت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پيامدهاي مرتبط با آن متفاوت است . هر يک از عوامل خطرساز و محافظت کننده مي توانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل کنند و پيامدهاي متفاوتي داشته باشند . مثلاً افسردگي به عنوان يک عامل خطرسازي مي تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصي ايجاد کند و پيامندهاي متفاوتي براي فرد باعث شود .

اين عوامل مي توانند در معرض تغيير قرار گيرند . به اين معني که با مداخلات پيشگيرانه مي توان افسردگي با اضطراب را در افراد يا جمعيتي خاص کاهش داد و از اين طريق احتمال خطر را کاهش داد . همينطور در افراد مي توان عوامل محاظت کننده مثل نگرشهاي مذهبي ، مهارتهاي مقابله اي را افزايش داد و احتمال مصونيت را بيشتر کرد . در زير به عوامل خطرساز و محافظت کننده در سوء مصرف و وابستگي به مواد اشاره مي شود .