دانشنامه احادیث پزشکی/فصل چهاردهم : جنين
14/1 - تحول جنينقرآن
ولقد خلقنا
الانسان من سلالة من طين # ثم جعلنه نطفة فى قرار مكين# ثم خلقنا النطفة علقة
فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظما فكسونا العظم لحما ثم اءنشاءنه خلقا ءاخر
فتبارك الله اءحسن الخلقين ؛(172)
ما انسان را از گل خالص بيافريديم .
سپس او را نطفه اى ساختيم در جايگاهى استوار. آن گاه ، نطفه را به صورت خون بسته
گردانيديم . سپس ، خون بسته را پاره مضغه (چيزى شبيه گوشت جويده شده ) كرديم . سپس
، مضغه را به صورت استخوانى هايى در آورديم و آن گاه ، استخوان ها را با گوشت
پوشانديم و سرانجام ، آن را آفرينش تازه اى داديم . پس فرخنده آمد خدا كه بهترين
آفريننده است .
ياءيها
الناس ان كنتم فى ريب من البعث فانا خلقناكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم من
مضغة مخلقة وغير مخلقة لنبين لكم ونقر فى الارحام ما نشاء الى اءجل مسمى ثم نخرجكم
طفلا ثم لتبلغول اءشدكم ومنكم من يتوفى ؛(173)
هان ، اى آدميان ! اگر درباره رستاخيز
در ترديد هستيد، بدانيد كه ما شما را از خاكى ، آن گاه از نطفه اى ، سپس از لخته اى
، و سرانجام از پاره گوشتى تمام آفريده و ناتمام آفريده است ، خلق كرديم تا برايتان
روشن گردايم . آنچه خواهيم تا زمانى معين در رحم ها قرار دهيم و سپس ، شما را در
سيماى كودكى بيرون آوريم تا به رشدتان برسيد.
هو الذى خلقكم من تراب ثم من نطفة ثم من علقة ثم يخرجكم طفلا
ثم لتبلغوا اشدكم ثم لتكونوا شيوخا ومنكم من يتوفى من قبل ولتبلغوا اءجلا مسمى
ولعلكم تعقلون ؛(174)
اوست آن كه شما را از خاك ، سپس از
نطفه و سپس از لخته اى بيافريد و سپس ، شما را در سيماى كودكى بيرون آورد تا سپس به
رشد آن برسيد و از آن پس ، پير شويد. از شما، كسانى هستند كه پيش از آن سن مى ميرد
و تا آن كه به مهلت معينى برسيد. باشد كه شما بينديشيد.
والله خلقكم من تراب ثم من نطفة ثم
جعلكم اءزوجا وما تحمل من اءنثى ولاتضع الا بعلمه ى و ما يعمر من معمر ولا ينقص من
عمره ى الا فى كتب ان ذلك على الله يسير؛(175)
خداوند، شما را از خاك و سپس از نطفه
آفريد و آن گاه ، شما را جفت گردانيد. هيچ مادينه اى بار نگيرد و هيچ دراز عمرى ،
زندگى اى طولانى نمى كند و هيچ از عمر كس كاسته نشود، مگر آن كه در ديوانى ثبت
باشد. اين كار، براى خداوند، آسان است .
انا خلقنا الانسان من نطفة اءمشاج نبتليه فجعلنه سميعا
بصيرا؛(176)
بى گمان ، ما انسان را از نطفه اى
آميخته بيافريديم تا او را بيازماييم . پس او را شنوايى بينا قرار داديم .
حديث
1100 - الكافى :
به
نقل از حسين بن خالد -: به امام كاظم (عليه السلام ) گفتم : از پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ) برايمان روايت شده كه فرموده است : ((هر كس شراب بخورد، تا چهل روز، نماز وى برايش حساب نمى شود)).
امام (عليه السلام ) فرمود: ((درست گفته
اند)).
گفتم : چگونه تنها چهل روز براى وى نماز حساب نمى
شود، نه كمتر از آن و نه بيشتر؟
فرمود: ((خداوند (عزوجل )،
خلقت انسان را تقدير كرد. (در اين تقدير) چهل روز او را در حالت نطفه بداشت . سپس ،
او را از اين حالت ، نقل داد و چهل روز علقه گردانيد. سپس ديگر بار او را به حالى
ديگر نقل داد و چهل روز مضغه بداشت . از اين رو، اگر انسان شراب بخورد، اين شراب ،
چهل روز، يعنى به اندازه روزهاى نقل خلقت وى (از مرحله اى به مرحله ديگر) در نرمه
استخوان هاى وى مى ماند)).
امام (عليه السلام ) سپس فرمود:
((و همه آنچه مى خورد نيز چنين است : خوراك و نوشاب او به مدت
چهل روز در نرمه استخوان هايش مى ماند)).(177)
1101 - امام صادق (عليه
السلام ):
در توصيف خلقت انسان -: آغاز آن ، شكل دادن به جنين در رحم است
؛ جايى كه نه چشمى آن را مى بيند و نه دستى بدان مى رسد. آن گاه ، خداوند آن را
تدبير مى كند تا به صورت انسانى بيرون آيد، كامل و برخوردار از همه آنچه برپايى و
درستى وى ، بدآنها وابسته است ؛ يعنى اندام هاى درونى و اندام هاى بيرونى و كارگر،
تا همه آنچه در تركيب اعضاى وى ، يعنى تركيب استخوان ، گوشت ، پيه ، مغز، پى ، رگ و
غضروف ها وجود دارد.(178)
1102 - پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ):
در پاسخ به پرسشى درباره نوشيدنى كودك در شكم
مادر خويش -: اما نوشيدنى كودك در شكم مادر؛ او چهل شب ، نطفه است ، چهل شب به صورت
يك لخته ، چهل شب به صورت يك آميخته ، چهل شب آميخته اى رنگ به خود گرفته ، سپس چهل
شب يك پاره گوشت است ، چهل شب ، استخوانى رو به استحكام ، و آن گاه ، جنين . در اين
هنگام است كه بانگى مى كند و روح در او دميده مى شود. پس اگر خداوند - جل اسمه -
بخواهد او را به صورت آفريده اى كامل بيرون آورد (بيرون خواهد آورد) و اگر نيز
بخواهد، او را تا نه ماه در رحم همچنان بدارد؛ چرا كه فرمان او روا و سخن او راست
است . (در همه اين مهلت )، رگ هاى رحم به كودك آب مى رسانند و از همان جاست كه كودك
، پديد مى آيد.(179)
1103 - امام صادق (عليه
السلام ):
- خطاب به مفضل بن عمر -: اى مفضل ! با ياد كردن از خلقت انسان
، آغاز مى كنيم . از آن ، پند گير. آغاز آن ، تدبير جنين در رحم است ، در حالى كه
در سه پرده از ظلمت قرار دارد: ظلمت شكم ، ظلمت زهدان و ظلمت يوگان . آن جا كه جنين
، نه چاره اى براى جستن خوراك دارد، نه راهى براى دور كردن آزار، نه فراهم ساختن
منفعت ، و نه از خود راندن زيان . در اين هنگام ، آنچه او را تغذيه كند، از خون حيض
به سويش جريان مى يابد، چنان كه آب ، گياه را تغذيه كند. همين ، پيوست غذاى اوست تا
آن گاه كه خون خلقت وى ، كامل شود، بدنش استحكام يابد، پوستش ياراى تماس با هوا، و
چشمش توان رويارويى با نور بيابد. درد زايش مادر، او را برانگيزد و به سختى بيازارد
و بفشرد تا كودك ، زاده شود.
پس از زاده شدن كودك ، آن خونى كه او را از خون
مادرش تغذيه مى رساند، به پستان هاى مادر مى رود و مزه و رنگ آن به نوعى ديگر از
خوراكى كه بيش از خون با كودك سازگارى دارد، بدل مى شود تا به گاه نياز، او را
همراهى كند. چنين است كه چون كودك زاده شود و لب هاى خود را در جستجوى شير بگشايد و
از اين سو بدان سو بچرخاند، پستان هاى مادر را به سان دو مشك كوچك كه براى برآوردن
نياز او آويخته شده اند، مى يابد و از آن پس ، تا هنگامى كه بدنش مرطوب ، اندام هاى
درونى اش نازك و اعضاى بدنش نرم است ، از اين شير تغذيه مى كند.
اما آن زمان
كه اين كودك به تحرك آيد و به غذايى درشت تر نيازمند افتد تا بدان استحكام يابد و
تنش نيرومند گردد، دندان هاى آسيا و دندان هاى كنارى سر برآورند تا به كمك آنها،
غذا را بجود و بدين سان ، غذا براى او نرم و آسان و گوارا گردد.
انسان ، پيوسته
در اين وضعيت است تا هنگامى كه به بلوغ برسد. پس چون به بلوغ رسيد، اگر نرينه باشد،
موى در چهره او رخ نمايد و اين ، نشان مردى وى باشد - و كم اند مردانى كه از مرز
خردسالى فراتر برده شده باشند و همانند زنان باشند - و اگر هم مادينه باشد، چهره اش
پيراسته از مو بماند تا همچنان از خوش نمايى و شادابى ، كه مردان را به آنچه
استمرار و ماندگارى نسل در آن است ، برانگيزد.
اى مفضل ! در آنچه انسان در اين
وضعيت هاى متفاوت ، بدان تدبير مى شود، بنگر. آيا به گمان تو اين همه به اهمال و
ولنگارى صورت پذيرفته است ؟
به گمان تو، اگر در هنگامى كه در رحم بود، آن خون به
سوى وى جريان نمى يافت ، آيا نمى چروكيد و آن سان كه گياهى به گاه بى آبى مى خشكد،
نمى خشكيد؟
يا آن هنگامى كه استحكام يافته بود، اگر درد زايش او را نمى فشرد و
نمى آزرد، آيا همچنان به سان دفن شده اى در خاك ، در رحم نمى ماند؟
يا اگر
پيدايش شير با ولادت او همخوان نبود، آيا او از گرسنگى نمى مرد يا ناگزير نبود از
غذايى تغذيه كند كه با وى ، سازگارى ندارد و بدنش با او استوارى نمى يابد؟
اگر
هم در وقت مناسب خود، دندان ها بر او نمى روييد، آيا جويدن و گوارش غذا براى وى
ناشدنى نبود؟ يا ناگزير نمى بايسد او را بر همان شيرخوارگى نگه مى داشت تا در نتيجه
، بدنش استحكام نيابد و به هيچ كارى نيايد و افزون بر آن ، مادرش را به خود مشغول
بدارد تا از تربيت ديگر فرزندان بازماند؟
(سرانجام ،) اگر در هنگام خود، مو بر
چهره او نمى روييد، آيا همچنان بر ريخت كودكان نمى ماند تا هيچ شكوه و جلالى در وى
نبينى ؟(180)
ر. ك : ص 346 (مدت باردارى ).
14/2 - غذاى جنين1104 - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
او شما
را از هفت چيز آفريده : يعنى از استخوان ، پى ، رگها، گوشت ، پوست ، مو، و روح ؛ و
شما را از هفت چيز، روزى داد: يعنى نخست در شكم مادران ، از خون حيض ، سپس شير، سپس
آب ، سپس روييدنى هايى كه از زمين برويند، سپس ميوه هاى درختان ، پس از آن گوشت
گوسفندان ، و سپس عسل زنبوران عسل . پس بر هفت عضو در پيشگاه خداوند، سجده كنيد.(181)
1105 - امام على (عليه
السلام ):
در پاسخ به پرسش سلمان درباره روزى كودك در شكم مادر -: خداوند
- تبارك و تعالى - خون حيض را براى وى در بدن زن ، باز بداشت و روزى او را در شكم
مادر از آن قرار داد.(182)
1106 - مناقب آل اءبى
طالب :
به نقل از محمد صيرفى و عبدالرحمان بن سالم -: ابن شبرمه و
ابوحنيفه به حضور امام صادق (عليه السلام ) رسيدند. امام (عليه السلام ) از
ابوحنيفه پرسيد: ((چرا زن پس از باردار شدن ، حيض نمى
شود؟)).
گفت : نمى دانم .
فرمود: ((خداوند، خون را (در بدن ) باز داشته و آن را غذاى كودك قرار داده
است )).(183)
14/3 - غذاهايى كه براى جنين ، سودمند است1107 - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
به زنان
باردار خود: كندر بخورانيد؛ زيرا اگر كودك در شكم مادر با كندر تغذيه شود، قلبش
استحكام و عقلش فزونى مى يابد. پس اگر مردينه باشد، دلير باشد و اگر ماده زاده شود،
سترگ سرين گردد و بدين سبب ، نزد همسر خويش ، برخوردار باشد.(184)
ر. ك : ص 296، ح 964.
ر. ك : ص 481 (خواص
خرما براى زن باردار و تازه زا).
ر. ك : ص 541 (خواص به براى زنان
باردار).
ر. ك : ص 602 (فايده هاى كندر براى زنان باردار).
14/4 - نوع جنينقرآن
لله ملك السموت والارض يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء انثا ويهب لمن يشاء الذكور
# اءو يزوجهم ذكرانا وانثا ويجعل من يشاء عقيما انه ، عليم قدير؛(185)
فرمانروايى آسمان ها و زمين ، از آن
خداست . هر چه بخواهد، مى آفريند و به هر كه بخواهد، دخترانه مى بخشد و به هر كه
بخواهد، پسرانه عطا مى كند، يا پسر و دختر، هر دو را جفت يكديگر قرار مى دهد و هر
كس را هم كه بخواهد، عقيم مى سازد. او دانايى تواناست .
حديث
1108 - پيامبر خدا (صلى الله
عليه و آله و سلم ):
آب مرد، سفيد و آب زن ، زرد است . چون در بر هم آيند
و منى مرد بر منى زن ، چيرگى يابد. به اذن خداوند، نرينه آورند و چون منى زن بر منى
مرد برترى يابد، به اذن خداوند، مادينه آورند.(186)
1109 - امام صادق (عليه
السلام ):
بر تو باد كاسنى ؛ چرا كه آب (منى ) را مى افزايد، فرزند(187) را نكو مى سازد، و گرم و نرم است و بيشتر،
فرزند، پسر مى شود.(188 )
14/5 - راز همانندى1110 -
مسند ابن حنبل :
به نقل از ام سلمه -: ام سليم گفت : اى پيامبر خدا! گاه
زن در خواب مى بيند كه مرد با او آميزش كرده است . آيا بر او غسل واجب مى
شود؟
فرمود: ((آرى ، چنانچه رطوبتى هم ببيند)).
ام سلمه گفت : آيا زن ، چنين هم مى كند؟
فرمود: ((دستت درد نكند! پس همانندى با دايى ها، جز از اين ، از كجا حاصل مى
آيد؟ هر يك از نطفه ها كه بر ديگرى به سوى زهدان پيشى جويد،! بر همانند نيز چيرگى
مى يابد)).(189)
1111 - پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ):
نطفه مرد، سفيد رنگ و غليظ است و نطفه زن ، زرد
است و رقيق . هر كدام از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد، همانندى را از آن خود مى
كند؛ و اگر هم هر دو در بر هم آيند، شباهت از هر دوى آنها باشد.(190)
1112 - پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ):
آب مرد، غليظ و سفيد است و آب زن ، رقيق و زرد
است . برترى يا پيشى جويى از هر كدام از آنها باشد، شباهت نيز از همان مى خيزد.
1113 - پيامبر خدا
(صلى الله عليه و آله و سلم ):
براى نطفه هاى خود، نيكوترين (زن ها) را
برگزينيد؛ چرا كه زنان ، همانندهاى برادران و خواهران خويش را مى زايند(192).(193)
1114 - قصص
الانبياء:
به نقل از شهر بن حوشب -: هنگامى كه پيامبر خدا (صلى الله عليه
و آله و سلم ) به مدينه در آمد، شمارى از يهوديان نزد او آمدند و گفتند: ما درباره
چهار چيز از تو مى پرسيم . اگر درباره آنها به ما آگاهى دادى ، تو را باور داريم و
به تو ايمان آوريم ... گفتند: درباره همانندى ، كه چگونه كودك با مادر شباهت مى
يابد، در حالى كه نطفه از مرد است ؟
فرمود: ((شما را به
خداوند سوگند مى دهم ، آيا (نه اين است كه ) خود مى دانيد نطفه مرد، سفيد و غليظ و
نطفه زن ، سرخ و رقيق است . هر يكى از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد، شباهت را از آن
خود مى سازد؟)).
گفتند: البته كه چرا.(194)
1115 - امام باقر (عليه
السلام ):
مردى از انصار، نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اين ، دختر عمو و
زن من است و از او جز نيكى سراغ ندارم . اما او برايم فرزندى آورده است بسيار سياه
، با سوراخ هاى بينى گشاد، موهاى مجعد پرگره و بينى پهن و به صورت چسبيده ، به
گونه اى كه همانند آن ، نه در دايى هاى خود سراغ دارم ، نه در نياكان خويش
.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از همسر وى پرسيد: ((تو چه مى گويى ؟)).
گفت : سوگند به آن كه
تو را به حق ، به پيامبرى برگزيده است ، از آن روز كه مرا در اختيار گرفته ، هيچ كس
را در نظر خود، بر جايگاه او قرار نداده ام (اشاره به اين كه به او خيانت نكرده است
).
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )، مدتى سر فرو افكند و سپس ، لختى
نگاه خويش را به سوى آسمان برداشت و آن گاه ، بدان مرد رو كرد و فرمود: ((اى مرد! هيچ كس نيست كه ميان او و آدم ، نود و نه رگ - كه همه به
نسب او باز مى گرداند - نباشد. آن گاه كه نطفه در رحم جاى مى گيرد، هر يك از آن رگ
ها به جنب وجوش در مى آيد و از خداوند مى خواهد كه شباهت را به آن دهد. اين كودك ،
از آن رگ هايى برخاسته است كه اجداد تو و اجداد اجدادت ، آنها را درك نكرده اند.
فرزند خويش را براى خود بردار)).
پس آن زن گفت : اى پيامبر
خدا! گره از كار من گشودى .(195)
1116 - امام عسكرى (عليه
السلام ):
- به نقل از پدرانش (عليهم السلام ) -: چون پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ) به مدينه در آمد، عبدالله بن صوريا را نزد او آوردند. گفت
: اى محمد! مرا بياگاهان كه فرزند، از مرد خيزد يا از زن .
پيامبر (صلى الله
عليه و آله و سلم ) فرمود: ((اما استخوان ها، پى و رگ ها از
مرد است و گوشت ، خون و مو از زن )).
گفت : راست گفتى ، اى
محمد! سپس افزود: چرا گاه فرزند با عموهايش همانند مى شود و هيچ شباهتى به دايى
ها در او نيست ؟ يا گاه با دايى ها همانند مى شود و هيچ شباهتى به عموها در او نيست
؟
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((هر يك
از دو طرف (پدر و مادر) كه آبش بر آب ديگر چيرگى يابد، همانندى از آن وى است )).
گفت : راست گفتى ، اى محمد؛ اما در اين باره مرا بياگاهان كه
چه كسى فرزنددار مى شود و چه كسى فرزنددار نمى شود.
فرمود: ((اگر نطفه ، تيره رنگ و سرخ رنگ شود، از شخص فرزندى نزايد و اگر ناب
باشد، شخص ، فرزنددار مى شود)).(196)
1117 - امام على (عليه
السلام ):
- هنگامى كه از ايشان درباره همانندى فرزند به عموها و دايى
هايش پرسيده شده بود -: اما همانندى فرزند با عموها و دايى هايش ؛ اگر نطفه مرد
بر نطفه زن به سوى زهدان پيشى جويد، شباهت فرزند به عموهايش پديد آيد و از نطفه
مرد، استخوان و پى شكل مى گيرد. اما اگر نطفه زن بر نطفه مرد، پيشى گيرد، شباهت
فرزند به دايى ها پديد مى آيد و از نطفه زن ، مو، پوست و گوشت ، شكل مى گيرد؛ چرا
كه اين نطفه ، زرد و رقيق است .(197)
1118 - مسند ابن حنبل
:
- به نقل از ابن عباس -: يهوديان ، رو به پيامبر خدا (صلى الله عليه و
آله و سلم ) كردند و گفتند: ما را آگاه كن كه چگونه فرزند، دختر و چگونه پسر مى
شود؟
فرمود: ((دو آب با يكديگر التقا مى يابند. پس اگر آب
مرد بر آب زن برترى يابد، نرينه زايد و اگر آب زن بر آب مرد برترى يابد، مادينه
زايد)).(198)
1119 - امام صادق (عليه
السلام ):
مردى ، زن خويش را نزد عمر آورد و گفت : اين زن من ، سياه است
و من نيز سياه هستم ؛ اما اينك او كودكى سفيد، زاده است !
عمر، از كسانى كه آن
جا حضور داشتند، پرسيد: چه نظرى داريد؟
گفتند: راءى ما اين است كه زن را سنگسار
كنى ؛ جرا كه او خود، سياه است و همسرش نيز سياه است ، اما كودكش سفيد!
در حالى
كه آن زن را آماده كرده بودند كه براى سنگسار ببرند، اميرمومنان بدان جا آمد و
پرسيد: ((شما دو تن را چه شده است ؟))
آنها با او (از آنچه رخ داده بود) سخن گفتند.
امام (عليه
السلام ) از مرد سياه پرسيد: ((آيا زن خود را متهم مى كنى
؟)).
گفت : نه .
پرسيد: ((آيا در
حالى كه او حيض بوده با او همبسترى كرده اى ؟)).
گفت : شبى
از شب ها او به من اظهار داشته بود كه حيض است ، اما من گمان كرده بودم كه از سرما
بيم دارد و از همين رو، با او آميزش كردم .
امام (عليه السلام ) از زن پرسيد:
((آيا در حالى كه حيض بوداى ، به سراغت آمده است ؟)).
گفت : آرى ، از خود او بپرس كه چگونه بر او سخت گرفتم و تن
نمى دادم .
امام (عليه السلام ) فرمود: برويد، كه او فرزند شماست و تنها مسئله ،
اين است كه خون بر نطفه چيرگى يافته و سفيد شده است ، در حالى كه اگر امكان تحرك
يافته بود، سياه مى شد)).
آن كودك ، بعدها كه به نوجوانى
رسيد سياه شد.(199)
1120 - امام رضا (عليه
السلام ):
پادشاه (وقت ) به دانيال (عليه السلام ) گفت : دوست دارم
فرزندى همانند تو داشته باشم .
پرسيد: ((من در دل تو چه
جايگاهى دارم ؟)).
گفت : برترين و والاترين جايگاه
.
دانيال گفت : ((پس آن گاه كه آميزش كردى ، همه انديشه خود
را متوجه من بدار)). پادشاه ، اين كار را كرد و در پى آن داراى
فرزندى شد كه همانندترين كسان به دانيال بود.(200)
ر. ك : ص 321 (آنچه پيش از آميزش بايست است /
آرامش ).
14/6 - مدت
باردارىقرآن
وحمله ، وفصله ، ثلاثون شهرا؛(201)
دوران باردارى و از شير گرفتن او
(نوزاد)، سى ماه است .
حديث
1121 - الكافى :
- به نقل از عبدالرحمان بن سيابه ، از يكى
از كسانى كه براى وى حديث كرده -: از امام باقر (عليه السلام ) پرسيدم كه بيشترين
زمان ممكن براى ماندن فرزند در شكم مادر، چه اندازه است ؛ چرا كه مردم مى گويند:
شايد فرزند، دو سال هم در شكم مادر بماند؟
فرمود: ((دروغ
گفته اند. بيشترين زمان ممكن براى بارداى ، نه ماه است و حتى لحظه اى از آن بيشتر
نمى شود و اگر دمى بر آن بيفزايد، پيش از آن كه برون آيد، مادر خويش را مى كشد)).(202)
1122 - مناقب آل اءبى
طالب :
هيثم در سپاهى (بيرون از وطن ) بود. چون (بازگشت )، شش ماه پس از
باز گشت وى ، همسرش فرزندى آورد. او اين فرزند را از زن نپذيرفت . او را نزد عمر
آورد و مسئله را براى وى بازگو كرد. وى نيز فرمان سنگسار زن را داد. اما پيش از آن
كه زن سنگسار شود، على (عليه السلام ) خود را بدان زن رساند سپس به عمر گفت : لختى
درنگ كن ! آن زن راست گفته است . خداوند متعال مى گويد: وحمله ، وفصله ، ثلثون شهرا؛(203) دوران باردارى و از شير گرفتن او (نوزاد)
سى ماه است و مى فرمايد:
والولدت يرضعن اءولدهن حولين كاملين ؛(204) مادران ، كودكان خود را دو سال تمام ،
شير دهند. پس ، باردارى و شيردهى ، سى ماه است )).
عمر در
اين هنگام گفت : اگر على نبود، عمر تباه شده بود؛ و آن زن را آزاد كرد و فرزند را
هم به پدر، ملحق ساخت .(205)
توضيح :
كمترين زمان باردارى ، چهل روز است ، و اين زمان انعقاد نطفه است و
كمترين زمان لازم براى زنده زاده شدن كودك نيز شش ماه است ؛ چه اين كه نطفه ، چهل
روز در زهدان مى ماند، سپس چهل روز به لخته اى بدل مى شود، سپس چهل روز پاره گوشتى
مى شود، آن گاه در چهل روز، صورتى به خويش مى گيرد و در بيست روز هم روح در آن
دميده مى شود. اين ، شش ماه است و بدين سان ، جدا شدن فرزند (از شير مادر) در 24
ماه صورت مى پذيرد و دوران باردارى به او نيز شش ماه مى شود.
14/7 - سقط كردن جنين1123 - كتاب من لا يحضره الفقيه :
- به نقل از اسحاق بن
عمار -: به امام كاظم (عليه السلام ) گفتم : گاه زن از باردارى مى ترسد و از همين
رو، دارويى مى خورد و آنچه را در شكم دارد، مى افكند.
فرمود: ((اين كار را نكند)).
گفتم : آن تنها يك نطفه
است !
فرمود: ((نخستين چيزى هم كه آفريده مى شود، همان نطفه
است )).(206)
1124 - الكافى
:
- به نقل از محمد بن مسلم -: از امام باقر (عليه السلام )، در اين باره
پرسيدم كه اگر مرد، زن را كتك بزند و در نتيجه ، زن نطفه را بيندازد؟
فرمود:
((بر او بيست دينار (ديه ) است )).
گفتم : (اگر) او را كتك بزند و در نتيجه ، وى علقه را
بيندازد؟
فرمود: ((بر او چهل دينار است )).
گفتم : (اگر) او را كتك بزند و وى نيز در نتيجه ، مضغه را
بيندازد؟
فرمود: ((بر او شصت دينار است )).
گفتم : (اگر) او را كتك بزند و وى در نتيجه ، جنين را كه
داراى استخوان شده است ، بيندازد؟
فرمود: ((بر او ديه كامل
لازم است و اميرمومنان نيز به همين ، حكم فرمود)).
گفتم :
ويژگى ساختار نطفه كه بدان از ديگر چيزها باز شناخته مى شود، چيست ؟ فرمود: ((نطفه سفيد است ، به سان خلط غليظ سينه . پس زمانى در رحم مى ماند
تا اين زمان به چهل روز برسد. سپس به علقه تبديل مى شود)).
گفتم : ويژگى ساختار علقه كه بدان باز شناخته مى شود، چيست
؟
فرمود: ((لخته ، خونى است همانند آن خون كه در بادكش
ابزار حجامت ، لخته شود. پس از بدل شدن از حالت نطفه ، چهل روز در همين حالت مى
ماند و سپس به مضغه تبديل مى گردد)).
گفتم : ويژگى مضغه كه
بدان بازشناخته مى شود، چيست ؟
فرمود: ((پاره گوشتى است سرخ
رنگ ، داراى رگ هايى سبز و درهم تنيده شده ، و سپس به استخوان بدل مى گردد)).
گفتم : ويژگى ساختار او، هنگامى كه به استخوان بدل شود، چيست
؟
فرمود: ((چون استخوان گردد، گوش و چشم برايش شكافته مى
شود و اندام هايش ترتيب مى يابد اگر به چنين حالتى رسيده باشد، در آن يك ديه كامل
است )).(207)
14/8 - شستن نوزاد1125 - امام
صادق (عليه السلام ):
شستن نوزاد، لازم است .(208)
14/9 - گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد1126 - امام صادق (عليه السلام ):
- درباره آنچه بايد پس
از زاده شدن كودك برايش انجام داد -: به ماما يا يكى از ديگر كسانى كه نزديك كودك
است ، بگوييد در گوش راست او ((اقامه ))
بگويد تا در نتيجه ، هيچ گاه به ديوانگى و جن زدگى گرفتار نيايد.(209)
1127 - الكافى
:
- به نقل از ابو يحيى رازى -: امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((چون كودكتان زاده شود، با او چه مى كنيد؟))
گفتم : نمى دانم چه كنيم .
فرمود: ((به
اندازه يك عدس ، گاوشير بردار و آن را در آب حل كن . سپس ، از آن ، دو قطره در
سوراخ راست بينى و يك قطره در سوراخ چپ بينى وى بچكان و در گوش راست او اذان و در
گوش چپ او اقامه بگوى . اين كار، پيش از آن كه ناف نوزاد را ببرند، برايش انجام
شود؛ چرا كه در اين صورت ، هرگز پريشانى نبيند و به ام صبيان (210) مبتلا نشود.(211)
14/10 - گشودن كام نوزاد1128
- امام على (عليه السلام ):
كام كودكان خويش را به خرما بگشاييد. پيامبر
(صلى الله عليه و آله و سلم )، با حسن (عليه السلام ) و حسين (عليه السلام ) چنين
كرد.(212)
1129 - الكافى
:
- به نقل از امام باقر (عليه السلام ) -: ((با آب
فرات ، كام نوزاد گشوده گردد و در گوشش اقامه گفته شود)).
در روايت ديگرى نيز چنين آمده است : ((فرزندانتان را با آب فرات و با تربت حسين (عليه السلام )، كام
بگشاييد؛ و اگر در اختيار نباشد، با باران آسمان )).(213)
14/11 - تراشيدن سر نوزاد1130
- امام صادق (عليه السلام ):
- در پاسخ به پرسشى درباره دليل تراشيدن سر
نوزاد -: براى پاك كردن او از موهايى كه در زهدان بر وى روييده است .(214)
14/12 - عقيقه كردن براى نوزاد1131 - امام صادق (عليه السلام ):
چون كودك زاده شود، براى
وى عقيقه كنند، سر او را بتراشند و هم وزن موى او، نقره صدقه دهند و (از عقيقه هم )
پاچه و ران را به ماما بدهند و شمارى از مسلمانان را دعوت كنند. پس ، آنان بخورند و
براى نوزاد، دعا كنند. روز هفتم نيز بر كودك ، نام نهاده شود.(215)
14/13 - غذاى تازه زا1132 -
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ):
نزد من براى زن تازه زا،
درمانى همانند خرما و براى بيمار، درمانى همانند عسل وجود ندارد.(216)
1133 - امام على (عليه
السلام ):
پيامبر خدا فرموده است : ((بايد نخستين
چيزى كه زن تازه زا مى خورد، خرما باشد؛ چرا كه خداوند به مريم فرمود: وهزى اليك بجذع النخلة تسقط عليك
رطبا جنيا؛(217) تنه درخت را به سوى خود، تكان ده . خرماى
تازه اى بر تو فرو ريزد.
گفته شد: اى پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )!
اگر وقت خرما نباشد، چه طور؟
فرمود: ((هفت خرما از خرماى
مدينه ؛ و اگر اين نباشد، هفت خرما از خرماى شهر خودتان ؛ زيرا خداوند (عزوجل ) مى
گويد: "به عزت و جلال و عظمت و جايگاه والايى كه دارم ، سوگند، جز اين نيست كه اگر
زن تازه زا در همان روز كه فرزند آورده است ، خرما بخورد و آن فرزند، پسر باشد،
پسرى بردبار مى شود و اگر نيز دختر باشد، دخترى بردبار(218) مى شود")).(219)
ر. ك : ص 481 (خواص خرما براى زن باردار و
تازه زا).
14/14 - تاكيد بر شير
مادر1134 - امام على (عليه السلام
):
هيچ شيرى براى تغذيه كودك ، پر بركت تر از شير مادر نيست .(220)
14/15 - انتخاب شيرده مناسب1135 - امام على (عليه السلام ):
بنگريد كه چه كسى
فرزندانتان را شير مى دهد؛ چرا كه كودك ، به همين شير، رشد مى كند.(221)
14/16 - كسى كه شايسته انتخاب براى شيردهى است
.1136 - امام باقر (عليه السلام
):
براى فرزند خود، از زنان زيبا، شيردهى بخواه و از زشتان بپرهيز؛ چرا
كه شير، گاه سرايت مى كند.(222)
1137 - امام باقر (عليه
السلام ):
بر شما باد دايه هاى زيبا و پاكيزه ؛ چرا كه شير، سرايت مى
كند.(223)
14/17 - كسانى كه نبايد آنان را به دايگى
گرفت1138 - پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله
و سلم ):
زن كودن و نيز زنى را كه چشمش ضعيف است و آب ريزش دارد، به
دايگى مگيريد؛ چرا كه شير، سرايت مى كند.(224)
1139 - امام باقر (عليه
السلام ):
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((زن كودن را به شير دهى مگيريد؛ چرا كه شير، سرايت مى كند و كودك به
همان شير، همانند مى شود))؛ يعنى در بى خردى و كودنى به دايه
شباهت مى يابد.(225)
1140 - امام صادق (عليه
السلام ):
امير مومنان - درود خداوند بر او باد - مى فرمود: ((زن كودن را به شير دهى مگيريد؛ چرا كه شير بر سرشت ها چيرگى مى
يابد)).
پيامبر خدا نيز فرموده است : ((زن كودن را به شيردهى مگيريد؛ چرا كه كودك به همين شير، رشد مى
كند)).(226)
1141 - الكافى
:
- به نقل از عبيد الله حلبى - : به امام صادق (عليه السلام ) گفتم :
زنى از زنا، فرزند آورده است . آيا او را دايه بگيرم ؟
فرمود: ((نه او را دايه بگير و نه دخترش را)).(227)
1142 - پيامبر خدا (صلى
الله عليه و آله و سلم ):
همسر دادن و همسر گرفتن ، از سنت من است .
فرزند بجوييد؛ چرا كه من ، فردا به شما بر ديگر امت ها فراوانى مى جويم . درباره
فرزندانتان ، از شير زنان بدكاره و ديوانه ، اجتناب كنيد؛ چرا كه شير، سرايت مى
كند.(228)
14/18 - آداب شير دهى1143 -
الكافى :
- به نقل از ام اسحاق دختر سليمان -: در حالى كه يكى از دو
فرزندم (محمد يا اسحاق ) را شير مى دادم ، امام صادق (عليه السلام ) به من نگريست .
سپس فرمود: ((اى مادر اسحاق ! او را از يك پستان شير مده از هر
دو پستان شير بده تا يكى خوراك و ديگرى نوشاب باشد)).(229)
14/19 - زمان شيردهىقرآن
والولدت يرضعن
اءولدهن حولين كاملين لمن اءراد اءن يتم الرضاعة وعلى المولود له ، رزقهن وكسوتهن
بالمعروف لا تكلف نفس الا وسعها لاتضار ولدة بولدها ولا مولود له ، بولده ى وعلى
الوارث مثل ذلك فان اءرادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلا جناح عليهما وان اءردتم
اءن تسترضعوا اءولدكم فلا جناح عليكم اذا سلمتم ما ءاءتيتم بالمعروف واتقوا الله
واعلموا اءن الله بما تعملون بصير؛(230)
و مادران ، فرزندان خود را دو سال
تمام ، شير دهند. (اين ) براى كسى كه بخواهد شيردادن را كامل كند. و بر آن كس كه
فرزند براى او متولد شده (پدر)، لازم است خوراك و پوشاك مادر را بپردازد (، حتى اگر
طلاق گرفته باشد). هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نمى شود؛ نه مادر به (خاطر
اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نيز لازم است
اين كار را انجام دهد (هزينه مادر را در دوران شير خوارگى تاءمين نمايد). پس اگر آن
دو با رضايت و رايزنى يكديگر خواستند فرزند را از شير بگيرند، بر آنان گناهى نيست .
و اگر هم خواستيد براى فرزندانتان دايه بگيريد، گناهى بر شما نيست ، به شرط اين كه
حق گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد. از خداوند، پروا كنيد و بدانيد كه
خداوند، به آنچه مى كنيد، بيناست .
حديث
1144 - امام صادق (عليه السلام ):
(حداقل ) شيردهى ، 21
ماه است و آنچه از آن كاسته شود، ستمى است بر نوزاد.(231)
1145 - امام صادق (عليه
السلام ):
زنى كه باردار باشد و طلاق داده شود، خرجى داده مى شود تا
هنگامى كه بار خويش بنهد. او به فرزند خويش و به اين سزامندتر است كه او را به
(مزدى همانند) آنچه زنى ديگر مى پذيرد، شير دهد. خداوند مى فرمايد: لاتضار ولدة بولدها ولا مولود له ،
بولده ، وعلى الوارث مثل ذلك ؛ نه مادرى به واسطه فرزندش زيان ببيند، و نه
پدرى به واسطه فرزند خويش . بر وارث نيز همانند اين است .
(امام (عليه السلام )
افزود:) پيش تر چنين بود كه اگر زنى از خاندان ما، شوهرش مى خواست با او آميزش كند،
دست خويش را به سوى شوهر بلند مى كرد و مى گفت : ((اجازه ات
نمى دهم ؛ چرا كه مى ترسم بر روى فرزندى كه دارم ، ديگر بار باردار شوم ))؛ و مرد نيز مى گفت : ((با تو آميزش نمى كنم
. مى ترسم باردار شوى و من ، فرزند خويش را بكشم )). خداوند
(عزوجل )، از اين كه زن به شوهر خود زيان برساند و از اين كه مرد به زن خويش زيان
برساند، نهى فرمود.
اما اين كه فرموده است : ((و على الوارث
مثل ذلك ؛ بر وارث نيز همانند اين است )). در اين سخن ، از اين
نهى كرده كه در شير دادن كودك ، به او يا به مادرش زيان رسانده شود. زن را اين حق
نست كه به سبب شيردهى فرزند، بيشتر از دو سال كامل ، مزد ستاند. و اگر زن و شوهر،
هر دو با رضايت ، توافق كنند كه پيش از اين مدت ، كودك را از شير بگيرند، نيكوست
.
- و ((فصال )) در اين آيه به معناى
از شير گشودن است .(232)
1146 - الكافى
:
- به نقل از سعد بن سعد اشعرى -: از امام رضا (عليه السلام ) پرسيدم :
كه آيا كودك ، بيش از دو سال هم شير داده مى شود؟
فرمود: ((تنه دو سال )).
گفتم : اگر از دو سال افزون
شود، آيا بدان سبب ، بر پدر و مادر او گناهى است ؟
فرمود: ((نه )).(233)
